بهترین بازاریابی پزشکی و محبوب شدن در گوگل چیست ؟

,گوگل و اینترنت می تواند بستر بسیار مناسبی را برای پزشک فراهم کند که بهتر و سریع تر از قبل دیده شود و این یعنی بهترین بازاریابی پزشکی. اما باید راهش را دانست.

 

بهترین بازاریابی پزشکی

بهترین بازاریابی پزشکی

امروزه همه ی تخصص ها از روش های سنتی استفاده می کنند و چون فراگیر شدند دیگر کارایی سابق را ندارند، توصیه میکنیم بلندگوهایی که در کوچه و خیابان شهر، نام شما را فریاد می زنند را کنار بگذارید و بهترین بازاریابی پزشکی را شروع کنید.

چرا گوگل می تواند مرا محبوب کند؟

مردم با اینترنت خواسته های خودشان را انجام می دهند. چند نمونه برای مثال :

  • درصد قابل توجه ای از خریدها به صورت اینترنتی انجام می شود، خرید هایی که حتی از روش سنتی نیز مطمئن تر است.
  • مردم اطلاعات و آموزش های خودشان را از اینترنت می گیرند، آموزش هایی که به مراتب به روزتر و کامل تر از کتاب ها و مجلات به روز نشده است.

نتیجه  : مردم بهترین پزشکان را در اینترنت جستجو می کنند تا آنها را بیابند.

اما سوال اینجاست، بهترین پزشک برای مردم در اینترنت چه کسی است؟ یک پزشک ایده آل در اینترنت چه ویژگی هایی دارد؟

راه اندازی وب سایت پزشکی؛ مرحله اول

اولین نیاز پزشک برای بهترین بازاریابی پزشکی، راه اندازی یک سایت شخصی است. یعنی جایی که مخاطبان به اطلاعات مورد نیازشان برسند.

بهتر است بدانیم نیازهای بیمار چیست و بخش های اصلی سایت خود را مشخص کنیم.

خودتان را واقعا معرفی کنید؛ مرحله دوم

واقعا خودتان را معرفی کنید! منظورم از معرفی این نیست که نام و تخصص خود را در سایت نمایش دهید.

بیشتر بخوانید  مهم ترین ویژگی های سایت پزشکی ایده آل چیست؟ بخش اول

خودتان را به جای بیمارانتان بگذارید، اگر شما میخواستید پزشکی را انتخاب کنید، دقیقا چه ویژگی ها یا اطلاعاتی برایتان مهم بود!؟

از خودتان، تخصص تان، شرایط کاری تان بگویید. از اینکه در چه زمینه هایی مهارت قابل توجه ای دارید یا اینکه چه سوابقی دارید، همه ی این موارد به ارزشمند شدن شما نزد بیمار و بعد از آن گوگل کمک می کند.

بازاریابی پزشکی

مقالات آموزشی پزشکی؛ مرحله سوم

بهترین کاری که شما را برای گوگل محبوب می کند و در صدر نتایج گوگل می آورد، نوشتن مقالات آموزشی برای بیماران است. توجه داشتید باشید این اطلاعات آموزشی باید زبانی ساده داشته باشد و کاملا برای بیمار مفید باشد.

پس بخشی را برای مقالات تخصصی خود در نظر بگیرید و در بازه های زمانی مشخص آن را به روز کنید. آموزش به بیماران یعنی تکریم آنها و بدانید این موضوع از چشم گوگل پنهان نخواهد ماند.

سیستم نوبت دهی پزشک؛ مرحله چهارم

مهم نیست کجای این سرزمین و جهان پهناور زندگی می کنید، مهم نیست ساعت کاری مطب شما چگونه است؟ بهتر است سیستم نوبت دهی در سایت خود داشته باشید تا بیماران بعد از اینکه اطلاعات کافی از شما گرفتند، فرصتی داشته باشند تا از شما نوبت دریافت کنند.

تعامل با بیماران؛ مرحله پنجم

یک نکته بسیار ارزشمند برای محبوبیت در گوگل این است که کار خود را فراموش نکنید، یک برنامه منظم برای فعالیت روی سایت خود تدوین کنید و مطالب سایت خود را به روز کنید با بیماران خود تعامل داشته باشید و به نظرات و سوالات آنها پاسخ دهید.

بیشتر بخوانید  بازاریابی اینترنتی بخش جدانشدنی پزشک امروزی

تلاش کنید مخاطب را درگیر سایت خود کنید و خدماتی مناسب، در اختیارش قراردهید.

وقتی شما به بیماران خود احترام بگذارید بدانید گوگل ارزش زیادی برای شما قائل می شود.

بازاریابی اینترنتی پزشک

 

به محبوبیت در گوگل سلام کنید؛ مرحله آخر

پس از مدتی که گوگل متوجه شود، شما کارتان درست است و بیخیال ماجرا نیستید، آن موقع دیگر نمی تواند به راحتی از روی نام شما عبور کند و شما همیشه یکی از انتخاب های او خواهید بود.

 

نکته :

این نکته را در نظر بگیرید مدیریت سایت و محبوبیت در گوگل یک فرآیند مستمر است و شما یاید یک برنامه ی منطقی، درست و حساب شده، برای آن داشته باشید، البته نترسید قرار نیست کوهی را جا به جا کنید. تجربه و یادگیری به بهترین بازاریابی پزشکی شما کمک خواهد کرد.

 

منبع:مجله دکتردکتر

(Marketing in 21st century) بازاریابی در قرن 21

امروزه شرکتها می توانند با ارئه خدمات و محصولات، تجاربی را ایجاد و بازاریابی کنند. خلق تجربه پرش از ارتفاعات بام تهران و تجربه حضور در سرزمین موجهای آبی از این دست تجربیات می باشند.

بازاریابان رویدادهای مختلفی که در زمان های گوناگون اتفاق می افتند را بازاریابی می کنند. از جمله این رویدادها بازی های المپیک و جام جهانی فوتبال است.

سازمان ها، به دنبال وجهه ای مناسب و منحصر به فرد از خود در ذهن مخاطبان خود هستند. دانشگاهها، موزه ها، شهرداری ها همه و همه بدنبال ساختن بهبود جایگاه خود در جامعه می باشند.

در مورد اطلاعات همین بس که مدیر عامل شرکت تجهیزات پزشکی زیمنس می گوید محصول اصلی ما اطلاعاتی است که به مشتریان می دهیم. اطلاعاتی که توسط دانشگاهها، مدارس، روزنامه ها و کتاب ها تولید می شوند و در اختیار مردم اجتماع قرار می گیرند از این دست می باشند.

این روزها بازاریابی افراد مشهور به یک کسب و کار سودآور تبدیل شده. امروز بازاریابی به پزشکان، هنرمندان، موسیقی دانان و سایر افراد کمک می کند.

در مورد اموال، دلالان مسکن را در نظر بگیریدکه برای فروشنده یا خریدار مسکن بازاریابی می کنند.

 

منبع:وب سایت حاتمیان

مشاوره برندسازی، بازاریابی و افزایش درآمد ویژه پزشکان

این امر کاملا واضح است که پزشکان قشر خاصی از جامعه هستند که ارائه خدماتی چون بازاریابی،  برندسازی و ... برای آنها دارای پیچیدگی های خاصی است. اهمیتبرندسازی در زمینه پزشکی بسیار بیشتر از سایر کسب و کارهاست، برندینگ یعنی ایجاد ذهنیت مثبت در مشتریان و واقعیت این است که انتخاب یک پزشک بیشتر از هر چیز وابسته به میزان اعتماد و ذهنیت مثبت بیماران است. هر چند تخصص و مهارت پزشکان در طولانی مدت موجب افزایش مراجعه کنندگان و معروفیت پزشک می گردد اما با توجه به افزایش تعداد پزشکان ممکن است این زمان طولانی و توزیع نامتعادلی داشته باشد.

گروه مشاورین مدیریت بهسا بر پایه تجربیات خود و همچنین ارتباط با مجامع بین المللی در حوزه بازاریابی و برندسازی پزشکان، خدمات ویژه ای را در این حوزه ارایه می دهد. ارایه برنامه ریزی جامع و موثر در حوزه برندسازی و بازاریابی مراکز درمانی و شخص پزشک جهت ارتقاء برند شخصی و معرفی موثر مهارت ها و تخصص پزشکان به جامعه هدف از جمله این خدمات است.

امروزه بسیاری از مردم پزشک خود را از طریق شبکه های اجتماعی، جستجو در گوگل و ... انتخاب می کنند اما فقط حضور در این شبکه ها کافی نیست. انتقال حسن اطمینان به بازدیدکننده و برندسازی در فضای مجازی باید همگون و موازی با برندسازی شخصی در فضای حقیقی شکل بگیرد. گروه مشاورین مدیریت بهسا آماده است خدمات خود را در زمینه های فوق به صورت تخصصی ارائه نموده و شما را در ارتقاء برند سخصی و افزایش مراجعه کنندگان یازی نماید.

همچنین گروه مشاورین مدیریت بهسا خدماتی چون استانداردسازی، پیاده سازی و اخذ گواهینامه های ایزو، بازاریابی دیجیتال، پیاده سازی سیستم بین المللی جذب مخاطب ویژه ارایه دهندگان خدمات توریسم سلامت ، جذب گردشگر در حوزه توریسم سلامت، مشاوره سرمایه گذاری و مشاوره مدیریت را نیز به صورت حرفه ای برای پزشکان ارایه نماید.

شما می توانید تقاضای مشاوره خود را از طریق فرم مشاوره رایگان (اینجا) و یا فرم ارسال پیام (اینجا) ارسال نموده و یا با شماره تلفن 02125917071 تماس حاصل فرمایید.

 

منبع:وب سایت مشاورین بهسا

بازاریابی برای پزشکان

دیروز به مطب یکی از پزشکان محترم مراجعه کرده بودم تا مداوایم کند.آقای دکتر مشتریان (بیماران) زیادی داشت و حسابی سرش شلوغ بود.

پس از کلی جستجو در موتورهای جستجو بالأخره شماره تماس مطبش را پیدا کردم و تماس گرفتم. خانم منشی به صورتی نامفهوم به من فهماند که به صورت تلفنی وقت ملاقات نمی دهند و می بایست به صورت حضوری مراجعه کنم. رفتم و وقتی وارد مطب شدم حدود 20 نفری را دیدم که در آنجا نشسته بودند و از بس حوصله شان سر رفته بود، یکی که از در وارد می شد، 40 عدد چشم تمام حرکاتش را رصد می کردند!

خانم منشی مشغول بافندگی بود و اسم و شماره موبایلم را پرسید و مبلغی را از من گرفت و دیگر هیچ. سعی کردم یک صندلی خالی برای خودم پیدا کنم تا روی آن بنشینم.

صندلی را پیدا کردم و نشستم. حالا من هم دو چشم دیگر به آن چهل چشم قبلی اضافه کرده بودم. قدری نشستم و سرم شروع کرد به چرخیدن در زاویه های مختلف مطب. فضای کلی مطب نه احساس آرامشی را منتقل می کرد و نه احساس اضطرابی را. کاملاً خنثی بود. خنثای خنثی. هیچ آثاری از تکنولوژی دیده نمی شد. سر میز خانم منشی به غیر از کلاف های کاموا و یک سر رسید حسابی ورق خورده و یک خودکار هیچ چیز دیگری نبود.

هیچ وسیله ای برای گذراندن وقت نبود. با یک حساب سر انگشتی فهمیدم که دو سه ساعتی در آن فضای خنثای خنثی ماندگارم. دست به دامان گوشی ام شدم و شروع کردم به خواندن یک کتاب درباره ی قیام کربلا و ...

خسته شده بودم و احساس اینکه باید دو ساعت دیگر هم در آنجا بنشینم، خسته ترم می کرد.

در آن حین چند نفری را دیدم که آمدند پول ویزیت شان را پس گرفتند و رفتند. به این فکر افتادم که چرا سیستم نوبت دهی اینجا این قدر قدیمی است آن هم با وجود این همه مشتری (مریض)؟

توی ذهنم یک مدل سیستم نوبت دهی را ترسیم کردم و به نظرم رسید که این موضوع را با آقای دکتر مطرح کنم.

چند ساعتی گذشت و نوبت به من رسید. خانم منشی گفت: حسینی! گفتم: بله. گفت: 091254، گفتم: بله. فهمیدم دلیل گرفتن شماره موبایل در همان وقت نوبت دادن چه حکمتی داشت!

خلاصه رفتم و خدمت آقای دکتر رسیدم. قبل از اینکه او معاینه اش را شروع کند و در حالی که مشغول خوردن چای بود، گفتم: آقای دکتر سیستم نوبت دهی تان می تواند بهتر باشد. چرا از یک سیستم آفلاین یا آنلاین استفاده نمی کنید با این حجم مراجعان؟ دکتر خندید و گفت: ای بابا! ما اینجا وقت چای خوردن هم به زور داریم. گفتم: قبول ولی مراجعان تان هم راضی تر و بیشتر خواهند شد. مثلاً اگر کسی بداند که فلان روز و فلان ساعت وقت ملاقات دارد و پول ویزیت اش را هم واریز کرده باشد، ... دکتر پرسید: شغلت چیست؟ گفتم. با خنده گفت: آها! پس می خواهی یک چیزی به ما بفروشی. گفتم: نه! اشتباه نکنید. این کار در حوزه ی کاری و تخصصی من نیست فقط یک پیشنهاد بود. نمی دانم چه شد که دکتر در موقع خداحافظی از من خواست تا در محل خانه ام یک خانه ی دربستی برای فروش به او پیشنهاد کنم!!!

به نظر من کاربردهای بازاریابی می توانند کمک های زیادی به پزشکان بکنند. شاید اگر بعضی از پزشکان جامعه ی ما با مفاهیم و کاربردهای بازاریابی به صورت اصولی و حرفه ای آشنایی داشتند، شرایط کاری شان پیشرفت ها و سودهای بیشتری می داشت. البته تا به حال با چند پزشک برخورد داشته ام که از امکانات بازاریابی استفاده هایی برده اند، ولی ...

ای کاش دکترها هم برای معالجه ی دردهای کاری شان به بازاریاب ها مراجعه می کردند و از نسخه های شفابخش آنها استفاده ها می بردند تا مشتریان شان هم از رضایت بیشتری برخوردار شوند و هم سود کسب و کارشان بیشتر شود.

به هر حال باید بتوانیم بخشی از درآمدهای مان را برای درآمدهای مان خرج کنیم.

 

منبع:gmarketing.mihanblog.com

راهنمای بازاریابی آنلاین برای پزشکان

طی چند سال اخیر، حضور پزشکان مانند همه اصناف دیگر، در فضای مجازی رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است. بخش بزرگی از حضور پزشکان در اینترنت، به پزشکان و جراحان زیبایی مربوط می شود. البته سایر پزشکان هم کم‌کم حضور خود را در اینترنت پررنگ‌تر می کنند.

طراحی وب سایت، راه اندازی سیستم نوبت دهی آنلاین، گالری تصاویر از بیماران قبل و پس از درمان از جمله امکاناتی است که کم و بیش در اکثر این وب سایت ها دیده می شود. اما بعد چه؟ هدف شما از راه اندازی یک وب سایت چیست؟

 

بازاریابی آنلاین برای پزشکان

 

هدف از راه اندازی هر وب سایتی جذب مخاطب بیشتر برای رسیدن به درآمد بیشتر است. بازاریابی آنلاین راهکاری است که عامل موفقیت شما در فضای وب است.

لازم است که وب سایت شما و به تبع آن خدمات شما در وب دیده شود. برای این شما باید وب سایت خود را بهینه سازی کنید. بهینه سازی وب سایت بدین معنی است که افرادی که در موتورهای جستجو به دنبال خدمات پزشکی می گردند، بتوانند به راحتی با وب سایت شما آشنا شوند.

مشتریان معمولا به دو صورت به وب سایت شما مراجعه می کنند:

بیمار از خدماتی که شما ارائه می کنید آگاه است، مثلا از اقوام و دوستانش درباره شما شنیده است و آنها آدرس وب سایت و یا شماره تلفن شما را به وی داده‌اند. پس وی با وارد کردن آدرس وب سایت مستقیما وارد وب سایت شما می شود.

بیماران (و یا مخاطبان پزشک) به دنبال خدمات پزشکی خاصی هستند، در اینترنت آن خدمات پزشکی را جستجو می کنند و به اطلاعات مورد نظرشان می رسند. اینجا شما با استفاده از تکنیکهای بهینه سازی وب سایت، باید وب سایت خود را در جایگاه خوبی نمایش دهید.
بدین ترتیب وقتی فردی در اینترنت جستجو می کند: "متخصص قلب و عروق" و یا "عمل زیبایی بینی"، وب سایت شما نمایش داده می شود.

هر فردی که در اینترنت به دنبال کالا، خدمات و اطلاعاتی می گردد، به جز وب سایت شما، گزینه‌های را نیز در دسترس دارد. پس چه عاملی باعث می شود مخاطب جذب وب سایتی شود و آن را پیگیری کند و در نهایت از خدمات آن استفاده کند؟ این عامل محتوا است. محتوای هر وب سایت است که عامل جذب مخاطب و مشتری است. حتی اگر وب سایت بهترین طراحی را داشته باشد، بدون محتوا هیچ ارزشی نخواهد داشت.

همیشه سعی کنید مخاطب وب سایت خود را دوست خود فرض کنید و به او اطلاعات درست بدهید. چند روز قبل با آقای دکتری درباره وب سایت وی صحبت می کردم. او که جراح زیبایی بود، تصاویری از بیمارانش را قبل و بعد از عمل، در وب سایت خود گذاشته بود. تصاویر قبل از عمل افرادی بدون هیچگونه آرایش و تصاویر پس از آرایش افرادی را نشان می داد که کاملا آرایش کرده بودند و به قول معروف تازه از آرایشگاه درآمده بودند! به او گفتم که این نحوه تبلیغ از فعالیت، عملا تاثیر منفی خواهد داشت، زیرا مخاطب شما این تفاوت را درک کرده و عملا زیبایی این افراد به خاطر آرایش است و نه عمل زیبایی.
در کمال تعجب، او به من گفت که با نظر من مخالف است؛ زیرا مشتریان او IQ 100 ندارند که این مسئله را تشخیص دهند و زیبایی تصاویر آرایش شده آنها را جذب می کند!
آقایان و خانمهای پزشک! مشتریان شما مانند من، احتمالا از هوش معمولی برخوردار هستند اما شما نباید آنها را دست کم بگیرید. مطمئن باشید اکثر مشتریان شما تفاوت تصاویر آرایش شده و تصاویر بدون آرایش را تشخیص می دهند.

شما نباید اطلاعات نادرست به مخاطبان خود بدهید، حتی اگر به قیمت از دست دادن مشتریان ختم شود. شاید اطلاعات درست چند مشتری را از شما دور کند اما در نهایت به سود شماست. مخاطبان بیشتری به شما اطمینان پیدا کرده و از خدمات شما استفاده می کنند.

تا جایی که برای شما ممکن است اطلاعات مفید در اختیار مشتریانتان قرار دهید. ایمان بیاورید: اطلاعات مفید، تنها عاملی است که وب سایت شما را به یک موتور بازاریابی تبدیل می کند.

شبکه های اجتماعی؛ یک ضرورت در فضای مجازی: اهمیت شبکه های اجتماعی برای هیچ کس پوشیده نیست. شما مطلب یا تصویری را در شبکه های اجتماعی منتشر می کنید، دوستان و مشتریان شما آن را چند صد باره باز نشر می کنند! این مهمترین فایده شبکه های اجتماعی برای شماست. چرا نباید از آن استفاده نمایید؟؟؟

اگر شما به معجزه بازاریابی درونگرا اعتقاد ندارید، بهتر است هر چه زودتر به آن اعتماد پیدا کنید. دیگر بنرهای تبلیغاتی در سایر سایتها برای شما تولید مشتری نمی‌کند. تلاش شما برای دادن اطلاعات مفید و آموزشی به مخاطبان است که نام شما را در اینترنت مطرح می کند، مخاطبان را جذب وب سایت شما می کند و در نهایت آنها را تبدیل به مشتری می‌کند.

منبع:وب سایت novinidea.com

مفهوم بازاریابی اینترنتی

 

بازاریابی اینترنتی به فعالیت هایی اطلاق می شود که در بستر وب برای شناسایی یا شناساندن محصولات و خدمات به مشتریان بالقوه با استفاده از روش های نوین بازاریابی الکترونیکی صورت می گیرد. 
در بازاریابی اینترنتی مهمترین فرآیند ، راه اندازی یک وب سایت می باشد هرچند بدون راه اندازی وب سایت می توان تبلیغات کرد اما بدون داشتن یک وب سایت نمی توان بازاریابی موفقی را تجربه کرد. 
مهمترین عامل موفقیت در بازاریابی اینترنتی بازدید بالا می باشد یعنی با بازدید بالا می توان برای محصولات و خدمات خود مشتری جذب کرد بنابراین ترافیک ، با کسب درآمد در اینترنت رابطه مستقیمی دارد هرچقدر ترافیک سایت بالا باشد میزان بازدید سایت بیشتر و متناسب با آن درآمد هم بیشتر خواهد شد که البته این ترافیک بالا نیز خود موجب بالا آمدن رتبه سایت در موتورهای جستجو خواهد شد. 
قبل از بیان روش های بازاریابی در بستر وب باید خاطرنشان کرد که بازاریابی اینترنتی برای خود مزایا و معایبی دارد که از جمله مزایای آن محدود نبودن زمان و مکان برای معرفی و فروش محصولات یا خدمات در اینترنت می باشد همچنین از معایب آن می توان به عدم اعتماد کاربران به تبلیغات اینترنتی و ملاحظات امنیتی و محرمانه بودن اطلاعات کاربران اشاره کرد. 
بازاریابی اینترنتی خود شامل روشهایی است که در ذیل به چند مورد از آنها اشاره می کنیم:
1 - بازاریابی با موتورهای جستجو (Search Engine Marketing )
2 - بازاریابی با شبکه های اجتماعی (Social Media Marketing) 
3 - بازاریابی محتوا (Content Marketing)
4 - ویدئو مارکتینگ (Video Marketing) 
5 - ایمیل مارکتینگ (Email Marketing)

 مفهوم بازاریابی اینترنتی
 
منبع:artinmehr.com

در اینترنت چگونه مشتری جذب کنیم ؟

با توجه به تحقیقاتی که انجام شده است تقریبا 80 درصد وبسایتها جنبه تجاری دارند و با هدف کسب درآمد از اینترنت راه اندازی شده اند.

80 درصد رقم قابل ملاحظه ای است و می توان این نتیجه را گرفت که اینترنت به سادگی می تواند باعث افزایش فروش شما شود.

اما برای اینکه بتوانید از اینترنت مشتری جذب کنید باید علاوه بر داشتن یک وب سایت با اصول بازاریابی اینترنتی آشنایی داشته باشید و بتوانید این روشها را بکار گیرید تا موفق شوید.

در ادامه با برخی از روشهایی که به شما کمک می کند تا مشتریان بیشتری جذب کنید آشنا می شویم.

روشهای جذب مشتری از اینترنت

بهینه سازی وب سایت برای گوگل موثر ترین راه ممکن برای جذب مشتری از اینترنت است و از این طریق خواهید توانست مشتریان زیادی به دست بیاورید.

برای بدست آوردن مشتری از گوگل هم نیاز دارید تا یک وب سایت سئو شده راه اندازی کنید و محتوای تخصصی در وب سایت درج کنید تا کاربران بدانند که یک شخص کار بلد در پشت صفحات وب سایت قرار دارد و می تواند نیازهای آنها را برطرف کند.

شبکه های اجتماعی نیز یکی از مکانهایی هستند که می توانید در آنها مشتریان فراوانی پیدا کنید، کافی است یک صفحه مخصوص به خود ایجاد کنید و در زمینه تخصصی خود اطلاعاتی در این شبکه ها به اشتراک بگذارید و این اطلاعات توسط کاربران لایک شود.

و در نهایت سعی کنید وب سایت خود را به یک برند معروف اینترنتی تبدیل کنید. به همین منظور در همه بنرهای تبلیغاتی نام وب سایت خود را درج کنید، در شبکه های اجتماعی آرم و لوگوی وب سایت را به اشتراک بگذارید و سعی کنید کاربران در مورد شما صحبت کنند.

 

منبع:وب سایت اهواز نت

سئو سایت های پزشکی و اهمیت بازاریابی اینترنتی برای پزشکان

 

در حال حاضر نسبت به هر زمان دیگر بازاریابی آنلاین برای حرفه ی پزشکی و پزشکان اهمیت بالایی دارد. حضور داشتن آنلاین در وب سایت، رسانه های اجتماعی و طرح های مختلف بازاریابی پزشکان بسیار اهمیت دارد.

گوگل وسیعترین موتور جستجو استفاده شده در تمام جهان است و اعلام کرده است که بخشی از سایت خود را برای “اطلاعات با کیفیت پزشکی” اختصاص داده است تا کاربران بهترین نتایج را برای جستجو خود دریافت کنند. یک تناوب 20% از جستجوها در گوگل به سلامتی مربوط هستند، به همین دلیل گوگل شروع به فعالیت کرد تا بتواند اطلاعات مربوط به مسائل پزشکی و وابسته به سلامتی انسانها را به بهترین نحو ارائه دهد. از ابتدای این پیشروی، گوگل توجه بسیار زیادی به سایت های پزشکی و محتوای درون آنها کرد.

پزشکان و متخصصان پزشکی باید درک کنند که چگونه می توانند علاوه بر وب سایت های اطلاعاتی در حال حاضر و یا به روز شده، بازدید سایت های خود را بالا ببرند. سئو سایت های پزشکی و بازاریابی اینترنتی کلید این معما است و فواید بسیاری را نسبت به روش های سنتی بازاریابی ارائه می دهد که شامل رسانه های اجتماعی، بهینه سازی سایت(سئو سایت های پزشکی) و محتوای دید است و وب سایت آنها را در لیست جستجوهای اینترنتی افرادی که به دنبال رفع مشکلات مربوط به سلامتیشان هستند بالاتر نگه می دارد.
وقتی شخصی به دنبال یک راهنمایی برای سلامتی است می تواند از هر روشی که فکر می کند برای خودش، خانواده اش و فرزندنش مناسب تر است استفاده کند.  پزشکی که ما امروزه می شناسیم، به سرعت منسوخ خواهد شد؛ اگر او بخواهد این راهنمایی ها را از گوگل طلب کند.

سئو در حوزه بهداشت و سلامت برای چه کسانی مناسب است؟

  • مطب های پزشکی
  • کلینیک ها و مرکز های سلامتی در شهر و مناطق
  • جراحان پلاستیک و متخصصان پزشکی دیگر
  • شرکت های بیمه سلامتی و بیمارستان ها
  • شرکت های داروسازی
  • سازندگان تجهیزات پزشکی

نتایج گوگل برای علائم پزشکی

سئو سایت های پزشکی

تشخیص مشکلات سلامتی در گوگل بر پایه‌ی تاریخچه جستجوی کاربران است. هنگامی که یک عبارت با بخش های محتلف از بیماری ها و شرایط سلامتی در گوگل جستجو می شود، غول موتور جستجو یک نوار کناری را در گوشه سمت راست بالای سایت نمایش می دهد که اطلاعاتی از شرایط بیماری، درمان آن، یا اینکه واگیردار است یا نه، تصاویری و یا نمودارهایی از آن، لینک هایی به سایت های پزشکی را نمایش می دهد.

اطلاعاتی که گفته می شود توسط پزشکان مجوز دار ارائه شده اند. افرادی که به دنبال این اطلاعات می گردند حالا می توانند بیماری خود را راحت تر تشخیص بدهند، آن هم به شیوه ای که به نظر می رسد معتبر است و پاسخ های بسیاری را فراهم می کند.
تکذیب نامه ها مسئولیت گوگل را در قبال هر اطلاعات نادرست حل کرد و راه را برای تشخیص نادرست بیماری باز کرده اند.

جعبه جواب گوگل

گوگل اظهار کرد که جستجوها در وب سایتش برای شرایط پزشکی، یک توصیف کلی از وضعیت –وابسته به آنچه جستجو می شود- را در اختیار کاربران قرار می دهد که حاوی اطلاعاتی همچون، علت ها، نشانه ها، آرمایشها، درمان ها، پیش آگاهی و پیشگیری ها خواهد بود.

%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-1

سئو سایت های پزشکی

باز هم، گوگل توصیفی برای بیماری شما فراهم می کند آن جور که شما آن را در جستجو وارد می کنید. پس خیلی مهم است درک کنید که حتی یک تغییر در کلمات مورد جستجو وارد شود؛ نتایج جستجو متفاوت خواهد شد. پس اگر توصیف یک بیماری حاوی نشانه ها و علائم بیماری های شما نبود یا اصلاحات نادرستی در آن به کار برده شده بود، در واقع بیماری ای در نظر گرفته شده که دچار آن نیست! و کاربر حقایقی در مورد تشخیص و درمان مشکلاتی را مطالعه می کند که در واقع آن را تجربه نکرده است.
با توجه به این موضوع که گوگل PHD ای در پزشکی ندارد، بهتر است حتما به کاربر هشدار داده شود در مواجهه با مشکلات و بیماری ها بهتر است با دکتر مشورت کند. اما ایده اولیه همه ی افراد این است که ابتدا به تبلت یا گوشی هوشمند خود مراجعه کنند و از آن به جای یک پزشک مشاوره بخواهند.

اعتبار اطلاعات پزشکی گوگل

مدیر تولید ابتکار جدید گوگل، پرم رمزوامی، یک تیم از پزشکان با مدیریت دکتر کپیل پاراک اطلاعات موتور جستجو را پوشش می دهند. دکتر پاراک که دارای مدرک MD,MPH و PHD از جان هاپکینز می باشد، قبل از اینکه به گوگل بپیوندد برای کاخ سفید کار می کرده است.
مدیریت این پروژه، راماسوامی، هشدار داده است که اطلاعات تهیه شده توسط منوی کناری گوگل نباید بعنوان مشاوره پزشکی مورد استفاده قرار بگیرند، ” انچه که ما در گوگل ارائه می دهیم تنها هدف اطلاعاتی دارند و شما همیشه باید با یک متخصص حرفه ای پزشکی برای شرایط پزشکی خود مشورت کنید.”
او حتی در ادامه می گوید که هدف از ادامه این ارائه ها توسط گوگل “کمک کردن به شما در تصمیمات سلامتی با بالا بردن اطلاعات عمومیتان” می باشد.

 

ادامه نوشته

تفاوت‌های بازاریابی مشارکتی با برندسازی مشارکتی چیست؟

داستان‌های موفقیت‎‌آمیز بسیاری در زمینه‌ی بازاریابی مشارکتی و برندسازی مشارکتی وجود دارد. مدیران IMPACT گفته‌اند:” دو هفته‌ی گذشته ما از دو نفر از مشتریان‌مان خواستیم یک گروه را به عنوان مهمان در وبلاگ ما معرفی کنند. این بازاریابی مشارکتی ما به مشتریان‌مان این فرصت را داد تا نیروی خود را گسترش دهند، در حالی که باعث شد خوانندگان ما محتوای آموزنده دریافت کنند.” تنها با چند لینک داخلی در وب‌سایت با عناوین “5 راه برای موفقیت در کسب‌وکار شما” یا ” 5 راه بدست آوردن اعتماد در فرآیند فروش” برای مشتریان‌تان راهنمایی‌هایی برای موفقیت تولید کنید و بدین وسیله اعتبار خود را نزد آن‌ها به عنوان منبع مطمئن و قابل اعتماد برای اطلاعات افزایش دهید. این‌که شما از یک روش ساده مثل این‌ها صحبت می‌کنید یا با یک برند دیگر به صورت مشارکتی کار می‌کنید متفاوت است. با این ذهنیت اصطلاحاتبازاریابی مشارکتی و برندسازی مشارکتی برای برجسته کردن منافع بالقوه شکسته شد.
در حالی که هر دو روش شامل مشارکت بین دو برند است و به دنبال افزایش بازاریابی هستند، اما برندسازی مشارکتی و بازاریابی مشارکتی از نظر اجرایی با هم تفاوت دارند.
بازاریابی مشارکتی: بازاریابی مشارکتی بین دو برند هم‌فکر برای ترویج محصولات و یا خدمات یکدیگر رخ می‌دهد، در حالی که یک محصول ترکیبی ایجاد نمی‌کنند. تعهدات بازاریابی مشارکتی به روابط با برندهای دیگر اجازه می‌دهد.
برندسازی مشارکتی: برندسازی مشارکتی عبارت است از یک محصول یا خدمت تک با بیش از یک نام برند و یا ارتباط یک محصول با کسی غیر از تولیدکننده‌ی اصلی آن و فرصتی برای یک برند فراهم می‌کند تا محصول و خدمات خود را به مشتریان وفادار برند دیگر معرفی کند.
بازاریابی مشارکتی: اگر شما به دنبال همکاری در یک بازاریابی مشترک هستید، نقطه‌ی شروع خوبی خواهد بود اگر یک لیست از برندها که علاقه‌مند هستید داشته باشید، اگر این لیست محدود باشد موثرتر خواهد بود. در این حالت شما به دنبال رقابت با یکدیگر نیستید بلکه باید مکمل هم باشید. مطمئنا برندی با افراد خریدار مشابه، ایدئولوژی‌های بازاریابی مشابه و محصولات مختلف موفقیت بسیاری به ارمغان می‌آورد.
برندسازی مشارکتی: انتخاب یک پارتنر برای برندسازی مشترک خیلی مهم است و هدف ترکیب قدرت دو برند به منظور افزایش مصرف‌کنندگان، مقاوم‌تر کردن و یا ترکیب خواص مختلف مرتبط با برندها در یک محصول واحد است. حفظ بودجه و منابع از اهمیت خاصی برخوردار است و خریداران شما باید پذیرای برند شریک شما باشند و بالعکس. هنگامی که شریک انتخاب می‌کنید، یکسان‌سازی زمینه‌ها برای کمپین بازاریابی‌تان قبل از هر چیز دیگری مهم است.
بازاریابی مشارکتی: اگر هر دو برند لیست تماس قوی داشته باشند، آن‌ها می‌توانند پایگاه داده‌های‌شان را به هم معرفی کنند و فرصت‌های جدید برای هم فراهم کنند و همچنین دسترسی به منابع و اعتبار را افزایش دهند . بازاریابی مشارکتی اجازه‌ی دسترسی به یک بانک اطلاعاتی کامل از مشتریان جدید را می‌دهد و به همین دلیل از نظر زمان صرفه‌جویی موثر است.
برندسازی مشارکتی: ارزان است، در بازاریابی یک محصول یا خدمات همیشه بودجه مناسب نیست. فرصت‌های برندسازی مشارکتی اجازه‌ی راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید با هزینه‌های تقسیم شده بین شما و شریک‌تان را می‌دهد. قرار گرفتن در بازار جدید: با برندسازی مشارکتی امکان ایجاد روابط با مشتریان جدید را افزایش می‌دهد و به قلمرو ناشناخته برند شریک‌تان وارد می‌شوید.
هنگامی که دو برند گرد هم می‌آیند، کنجکاوی مردم در مورد نتیجه‌ی آن طبیعی است و به پی‌ریزی شالوده برای انتشار محصول موفق کمک می‌کند.
 

انواع ایمیلها در ایمیل مارکتینگ

 روزانه بیش از صد و هشتاد میلیارد ایمیل، در سراسر جهان ارسال می‌شوند. تعداد بسیار کمی از این ایمیل‌ها باز می‌شوند. تعداد بسیار کمتری به صورت کامل خوانده می‌شوند و تعداد بسیار بسیار کمتری، در نهایت به «یک رفتار» یا «تغییر یک رفتار» در دریافت‌کننده منجر می‌شوند. تغییر رفتار می‌تواند ترک یک عادت نادرست، شکل‌گیری یک عادت درست، تغییر میزان اعتماد به یک برند، رها کردن استفاده از یک محصول، شروع به استفاده از یک محصول یا برند جدید یا هر تغییر رفتاری دیگری باشد
 
 

هر کسب و کار یا به طور کلی هر سازمان، در صورتی که از ابزار ایمیل برای بازاریابی و ارتباط با مشتری خود استفاده کند، می‌تواند – یا باید –  ارسال پنج نوع ایمیل مختلف را در استراتژی خود در نظر بگیرد:

ارسال ایمیل‌هایی برای آگاهی بخشی یا Awareness: در این نوع ایمیل‌ها، هدف صرفاً مطلع کردن مخاطب از وجود یک محصول است. همینطور تلاش برای اینکه وی، به آن محصول و استفاده از آن حساس شده و بخشی از ذهن خود را به آن اختصاص دهد. البته ایمیل‌هایی که با هدف آگاه کردن ارسال می‌شوند، کاربرد دیگری هم دارند و آن ایجاد شناخت اولیه از مشتریان بالقوه در فضای آنلاین است. فرض کنید که شما یک آژانس مسافرتی دارید و بدون هرگونه تبلیغات مستقیم،‌ در اردیبهشت ماه، گزارشی از پنج مقصد برتر مسافرت‌های مردم ایران در نوروز تنظیم کرده‌اید. در این گزارش دیدنیهای شهر‌های مختلف و جاذبه‌های توریستی آنها مطرح شده است. اگر در انتهای هر مطلب، محلی باشد که خواننده بتواند برای مشاهده اطلاعات بیشتر روی آن کلیک کند،‌ با مقایسه کلیک‌های شهرهای مختلف، می‌توان جذابیت نسبی مقاصد مختلف برای مردم را ارزیابی کرد.

ارسال ایمیل برای قرار گرفتن در فهرست مقایسه‌ها یا Consideration: معمولاً در این نوع ایمیل‌ها، هدف این است که محصول یا برند، یکی از سه انتخاب مشتریان باشد. فرض کنید یک مرکز آرایش و زیبایی زنانه، برای خانم‌هایی که مشتری بالقوه او هستند، به صورت منظم  ایمیل‌هایی در مورد بهداشت پوست و مو و نگهداری بهتر از پوست و مو، ارسال می‌کند. در ایمیل‌هایی که هدف آن «قرار گرفتن در فهرست مقایسه» است، ممکن است مستقیماً یا تلویحاً اشاره شود که: «مجموعه‌ی … در شهر … نخستین مجموعه‌ای بوده است که علاوه بر خدمات آرایش و زیبایی، آموزش و ترویج فرهنگ علمی زیبایی و سلامت را آغاز کرده است». یا اینکه «مجموعه … از معدود مراکز بهداشت و زیبایی در شهر … است که مواد و محصولات مورد استفاده خود را بر اساس عامل … انتخاب می‌کند». بدیهی است که آنچه نوشته شد، اصطلاحاً «عصاره‌ی پیام» است و در عمل این پیام ممکن است به شکل‌های ساده‌تر یا پیچیده‌تر یا در قالب داستان یا گفتگو یا بسته به فضای ذهنی مشتریان در آن ایام با کلمات دیگری، به آنها منتقل شود.rsion: در این نوع ایمیل‌ها، تلاش می‌شود مخاطب اقدامی عملی را برای خرید محصول یا خدمت، انجام دهد. یا لااقل برای کسب اطلاعات بیشتر، به صورت حضوری مراجعه‌ای انجام داده یا تماسی بگیرد. مهم‌تر از نوع اقدام،‌ این است که دریافت کننده، حرکتی هر چند بسیار کوچک، در مسیر اجرایی کردن تصمیم خرید بردارد. موارد زیر می‌تواند نمونه‌هایی از پیامهای مطرح شده در این ایمیل‌ها باشند:

* دعوت از خواننده ایمیل برای تماس تلفنی با شرکت یا سازمان یا مجموعه ما برای کسب اطلاعات بیشتر

* دعوت از خواننده‌ی ایمیل برای شرکت در یک نمایشگاه یا بازدید از محصولات در مجموعه‌ ما

* دعوت از خواننده‌ی ایمیل برای مراجعه به یک لینک خاص و دانلود کردن کاتالوگ یا بروشور محصولات و خدمات ما و …

 

ارسال ایمیل برای کسانی که هم‌اکنون از محصولات و خدمات ما استفاده می‌کنند یا Product Users: این نوع ایمیل‌ها برای کسانی که مشتری ما شده‌اند ارسال می‌شود. کسانی که محصولات یا خدمات ما را خریداری کرده‌اند نباید احساس کنند که رها شده‌اند. باید احساس کنند که هنوز مورد توجه هستند. ممکن است نکاتی در مورد استفاده‌ی بهتر از محصول و خدمات برای آنها ارسال شود. تغییراتی که در محصولات به وجود آمده و هر چیزی که رضایت آنها را از محصول ما افزایش دهد.

فرض کنید که شما یک خودرو خریده باشید و در شروع زمستان، ایمیلی بگیرید که توضیح بدهد چه نکاتی را باید در مورد خودرو خودتان رعایت کنید تا کمترین دردسر را در سرما تحمل نمایید. تصور کنید که حتی یک یا دو ایمیل از این نوع – در مورد خاص خودرو – در سال،‌ تا چه میزان می‌تواند احساس خوب ایجاد کند.

به خاطر داشته باشیم که کسانی که یک بار از یک مجموعه خریداری می‌کنند، اگر اعتماد و رضایتشان جلب شده باشد، دفعات بعد بسیار ساده‌تر تصمیم به خرید را خواهند گرفت. ضمن اینکه آنها بهترین مبلغان خدمات هستند. میزان درگیر شدن با یک برند یا Brand Engagement هم می‌تواند از این طریق افزایش پیدا کند.

ارسال ایمیل با هدف افزایش وفاداری یا Loyalty Message: این نوع ایمیل‌ها هم برای مشتریان فعلی ارسال می‌شوند. در این ایمیل‌ها، هدف به هیچ وجه کسب مستقیم منافع مالی و اقتصادی نیست. حتی ممکن است امتیازهای مختلفی که ارزش مادی دارند هم به مشتریان تعلق بگیرد. مشتری وفادار قطعاً در بلندمدت منافع اقتصادی به همراه خواهد داشت، اما باید بداند و باور کند – و این باور در ما هم وجود داشته باشد – که مستقل از خریدها و رابطه‌های بعدی، همین‌ که زمانی با مجموعه‌ی ما در ارتباط بوده، هنوز هم برای ما ارزش دارد و ما او را فراموش نکرده‌ایم. این ایمیل‌ها الزاماً‌ پیچیده نیست.

منبع:topbusinessmarketing.blogfa.com

بازاریابی اینترنتی _ همکاری در فروش

اینترنت راه توزیع جدید و متفاوتی برای فروش کالا و خدمات به مشتری فراهم کرد. مشتریان میتوانند به راحتی در سر کار یا در خانه یا هر جایی و هر زمانی تصویر محصولات را ببینند و آنها را سفارش دهند.

 

از این رو برای فروش، فروشنده باید با تبلیغات، ترافیک را به سایت خودش هدایت کند. این کار در ابتدا به روش قدیمی مانند تلویزیون، رادیو و تبلیغات چاپی انجام میشد. به این صورت که فرستنده به یک سایت مشهور میرفت و پیشنهاد میکرد که در عوض مبلغی تبلیغ خود را برای مدتی در سایت بگذارد که البته هنوز هم از این روش استفاده می شود. چون اینترنت متفاوت از رسانه های قدیمی دیگر بود روشهای کارآمد جدیدی نیاز بود. نسبتا کار ساده ای است که حجم مخاطبان یک شبکه تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی را تخمین زد. همین برای رسانه های چاپی مانند روزنامه یا مجلات هم صادق است. اما برای سایت به این سادگی نیست. البته شمارشگرهایی وجود دارند اما همیشه نمیشه به آنها اعتماد کرد.

 

به علاوه، وقتی یک سرور درخواست بازدید یک سایت را میدهد ( و شمارنده آن را یک بازدید حساب میکند) همیشه به این معنی نیست که یک انسان سایت را بازدید کرده است. روبوتها و پردازشگرهای خودکار هم میتوانند سایتهایی را بارگذاری کنند که هیچوقت توسط هیچ انسانی دیده نشده اند. پس این مسئله مهم شد که بدانید بازدیدهای صفحه از یک منبع بودند یا بازدیدهای منحصر به فرد بوده اند – یعنی اینکه افراد جدید به جای همان افراد چندین بار از سایت دیدن کرده اند یا اینکه یک پردازشگر خودکار اینکار را کرده است. مشکل دیگر این است که تا وقتی که تبلیغ به طور واضح و در متن سایت میزبان قرار نداشته باشد ترافیکی به همراه نداشت، حتی از سایتهای دارای تعداد بالای بازدید کننده. بنابراین پرداخت یک مبلغ ثابت برای نمایش یک تبلیغ برای مدت معلومی از زمان در یک وبسایت نامطلوب به نظر میرسد.

 

به جای پرداخت برای مدت معلوم، افراد ترجیح میدهند که برای تبلیغشان بر اساس تعداد کلیک هایی که بر روی بنر آنها میشود پول بپردازند. بنرها میتوانند کلمات، تصاویر و انیمیشن داشته باشند و به عنوان یک لینک به سایت تبلیغ کننده عمل کنند. از این رو با پرداخت در برابر کلیک اگر ترافیکی به دست نیاورید پولی پرداخت نمیکنید. این کار، سایت میزبان را تشویق میکند تا بنر شما را در سایت خود به طرز موثری جا دهد تا ترافیک را به سمت شما هدایت کند. حتی روش پرداخت در ازای هر کلیک هم مشکلات خود را دارد. کلیک هم میتواند خودکار شود و سایت ها میتوانند کلک بزنند. کلیک هم باید از طرف بازدید کنندگان منحصر به فرد باشد تا مؤثر باشد.

 

بنابراین فروشندگان اینترنتی به این نتیجه می رسند که فقط وقتی پول بپردازند که فروشی انجام شده باشد یا کسی با پیوستن به برنامه سایت حداقل عمل متقابلی انجام داده باشد. سیستمی که پرداخت در آن فقط در ازای فروش یا در قبال ثبت نام افرادی انجام میگیرد که از سایت میزبان تبلیغ به سایت شما فرستاده شده اند برنامه Affiliate یا همکاری در فروش نامیده میشود.

 

منبع:topbusinessmarketing.blogfa.com

چند اشتباه در کسب‌ و کار اینترنتی

وقتی شما وبلاگ نویسی یا ساخت پادکست را برای جمع‌کردن مخاطب شروع می‌کنید، ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها روی یک محتوا متمرکز شوید و هیچ پیشنهاد فروشی ارائه نکنید.

دلایل گوناگونی برای این اتفاق وجود دارد: انتظار برای رسیدن به تعداد مشخصی بازدیدکننده – زمان کافی نداشتن برای وبلاگ نویسی یا ساخت پادکست و تولید محصول به‌طور هم‌زمان – ترس از نفروختن و … به هر دلیلی که باشد این یک تله کشنده است.

اگر شما یک کسب‌وکار راه‌اندازی کردید باید با بزرگ‌ترین ریسک‌ها روبه‌رو شوید و بزرگ‌ترین ریسک برای یک صاحب کسب‌وکار تولید محصولی است که کسی حاضر نیست برای آن پولی پرداخت کند.

باوجود همه این‌ها شما باید ساخت و عرضه محصول را تمرین کنید حتی اگر اولین بار نتیجه خوبی نگیرید. اما هرچه زودتر محصولی عرضه کنید به درآمد پایدار نزدیک‌تر می‌شوید.

۲- حل یک مشکل بی‌اهمیت:
اگر مشکلی که کسب‌وکار شما حل می‌کند به‌اندازه کافی مهم باشد، اصلاً نیازی نیست که شما به دنبال مشتری بگردید، به‌عنوان‌مثال درمانی برای سرطان.

علت شکست کسب‌وکار ها این است که سعی می‌کنند مشکلی را حل نمایند که هیچ‌کس به آن توجه نمی‌کند. اگر شما محصول یا ایده خود را ارائه کنید و هیچ‌کس آن را نخرد، فرصت خوبی برای شما به وجود می‌آید تا مشکل مهم‌تری بیابید، نه اینکه به دنبال جذب مخاطبان بیشتر باشید.

۳- گوش ندادن به مشتریان:
چطور متوجه می‌شوید مشکلی که کسب‌وکار شما حل می‌کند به‌اندازه کافی مهم است؟ با گوش دادن به مشتریان، گوش دادن واقعی به آن‌ها. شما باید علاوه بر گوش دادن به مشتریانی که تأییدتان می‌کنند، به آن‌هایی که درخواست بازگشت وجه دارند یا محصولتان را خریده‌اند اما از آن استفاده نکرده‌اند و یا حتی آن‌هایی که نمی‌خواهند محصول شما را بخرند، نیز گوش کنید و علت را متوجه شوید. تا حد ممکن علاوه بر مشتریانتان پاسخگوی همه باشید. و هرگز فراموش نکنید که همیشه حق با مشتری است زیرا بدون مشتری، کسب‌وکار شما هم وجود نخواهد داشت.

۴- متمایز نبودن:
در اغلب بازارها، مشتریان برای انتخاب باید احساس تمایز کنند پس به مقدار کافی از سایرین متفاوت باشید.
اگر کسب‌وکارتان رقابتی است باید به مشتریان دلیلی ارائه کنید که شما را انتخاب کنند. اشتباه بزرگی که همیشه وبلاگ نویسان تازه‌کار مرتکب می‌شوند این است که یک موضوع محبوب و تقلیدی یا کپی شده از وبلاگ نویسان معروف را انتخاب می‌کنند و کاری را انجام می‌دهند که قبلاً توسط بقیه انجام‌شده.
گمان می‌کنم طرز فکرشان این است که اگر دیگران از این روش به نتیجه رسیده‌اند پس من هم می‌رسم. اما از دید خواننده یا خریدار به این موضوع نگاه کنید، فرض کنید آن‌ها وبلاگ شما را پیداکرده‌اند، بعد از خودشان می‌پرسند ارزش این وبلاگ برای آنکه من وقتم را صرفش کنم چیست؟ شما باید پاسخ این سؤال را سریعاً و به‌وضوح بدهید، پیش از آنکه فرد دکمه بازگشت را بزند. نمی‌توانید انتظار داشته باشید مخاطبانتان افزایش پیدا کنند درحالی‌که شما تنها نسخه‌ای پایین‌تر از سایت‌های بهتر و شناخته‌شده‌تر هستید.

 

منبع:وب سایت topbusinessmarketing.blogfa.com

ویژگی های یک لینک برای فروش اینترنتی

اگر به عنوان یک وب مستر قصد کسب درآمد از اینترنت را دارید، باید توجه داشته باشید که لینکهای موجود در میان مطالب شما یکی از بهترین جاها برای فروش کالا/سرویس شما و در نتیجه کسب درآمد هستند. در این مقاله با ۹ ویژگی متمایز کننده ی یک لینک خوب آشنا می شویم.

 

 

۱. رنگ لینک

برای لینکها از رنگهایی متفاوت با رنگ متن استفاده کنید. با این کار تشخیص لینک برای بازدیدکننده آسان تر خواهد شد. دقت داشته باشید وقتی برای صفحه خود از الگوهایی رنگی استفاده می کنید، این موضوع (استفاده از رنگهای مختلف برای لینکها) اهمیتی دوچندان می یابد.

۲. ویژگی جهانی لینک

underline کردن، همچنان نشانه جهانی لینک است. استفاده از این روش یعنی underline کردن، درست مثل این است که با فریاد، به بازدیدکننده ی سایت، محل لینک را نشان دهیم. البته برای جلوگیری از گمراهی بازدیدکننده، بهتر است از underline کردن در سایر کلمات متن استفاده نکنیم هرچند میتوان لینک را با رنگ متفاوت از متن به همراه underline، مشخص نمود.

 

۳. مرئی بودن لینک

همه لینکهای درون سایت و متن را مرئی کنید. هرگز از اسکریپت برای نمایش لینک استفاده نکنید، چرا که بازدیدکنندگانی که نمایش اسکریپت را در مرورگر خود غیرفعال کرده باشند، قادر به مشاهده لینکها نخواهند بود.

 

۴. لینک متنی

بر کسی پوشیده نیست که لینکهای متنی نسبت به لینکهای تصویری (عکسهای لینکدار)، کلیک بیشتری دریافت می کنند پس از این نوع لینکها استفاده کنید. دلیل آن هم نادیده گرفته شدن بیشتر و بیشتر تبلیغات تصویری است!

البته مزیت دیگر لینکهای متنی نسبت به لینکهای تصویری، که در ایران به وضوح مشاهده می شود، این است که لینکهای متنی باعث پایین آمدن سرعت لود شدن صفحه نمی شوند که با توجه به سرعت پایین اینترنت در ایران، مزیت بسیار بزرگی نسبت به لینکهای تصویری به شمار می رود. این مورد را حتماً مد نظر داشته باشید.

 

۵. جایگاه

لینکهای مهم را در ابتدای متن قرار دهید.

 

۶. فونت و سایز

برای آسان کردن مشاهده لینک، از فونت و سایزی استفاده کنید که بازدیدکننده به راحتی بتواند آن را ببیند.

 

۷. لینکهای تصویری

منظور، عکسهای لینک دار است. اگر از این روش استفاده می کنید، حتماً برای لینک یک عنوان هم تعریف کنید تا وقتی بازدیدکننده، نشان گر موس خود را روی عکس می برد، متوجه شود که عکس لینک دار است. البته برچسب آلت عکس هم فراموش نشود.

 

۸. تست کنید

برای هر لینک، از فونتها و رنگها و استایلهای مختلف استفاده کنید. همینطور آن را در جاهای مختلف در صفحه قرار دهید. ببینید در هر حالت، چه میزان کلیک دریافت می شود. همیشه بهترین حالت با آنچه فکر میکنید، یکسان نیست.

 

۹. چشمهای زنده

از دوستان و/یا اعضای خانواده خود بخواهید تا سایت شما را ببینند. کلیکها و دیده های آنها برای شما اطلاعات با ارزشی به ارمغان خواهد آورد. با این وسیله، خواهید توانست نشانه هایی از رفتار سایر بازدیدکنندگان در سایت خود، بیابید.

 

منبع:وب سایت topbusinessmarketing.blogfa.com

بازاریابی محتوا

دلایل عدم توجه مشتریان به محتوا های شما

بازاریابی محتوا یکی از استراتژی‌های قدرتمند در کسب‌وکار است که به کمک آن می‌توانید ارتباطتان را با مشتریان فعلی گسترده و مشتریان جدید کسب کنید اما بسیاری از برندها در استفاده درست از این تکنیک با شکست مواجه شدند.
۸۷% برندها درگیر تولید محتوا هایی هستند که کاربرانشان علاقه‌مند به مطالعه و اشتراک‌گذاری آن‌ها هستند و تنها ۱۴% به تولید محتوا هایی می‌پردازند که مؤثر در ارزش سازی برای کسب‌وکارشان است.

 

در ادامه متن تعدادی از اشتباهاتی که برندها مرتکب می‌شوند را ذکر می‌کنیم:

۱- عدم شناخت مخاطبان
۶۵% برندها حتی نسبت به اصول اولیه استراتژی بازاریابی محتوا هم آگاهی ندارند: متمرکز بر روی نیازهای مخاطبان هدف.
هر محتوا که تولید می‌کنید باید برای خوانندگانتان متناسب باشد بنابراین نکات زیر را در نظر داشته باشید:
الف) مخاطبان هدفتان را به‌دقت مشخص کنید به این معنی که باید آمار مختصری از افرادی که استراتژی‌های بازاریابی محتوا یتان را برای آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنید، داشته باشید.
ب) مشکلات مشتریانتان را شناسایی کنید و با استفاده از محتوا راه‌حل برای آن‌ها ارائه نمایید.
ج) باید از صدا برای برقرار ارتباط با مخاطبانتان استفاده کنید. بدیهی است که شیوه ارتباط و نحوه صحبت با یک خانم ۲۰ ساله کاملاً متفاوت از یک آقای بازنشسته است.
یکی از اشتباهات رایج بازاریاب‌ها تولید محتوا بر اساس علایق شخصی است نه علایق مشتریان. اگر فقط در مورد معاملات سهام محتوا تولید می‌کنید، با کاربرانتان بیگانه خواهید بود. این بدان معنا نیست که راجع به این موضوع نباید محتوا تولید کنید اما باید اطمینان حاصل نمایید که بخش عمده محتوا ی شما نیاز کاربران هدفتان را پوشش می‌دهد.

۲- تبلیغ کردن بیش‌ از حد خود
بین افتخار کردن به برندتان و فخرفروشی بی‌پایان مرزی کاملاً مشخص وجود دارد. این تعادل مهمی است که هر استراتژیست بازاریابی باید آن را برقرار کند.
۸۸% برندها تنها پژوهش‌ها و دیدگاه‌های خودشان را با خوانندگان به اشتراک می‌گذارند.
همچنین تحقیقات نشان می‌دهد ۶۰% خوانندگان نسبت به محتوا های حمایت‌شده بی‌اعتماد هستند، درنتیجه اینکه خوانندگان به همان نسبت به محتواهای بیش‌ازحد تبلیغاتی هم مشکوک باشند، تعجب‌آور نخواهد بود. برای آنکه بتوانید مخاطبانتان را درگیر کنید و اعتماد آن‌ها را جلب کنید باید مطالبتان عینیت داشته باشد، با استفاده از نقل‌قول‌ها و مطالعات برندهای دیگر یا محتواهای تولیدشده توسط کاربران می‌توانید این کار را انجام دهید.
محتواهای تبلیغاتی همیشه نقش مهمی در بازاریابی ایفا می‌کنند اما برندهای موفق اگر بخواهند محتواهایشان خوانده و به اشتراک گذاشته شود، نیازمند تشخیص اهمیت ایجاد ارتباط با مخاطب و شناخت نیازهای وی هستند. بنابراین پیام‌های تبلیغاتی باید ظریف باشد و توسط محتوای ارزشمند پشتیبان شود.

این مطلب را حتما بخوانید:  وب مستر کیست؟

۳- عدم استفاده از سرفصل‌ها و CTA های جذاب
شما می‌توانید بهترین قسمت محتوا ی خود را در اینترنت قرار دهید اما اگر توجه افراد را جلب نکند نسبت به آن بی‌تفاوت خواهند بود.
عدم استفاده از سرفصل‌ها و CTA های جذاب در شرایطی که شما تنها ۲ ثانیه یا حتی کمتر، زمان برای جذب و متقاعدسازی مشتریان جهت مطالعه محتوا دارید، بزرگ‌ترین اشتباه است.
درنتیجه اگر محتوایتان سزاوار توجه است باید عنوانی مجذوب‌کننده برای آن برگزینید. تحقیقات نشان می‌دهد که ۸۰% مشتریان عنوان صفحه را نگاه می‌کنند و ۲۰% مطلبی که در ادامه آمده است.
پس برای اینکه بتوانید عنوان‌هایتان را به‌درستی بهینه‌سازی و مخاطبان را مجذوب کنید، از نکات زیر پیروی نمایید:
الف) استفاده از کلمات قدرتمندی که حس کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیزند. افزایش ترافیک لیستی با بیش از ۳۰۰ کلمه قدرتمند دارد که موجب تشویق خواننده و درگیر کردن وی با عنوان می‌شود.
ب) لیستی از مطالبی که زیاد به اشتراک گذاشته و بیشتر از سایر محتوا ها خوانده شدند تهیه کنید و از آن‌ها بیشتر استفاده نمایید. از مطالب لیست با اعداد فرد استفاده کنید زیرا تحقیقات نشان می‌دهد کلیک روی آن‌ها ۲۰% بیشتر است.
ج) مطمئن شوید که طول عنوان مطالب برای جذب خواننده و انتقال پیام کافی است. تحقیقات نشان داده است عنوان‌هایی که ۸ کلمه دارند ۲۱% بیشتر روی‌شان کلیک می‌شود، درنتیجه این تعداد ایده آل است. استراتژی‌های گوناگون را امتحان کنید تا ببینید چه سبک عنوانی توجه افراد را بیشتر جلب می‌کند.
در کمپین‌های بازاریابی محتوا ی خود از اشتباهات فوق دوری‌کنید تا محتوا هایتان توجهی که سزاوارش هستند را دریافت کنند.


برچسب‌ها: دلایل عدم توجه مشتریان به محتوا های شما, آموزش کسب و کار اینترنتی, کسب و کار اینترنتی, بازاریابی اینترنتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۵ساعت 23:53  توسط مهناز تولائی  |  یک نظر

دروغ های بزرگ در سیستم همکاری در فروش

راه اندازی سیستم همکاری در فروش به دلیل ظاهر ساده ای که دارد، یکی از انتخاب های محبوب این روزهای وب فارسی و علاقه مندان به کسب درآمد از اینترنت، به شمار می رود. اما دردی بزرگ باعث شد تا این محبوبیت پوشالی رو در این پست به نقد بکشم. وعده ی درآمد میلیونی بعد از دو سه ماه یا حداقل بعد از مدت زمان کوتاه تنها با راه اندازی سیستم و گذاشتن چند بنر، یکی از غیر منصفانه ترین روش های تبلیغاتی است که این روزها به شدت پرکاربرد شده است. در ادامه به چند نکته بسیار مهم در این زمینه یعنی راه اندازی سیستم همکاری در فروش، اشاره خواهم کرد:

 

۱. اسکریپت بخر و بس!

اصلی مثل روز روشن اما از دید اکثریت مدیران سیستم ها مخفی! بسیاری فکر می کنند تنها با صرف هزینه برای خرید اسکریپت همکاری در فروش، می توانند بیزینس خود را راه اندازی کرده و برای خرج کردن پول های خود برنامه ریزی کنند غافل از اینکه این مرحله درست برابر با یاد گرفتن عمل جمع در مسیر ریاضی دان شدن است!

بعد از خرید اسکریپت برای موارد بسیار نیاز به پول خواهید داشت: تبلیغات، پشتیبانی سیستم، تهیه محصولات، آموزش بازاریاب ها و … .

 

۲. ظرف چند ماه، ازش میلیونی در میاری!

بد ترین دروغی که می توان از یک نفر شنید همین است. هر کس به شما گفت بیا و سیستم همکاری در فروش راه اندازی کن و بعد از چند ماه به درآمد میلیونی خواهی رسید، بدانید دروغگویی بزرگ است. در انبوه رقابت بین سیستم های همکاری در فروش و همچنین فروشندگان مستقل متعدد دیگر، خود دوام آوردن در چند ماه نخست از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده که نیازمند برنامه ریزی منسجم و اصولی است. در چنین وضعیتی، رسیدن به سود های میلیونی ظرف چند ماه، فقط یک دروغ کثیف برای فروش اسکریپت از سوی فروشنده آن است!

 

۳. چند تا بنر میذاری و تموم!

از مشاورینی که به شما پیشنهاد درج بنر در یک سری سایتها و انجمن های معلوم الحال (مشهور به خاطر سابقه) می دهند، دوری کنید. وقتی در انجمنها و سایتهایی که تمام رقبای شما در آنها تبلیغات خود را قرار داده اند، تبلیغ میکنید درست مانند ورود به جمع سیاه پوشان با لباس یک دست سیاه است. آیا می توانید توجه کسی را به خود جلب کنید؟

افرادی که پتانسیل همکاری با شما را دارند، آیا صرفاً همانهایی هستند که در انجمن ها رفت و آمد دارند؟ آیا صرفاً وب مسترها هستند؟ مسلماً خیر. حتی یک ایمیل هم می تواند برای شما بازاریاب جدید بیاورد به این شرط که برای آنها هم برنامه داشته باشید.

 

۴. همه چیز خودش پیش میره!

چند سال پیش، به دلیل محدود بودن تعداد سیستم های همکاری در فروش، جذب بازاریاب و نگه داشتن آن به راحتی مقدور بود اما با رقابت تنگاتنگ این روزها میان انبوه سیستم های همکاری در فروش، جذب بازاریاب دشوار شده و  از آن سخت تر، حفظ این بازاریاب است. باید با ارائه سرویس های خاصی مثل آموزش بازاریاب، نسبت به حفظ بازاریابهای عضو شده و تربیت آنها برای کسب درآمد بیشتر، اقدام نمایید.

آموزش عنصر گم شده ی صنعت همکاری در فروش ایران است و سیستم ها اغلب توسط دوستانی راه اندازی می شوند که خود دانش بازاریابی اینترنتی کافی نداشته و در این زمینه مشاوری هم ندارند.

 

۵. تو فقط اراده کن!

هر کاری که بدون برنامه ریزی استارت میخورد، محکوم به شکست است. برای راه اندازی سیستم همکاری در فروش خود حتماً برنامه ای مکتوب داشته و صرفاً پس از تأمین تمام مقدمات، نسبت به استارت کار خود اقدام نمایید در غیر این صورت شروع نکردن خیلی بهتر از شروع عجولانه و در نهایت زمین خوردن است!

از اولین لحظه برای خرید اسکریپت، تبلیغات برای جذب بازاریاب، آموزش بازاریاب، پشتیبانی، تهیه و ارسال محصولات و … برنامه ریزی نموده و دقیقاً مطابق با برنامه ریزی خود پیش بروید.

به یاد داشته باشید که با دانستن راههای مختلف صعود به قله، می توانید راحت ترین، سریع ترین و کم هزینه ترین مسیر ممکن را برگزینید.

۶. سریع باشی، کافیه!

هرگز و هرگز و هرگز به صحبت های فروشنده بسنده نکنید و تا می توانید تک تک توصیه های وی را مورد ارزیابی قرار دهید. در مورد تک تک کلمات فروشنده تحقیق کرده و از مشتریان اسبق وی سئوال کنید. تحت هیچ شرایطی، حتی با تأیید مشترین سابق، دل به درآمد میلیونی سیستم نبندید و برای هزینه کردن آن برنامه ریزی نکنید مگر در یک حالت و آن هم تزریق سرمایه مناسب به همراه فاکتورهای فوق به بیزینستان.

فراموش نکنید برنامه نویس، برنامه نویس است و اگر سر از بازاریابی و تبلیغات در می آورد، به جای فروش این اسکریپت، خودش از آن استفاده میکرد و به کسب درآمد می پرداخت! پس این را نیز مد نظر داشته باشید و برای تبلیغات خود دقت کافی به خرج دهید.

 

منبع:topbusinessmarketing.blogfa.com

 

[اینفوگرافی]: 7 راهکار برای بازاریابی کسب و کارهایی مانند دندان پزشکی

در این اینفوگرافی قصد داریم تا شما را با 7 راهکار بازاریابی (در بستر دیجیتال مارکتینگ) معرفی کنیم. این روش‌ها برای کسب و کارهایی نظیر دندان پزشکی‌ها و مراکز زیبایی بسیار کاربردی می‌باشند. اما صادقانه بگوییم! این اینفوگرافی را بیشتر برای کسانی تهیه کرده‌ایم که مشتریانی در حوزه «دندان پزشکی» و «کلینیک های زیبایی» دارند! یعنی آژانس های دیجیتال مارکتینگ!

اگر شما هم مشتریانی از این دست دارید، بهترین راهکارهایی که می‌توانید برای بازاریابی کسب و کارشان در دنیای دیجیتال به آن‌ها ارائه دهید، این 7 روش می‌باشد. پس با 7 راهکار برای بازاریابی کسب و کارهایی مانند دندان پزشکی همراه باشید!

7 راهکار برای بازاریابی کسب و کارهایی مانند دندان پزشکی7 راهکار برای بازاریابی کسب و کارهایی مانند دندان پزشکی

متن اینفوگرافی:

تخفیف ویژه برای مخاطب ویژه!

برای مشتریان‌تان تخفیف‌های ویژه‌ای را به صورت مقطعی اختصاص بدهید. این کار تاثیر به سزایی در وفادارسازی مشتریان‌تان دارد!

فعالیت در شبکه‌های اجتماعی

کمک کردن به مخاطبان و پاسخ‌گویی به سوالات پزشکی و زیبایی آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی شما را به منبعی برای پاسخ‌گویی به سوالات اساسی‌شان در این زمینه‌ها تبدیل می‌کند، و چه بسا همین افراد، تبدیل به مشتریان شما بشوند. دقت کنید که در صفحات شبکه‌های اجتماعی‌تان تبلیغ نکنید؛ بلکه در کنار مخاطب و پاسخ‌گوی نیاز او باشید.

فعالیت در گوگل پلاس

اگرچه گوگل پلاس در کشور ما به اندازه دیگر شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار نیست؛ اما فعالیت در گوگل پلاس به رتبه شما در سئو کمک قابل توجهی خواهد کرد.

تبلیغات گوگلی

یکی از پربازده‌ترین روش‌ها برای کلینیک‌های زیبایی و دندان پزشکی، تبلیغات گوگلی‌ست.
البته این کار را در کنار سئو نیز می‌توانید انجام دهید.

سئوی محلی (Local SEO)

باید بتوانید با استفاده از سئو محلی یا Local SEO، در وهله اول به جذب مشتریانی بپردازید که در محدوده جغرافیایی شما هستند.
مسلما مردم به کلینیک‌های نزدیک منزل‌شان تمایل بیشتری دارند!

وب‌سایت پاسخ‌گو!

سیستمی را در وب‌سایت‌تان تعبیه کنید که مخاطب بتواند سوالات خود را در وب‌سایت و از شما بپرسد.

سئو (SEO)

طبق تحقیقات گوگل، ۷۰ درصد افراد، تنها بر روی ۳ نتیجه اول جست و جو کلیک می‌کنند و هیچ‌گاه به سراغ دیگر نتایج نمی‌روند.
سعی کنید جزو آن ۳ نتیجه باشید!

منبع:وب سایت مدیر

چرا پزشکان و دندان پزشکان نیاز به سایت دارند؟

برای سال ها دکترها و دندان پزشکان درآمدهای خوبی را بدون هیچ گونه صرف هزینه برای تبلیغات به دست می آوردند. و بیشترین این پزشکان نیز از تبلیغات جلوگیری می کردند و  همین امر باعث می شد که آنها نتوانند خود را به بیماران معرفی نمایند. همچنین در بیشتر مواقع ممکن بود شما پزشک مورد نظر خود را از طریق آشنایان و یا دوستانی که آن پزشک را می شناسند پیدا کرده باشید. زیرا مردم به این گونه شیوه ها بیشتر اعتماد دارند که پزشک مورد نظر خود را با تعریف های دیگر افراد انتخاب نمایند و اگر شما کمی این قضیه را با دقت بیشتری نگاه کنید خواهید فهمید که این تعریف از یک پزشک به نوعی یک تبلیغات خیلی قوی برای کار آن پزشک می باشد. اگرچه این روش یک استراتژی قوی به حساب می آید اما در دهه اخیر شاید زیاد نتوان بر روی این روش معرفی حساب باز کرد.

امروزه بسیاری از پزشکان و دندان پزشکان دارای وب سایت هستند اما باید بدانید که بازاریابی برای این مشاغل یک بحث کاملا جداگانه می باشد. خیلی از پزشکان هستند که این سوال را از خود می پرسند که آیا آنها اصلا به وب سایت نیاز دارند یا خیر؟ و برخی دیگر داشتن آن را یک نیاز اساسی برای حرفه خود می دانند.

امروزه ساخت سایت برای پزشکان و حتی دندانپزشکان یک نیاز ضروری برای آنها به شمار می رود. از آنجا که به دلایل مشغله کاری این گونه افراد نمی توانند تکنیک های آن را فراگرفته و خود اقدام به طراحی سایت نمایند بهترین روش برای آنان این است که از سایت ساز های آنلاین استفاده نمایند تا بتوانند کنترل کاملی را نسبت به مدیریت همه بخش های آن نیز داشته باشند.

در اینجا دلایل لازم برای داشتن یک وب سایت را مخصوصا برای روش های درمانی ذکر خواهیم کرد. و خواهیم گفت که چرا باید روی این بخش سرمایه گذاری و بازار یابی صورت گیرد.

وب سایت شما 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته فعال است.

خدمات 24 ساعته

وب سایت شما به صورت خستگی ناپذیر در حال کار کردن است. وقتی برای تعطیلات رفتن ، ناهار خوردن ، تعطیلات آخر هفته و روز های بیماری ندارد و همیشه در حال کارکردن می باشد. و این بدان معناست که مردم می توانند هر زمانی که بخواهند درباره شما بخوانند و با روش های شما آشنا گردند.

شما باید در سایت خود اطلاعات مفیدی راجع به خدمات خود ، کارکنان و همچنین امکاناتی مانند بخش سوالات متداول مانند پاسخ به سوالات مرتبط با بیمه و هزینه های درمانی قرار دهید.

راه برقراری ارتباط بیماران با خود را آسان سازید. استفاده از یک فرم کوچک برای این کار یک گزینه خوب می باشد. اگر شما لیستی از شماره تلفن ها را می خواهید در سایت خود قرار دهید باید امکانی را برای گذاشتن پیام صوتی نیز در نظر داشته باشید. و یا حتی می توانید بهتر عمل کنید و یک سیستم پاسخگویی ایجاد کنید و به آنها این اجازه را دهید تا در روزهایی که بار کاری شما کمتر است به ملاقات شما بیایند.

شما می توانید به بازگشت سرمایه خود اطمینان کنید

تعداد کمی از انواع تبلیغات هستند که شما می توانید با استفاده از آنها میزان بازگشت و بهره وری خود از سرمایه گذاری را اندازه گیری نمایید. سرویس هایی مانند Google Analytic برای شما آمارهایی با جزئیات فراوان در مورد میزان ترافیک ورودی به وب سایت و اتفاقاتی که می تواند پس از ورود کاربر به سایت انجام شود را ارائه کند.

بله ! هرکاری را می توانید با وب سایت خود انجام دهید.

هرگز این نکته را فراموش نکنید که اینترنت یک بستر وسیع برای تبلیغات می باشد مخصوصا برای مشاغلی که زیاد در دید نیستند یک فرصت بسیار خوب به شمار می رود. و از آنجایی که در این دنیا همه چیز به سرعت در حال تغییر است پس شما نباید کنار بایستید و فقط یک نظاره گر در این جنگ باشید.

رقابت شما باید اکنون برسر بازاریابی آنلاین روش های ارائه خدمات پزشکی باشد. و بهرین راه برای خود نمایی در این زمینه داشتن یک وب سایت می باشد . اما اگر شما این ابزار لازم برای این کار را نداشته باشید آنگاه می توان به جرات گفت که شما در صحنه این رقابت جایگاهی نخواهید داشت.

اعتبار آنلاین خود را مدیریت کنید.

هیچ چیزی بدتر از آن نیست که شما یک ظاهر کاملا بد و با نکات منفی در وب سایت خود داشته باشید. مردم به سایت شما می آیند تا بتوانند از شما چیزی بیاموزند. یک وب سایت نمی تواند آبروی پزشکی شما را تامین کند اما می تواند تا حدود زیادی به وجه شما در وب کمک نماید و باعث شود که شما بیماران خود را راضی و خوشحال نگه دارید.

بازار یابی اینترنتی ارزان است

اجازه بدهید این گونه بیان کنیم که شما هر آن چیزی را به دست خواهید آورد که برای آن هزینه کرده باشید. اما در مقایسه با دیگر روش های بازاریابی ، این روش بسیار مقرون به صرفه تر است. تبلیغات در مجله ها هزینه های زیادی را به همراه دارد و از طرفی آن بازدهی لازم را ندارد زیرا تعداد محدودی از افراد هستند که خواهان خواندن مجله می باشند.

استفاده از روش های سئوسایت ، پرداخت به ازاء کلیک (Pay Per Click) و همچنین تبلیغات در شبکه های اجتماعی می تواند تا حد زیادی در شناساندن برند و روش های شما به بازدیدکنندگان تاثیر گذار باشد و نکته مهم این است که شما همه این موارد را با صرف هزینه های کم به دست خواهید آورد.

اگر شما آنلاین نباشید آنگاه دیده نخواهید شد.

بیشتر از 5 میلیارد جستجو کننده گوگل در هر روز به جستجوی مطالب خود می پردازند. بیش از 91 درصد از کاربرانموتورهای جستجوگر گفته اند که آنها توانسته اند روزانه تمامی اطلاعات لازم خود را از طریق این موتورهای جستجوگر پیدا نمایند. بنابراین اگر شما یک وب سایت نداشته باشید آنگاه کاربران نمی توانند شما را پیدا کرده و در مورد شما و روش های شما اطلاعات کسب نمایند.

نتیجه گیری

آیا شما به عنوان یک پزشک به وب سایت نیاز دارید؟ بله . شما حتما نیاز دارید. سرمایه گذاری برای داشتن یک وب سایت حرفه ای وهمچنین قرارداد با یک شرکت تبلیغاتی که بتواند استراتژی های خوبی برای کار شما پیاده سازی کند نیز یک نیاز ضروری برای شما به حساب می آید.

منبع:وب سایت لیوسایت ساز

بازاریابی اینترنتی

بازاریابی اینترنتی در اصل هنر استفاده از روشهای مختلف تبلیغاتی در وب و تکنیک های ترویج و اطلاع رسانی در اینترنت برای مدیریت جریان فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت می باشد. سه ابزار اصلی برای مدیریت بر بازارهای اینترنتی عبارتند از: ۱) رتبه بندی موتورهای جستجو ۲) تبلیغات و آگهی های اینترنتی ۳) گسترش ارتباطات
 
مدیریت توسعه فروش بوسیله بازاریابی الکترونیکی عبارتست از گسترش دایره فعالیت شرکت با تبدیل کردن نام کالا و یا خدمات به عنوان شاخص های تجاری بازار بواسطه حضوردر تمام نقاط ممکن برای تماس با مشتریان هدف. این کار با شناسایی و تمرکز بر روی این نقاط به عنوان کانال های اصلی بازاریابی صورت می گیرد و این امکان را به وجود می آورد که وب سایت شما مستقیماً به جامعه هدف متصل شود. به طور خلاصه بازاریابی اینترنتی در مورد ایجاد کانالهای برخط بازاریابی برای مشتریان شما است و این امکان را دارد که سریعاً مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و از آن گزارش گیری شود.

بازاریابی الکترونیکی را می توان به صورت زیر تعریف کرد:

▪ دستیابی به اهداف بازاریابی بواسطه استفاده از فناوری های ارتباطات الکترونیکی
▪ این فناوری ها شامل اینترنت
▪ پست الکترونیک
▪ کتابهای الکترونیکی، پایگاه داده ها
▪ و تلفن همراه می باشد.
بازاریابی مدیریت جریانی است که وظیفه شناسانیدن کالا یا خدمات، پیش بینی بازار و ایجاد رضایت مندی در مشتریان نسبت به دریافت نتیجه اثر بخش در قبال نیاز هایش را به عهده دارد.در این تعریف تاکید اصلی بر تمرکز بازاریابی بر روی مشتری است.

فناوری اینترنت می تواند برای پشتیبانی ازاهداف زیر به کار گرفته شود:
▪ شناسایی: اینترنت می تواند برای تحقیقات بازاریابی در جهت شناخت نیاز ها و خواستهای مشتریان مورد استفاده قرار بگیرد.
▪ پیش بینی کردن: اینترنت دریچه ای را فراهم می کند که بوسیله آن مشتری می تواند به اطلاعات دسترسی پیدا کند و خرید کند. آگهی یافتن ازتقاضا های مشتری کلیدی برای کنترل منابع در بازایابی الکترونیکی است.
▪ جلب رضایت مشتری: یکی از کلید های اساسی موفقیت در بازاریابی الکترونیکی است که باعث جلب رضایت خاطر مشتری بوسیله کانالهای الکترونیکی می شود.
Smith و Chaffey روشی در مورد اینکه چگونه اینترنت می تواند برای تاکتیکهای مختلف بازاریابی به کار رود ارائه کرده اند که ۵s نام دارد. به عنوان مثال برای یک خبرنامه الکترونیکی ۵s شامل:
▪ فروش(sell ): بالا بردن فروش. خبرنامه الکترونیکی می تواند در دو جنبه نقش داشته باشد یکی اینکه باعث حفظ مشتری شود و دیگر اینکه زمینه آموزش اطلاعات جدید به مشتری باشد.
خبرنامه الکترونیکی سایت lastminute.com دارای هر دو نقش ذکر شده می باشد.
▪ خدمت رسانی(serve): ارزش افزوده. به مشتریان خود سود های اضافی همچون ارائه پیشنهاد منحصر به فرد و یا اطلاعات خیلی جزیی در مورد محصولات بدهید.
▪ صحبت کردن(speak ): با مشتریان خود بوسیله ایجاد گفتگو های مشترک، سوال کردن و هر آنچه که فکر می کنید مردم نسبت به آن علاقمند تر ند رابطه نزدیک تری برقرار کنید.
▪ پس انداز(save): کاهش هزینه ها. اگر شما خبرنامه خود را به صورت معمولی و بر روی کاغذ برای مشتریان ارسال می کنید با ارائه خبرنامه های الکترونیکی به مشتریانی که امکان ارسال معمولی خبرنامه برای آنها دشوار است این هزینه ها را به صورت قابل توجهی کاهش دهید.
▪ Sizzle: توسعه یک نام تجاری انلاین. یک خبرنامه نام تجاری شما را در اذهان جا می اندازد و به تقویت اعتبار نام تجاری شما کمک می کند.
ابزارهای بازاریابی از طریق ایمیل برای هدایت بازدیدکنندگان به یک وب سایت که برای آشنایی ویا حفظ آنها به صورت مشتری مورد استفاده قرار می گیرند شامل موارد زیر هستند:
▪ نامه الکترونیکی
▪ بنر های تبلیغاتی در وب
▪ موتورهای جستجو

● بازاریابی خاص (Personalized marketing )
بازاریابی خاص که بازاریابی شخصی و گاهی اوقات بازاریابی نفر به نفر خوانده می شود تفاوت زیادی با متفاوت سازی محصول دارد. چرا که متفاوت سازی محصول تلاش می کند محصولات خود را متفاوت از آنچه رقبا تولید می کنند ساخته و به بازار عرضه کند اما بازاریابی خاص سعی می کند تا کالای واحدی را به هر یک از مشتریان ارائه کند.
بازاریابی خاص برای رسانه هایی همچون اینترنت بسیار کاربردی است. یک وب سایت می تواند علاقه مندی های شما را ردیابی کند و برای آینده پیشنهادات خاصی را به شما ارائه دهد. سایتهای زیادی هستند که به مشتریان خود این امکان را می دهند که بر اساس اطلاعات سازمان دهی شده و اولویتهای لحاظ شده برای هر شخص کالای مورد نظر خود را انتخاب کنند.
به طور مثال وقتی شما از آمازون کتابی خریداری کنید این وب سایت در زمان های معین لیستی از موضوعات مشابه و مورد علاقه شما را در اختیارتان قرار می دهد.

● بازاریابی با مجوز(Permission marketing )
اصطلاحی است که در بازاریابی الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد. بازاریابان پیش از اینکه آگهی های خود را به مشتریان آتی خود ارسال کنند از آنها اجازه لازم را خواهند گرفت. این شیوه توسط برخی از بازاریابان اینترنتی، بازاریابان ایمیلی و بازاریابان موبایلی مور استفاده قرار می گیرد. اینکار در ابتدا نیاز به این دارد که مردم در ابتدا آن را انتخاب کنند.


● تجارت الکترونیک
تجارت الکترونیک عبارتست از خرید، فروش، بازاریابی و سرویس دهی در زمینه محصولات و خدمات بر روی شبکه های کامپیوتری. تجارت الکترونیک یکی از عوامل کاربردی کسب و کار الکترونیک است که در تراکشنهای تجاری استفاده می شود. تجارت الکترونیک هدایت کننده ارتباطات کسب و کار های تجاری و مدیریت بواسطه روشهای الکترونیکی است. همانند تبادل الکترونیکی داده ها و سیستمهای جمع آوری خودکار داده ها. همچنین تجارت الکترونیکی با انتقال الکترونیکی داده ها بین صاحبان کسب و کار ارتباط دارد.

● تاریخچه توسعه تجارت الکترونیکی
معنی اصطلاح تجارت الکترونیک در طول سالیان تغییر یافته است. در آغاز تجارت الکترونیک برای ایجاد تسهیل در تراکنشهای تجاری الکترونیکی و به صورت فناوری هایی همچون تبادل الکترونیکی داده ها مطرح گردید که از جمله موارد کاربردی آن ارسال اسناد تجاری مثل سفارشات و یا فاکتورهای فروش قابل ذکر هستند. امروزه تجارت الکترونیک شامل چیزهایی است که شاید بهتر باشد آن را با اصطلاح تجارت وبی نامگذاری کنیم. خرید کالا ها و خدمات بر روی وب گسترده جهانی بواسطه سرور های امن با کارتهای خرید الکترونیکی و سرویس های پرداخت الکترونیکی مثل کارتهای اعتباری از جمله مواردی هستند که به واسطه تحولات اخیر ایجاد شده در تجارت الکترونیکی ایجاد شده اند.


● عوامل کلیدی موفقیت در تجارت الکترونیک
چندین عامل کلیدی بسیار مهم برای موفقیت در هر فعالیت مربوط به تجارت الکترونیکی وجود دارد که شامل موارد زیر است:
۱) خلق ارزش برای مشتری: این کار می تواند با ارائه یک محصول که برای مشتریان بالقوه جذاب باشد و در بازار رقابتی قابل توجه باشد صورت گیرد.
۲) ارائه خدمات منحصر به فرد
۳) ترغیب و تشویق برای خرید و بازگشت مجدد به سایت: این کار می تواند با حربه های خاصی همچون ارائه تخفیف، اختصاص کوپن خرید، برنامه های تبلیغاتی و… صورت گیرد.
۴) آماده کردن یک سایت جذاب: برای این کار باید دقت و سلیقه لازم را در به کار بردن رنگها، تصاویر، تصاویر متحرک، فایلهای گرافیکی، قلم ها و درصد فضای خالی داشته باشید.
۵) ایجاد انجمن های مجازی: این کار می تواند با راه اندازی اتاق های چت، بخش ارسال نظرات، تالارهای گفتگو و… انجام شود.
۶) ایجاد امنیت و اعتماد: این کار می تواند با در اختیار داشتن سرور های موازی، فناوری های شکست ناپذیر، پنهان سازی اطلاعات و دیواره های آتش قوی صورت گیرد.
۷) توجه همه جانبه به امر ارتباط با مشتریان: برای این کار باید مطمئن شوید که همه کارمندان، مدیران و حتی شرکای تجاری شما دید کاملی و مشابهی نسبت به مشتری دارند.
۸) خود مشتریان پر از تجربیات گوناگون هستند. شما می توانید از طریق هر یک از ایمیل ها و نظرات و انتقادات آنها تجربیات گرانقدر و البته رایگانی را کسب کنید.
۹) ساده و موثر کردن جریان کسب و کار: این کار می تواند از طریق باز مهندسی فرایندهای کسب و کار و بهره گیری از ابزارهای فناوری اطلاعات صورت پذیرد.
۱۰) اجازه دهید مشتریانتان به یکدیگر کمک کنند: این کار می تواند با راه اندازی یک سایت خودگردان و بدون نیاز به هیچ رسیدگی ای صورت پذیرد.
۱۱) به مشتریان کمک کنید تا کارشان را انجام دهند: این کار می تواند با در اختیار گذاشتن اطلاعات قابل مقایسه زیاد و امکانات جستجوی مناسب صورت پذیرد.
۱۲) سعی کنید یک طرح و مدل اساسی و بدون عیب برای کسب و کار خود طراحی کنید.
۱۳) سازمان خود را همیشه در حالت آماده باش نگه دارید و به اندازه کافی آمادگی داشته باشید تا در مقابل تغییرات محیط سریع عکس العمل نشان دهید.

● مشکلات تجارت الکترونیک
اگر فاکتور های بالا برای تهیه یک استراتژی کلی تجارت الکترونیک قابل استفاده باشد باز هم با مشکلاتی مواجه خواهیم بود. این مشکلات عبارت خواهند بود از:
۱) عدم موفقیت در درک مشتریان، چرا مشتریان خرید می کنند و چگونه خرید می کنند. گاهی اوقات یک محصول با ارزش بالا می تواند به خاطر عدم درک صحیح انگیزه ها و انتطارات مشتریان جایگاه خود را در بازار از دست بدهد. این گونه موارد با بررسی و تحقیقات بازاریابی قابل جلوگیری است.
۲) عدم موفقیت در موقعیت های رقابتی. شما باید قادر باشید مدل های کسب و کار را در جهت تداوم و به دست آورن موفقیت در بازار رقابتی پیاده سازی کنید. آیا آمادگی رقابت با شرکت آمازون را دارید؟ این گونه مشکلات می تواند با توجه به رقبا، ابتکار شما، تحقیقات بازار کمتر شود.
۳) توانایی پیش بینی فعل و انفعالات محیطی: رقبا چه خواهند کرد؟ آیا آنها نام تجاری یا وب سایتهایی را برای پیروزی در بازار مطرح خواهند کرد. آیا آنها نسبت به سرویس هایی که ارائه می کنند پشتیبیانی لازم را ارائه می کنند؟ آیا آنها در سایت های شما اقدامات خرابکارانه خواهند کرد؟ آیا جنگ قیمت به راه خواهند انداخت؟ دولتها چه نقشی خواهند داشت؟ تمام این سوالات می تواند با توجه همه جانبه و ایجاد سیستمی در جهت بررسی اجمالی تغییرات محیطی پاسخ داده شود.
۴) برآورد های فراتر از توانمندی سازمان. آیا نیروها، توان سخت افزاری، توان نرم افزاری و سیستم های پردازش شما می توانند استراتژی جدیدی را پیاده سازی کنند؟ آیا با استخدام کارمندان و گزینش شیوه های مدیریتی احتمال شکست وجود دارد؟ این مورد می تواند با برنامه ریزی کامل برای منابع سازمانی و آموزش دقیق کارکنان حل شود.
۵) عدم موفقیت در هماهنگ سازی. این مشکل می تواند با طراحی یک ساختار سازمانی همه جانبه نگر، مسئولیت ساز و قابل انعطاف حل شود.
۶) عم موفقیت در پیدا کردن کارمندان مناسب
۷) عدم موفقیت در پیدا کردن مدیران مناسب
۸) عدم تخمین صحیح زمان مورد نیاز. اقدام به پیاده سازی سیستم تجارت الکترونیک برای سازمان به زمان و پول قابل توجهی نیاز دارد و عدم توجه صحیح به زمان و رعیت ترتیب مناسب در برنامه ها می تواند هزینه های قابل توجهی به همراه داشته باشد. که می تواند با لحاظ کردن زمان های احتمالی این هزینه ها را کاهش داد.
۹) عدم موفقیت در حرکت در مسیر برنامه. این مشکل را می توان با محک زدن، برجسته کردن، پیگیری اختلافات و مشکلات و جریمه اقدامات اشتباه و تشویق اقدامات درست و بالابردن شفافیت کار حل کرد.


● محصول مناسب
مسلماً یک سری از محصولات و خدمات برای فروش آنلاین مناسب هستند و برخی دیگر برای فروش معمولی. به طور کلی بهترین شرکتهای مجازی آنهایی هستند که محصولات دیجیتالی توزیع می کنند که شامل منابع اطلاعات، بازیابی و تغییر و تبدیل، موسیقی، فیلم، آموزش، ارتباطات، نرم افزار، عکس و تراکنش های تجاری می باشد. نمونه هایی از اینگونه شرکتها عبارتند از:Schwab, Google eBay, Paypal, Egghead, and Morpheus
برخی از محصولات و خدمات غیر دیجیتال وجود دارند که توجه به آنها می تواند برای بازاریابان مجازی موفقیت آمیز باشد. این ها کالاهایی هستند که نسبت و به وزنشان ارزش مالی بالایی دارند یا اغلب توسط افرادی که در نقاط دور دست قرار دارند خریده می شوند و یا عموماً قابل خرید در زمان تعطیلی شرکت هستند.
محصولاتی که برای تجارت الکترونیکی مناسب نیستند شامل محصولاتی است که نسبت ارزش آنها در مقابل وزنشان پایین است. محصولاتی که دارای بو ، مزه یا مولفه لمس کردن هستند، محصولاتی که نیاز به پرو کردن دارند یا رنگ در انتخابشان اهمیت دارد.

● پذیرش تجارت الکترونیک
برخلاف آنچه که در باور عمومی وجود دارد شیوه های کسب و کار در تجارت الکترونیک بسیار آهسته تر مورد توجه و پذیرش مشتریان قرار می گیرد. خرید الکترونیکی به دلایل زیر بسیار کند مورد استقبال شرکتهایی قرار گرفته است که قابلیت تجارت به شیوه الکترونیکی را داشته اند.
نگرانی از امنیت. بسیاری از مردم به دلیل دزدی و کلاهبرداری های موجود در اینترنت مایل به استفاده از کارتهای اعتباری نیستند.
مشکلات دسترسی به خصوص در کشورها و خانواده های فقیر. ضریب نفوذ پایین رایانه و اینترنت از جمله مواردی هستند که به شدت پتانسیل های توسعه تجارت الکترونیک را کاهش می دهند.
مسئله خرید یک ریشه اجتماعی دارد. بسیاری از مردم از صحبت کردن با فروشنده و چانه زدن بر سر قیمت و مشاهده کالای مورد نظرشان لذت می برند.

● مدیریت روابط با مشتریان
تشریح اهداف مدیریت روابط با مشتریان(CRM ) به یک شرکت امکان ارائه خدمات بهتر را می دهد. CRM واسطه مشتریان برای آشنا شدن و بهره گیری از فرآیندهای خودکار خدمات قابل اطمینان است. 

منبع : Tablighcity.com

درعرصه ی رقابت حرفه ای، چگونه توجه درمان‌خواهان دندان‌پزشکی را جلب کنیم؟

تعریف واژه ها 

‏1)‏    خدمت گیرندگان دندان پزشکی ‏ 
معمولن برای کسانی که از خدمات دندان‌پزشکی بهره می‌برند، واژه هایی چون «بیمار»، «مراجعه کننده»، «درمان‌خواه» و ‏‏«مشتری» ‏استفاده می شود. «بیمار» که از گذشته برای خدمت گیرندگان طب معمول بوده، معادل‎ Sick, ‎unhealthy, ill‏ است و در مورد مراجعین دندان پزشکی‎ Patient ‎که در غرب معمول می باشد، بدون توجه به ‏معنی اصلیِ پیِشِنت، همان عنوان عصر بوعلی و سایر حکیمان که برای دردمندان رایج بوده، به بیماران دندان ‏پزشکی نیز تعمیم داده شده است. معنی بهتر "پیشنت"، صبور، منتظر و کسی است که در انتظار دریافت خدمت (معمولن پزشکی ‏یا دندان پزشکی) است. بیمار یا مریض با این واژه تفاوت ریشه ای دارد. از آنجا که خدمات دندان پزشکی –‏بخصوص هم اکنون- در موارد بسیار، جنبه درمانی ‏ندارد و خدمت گیرندگان ممکن است مایل نباشند که «بیمار» ‏خطاب شوند، کاربرد این واژه از سوی برخی همکاران درمانگر و صاحب نظران ‏مورد تردید قرار گرفته است و از آن پرهیز می کنند. «مراجعه کننده» از ‏جهت معمول بودن مراجعه اشخاص برای دریافت ‏خدمت و «مشتری» نیز به عنوان کسی که در دندان پزشکی ‏خریدار خدمت تلقی می شود و در ازای آن وجهی ‏می پردازد، دیگر عناوین معمول برای این افراد است. نگارنده ‏بیش از همه، واژه «مشتری»، «درمان‌خواه»  و در مواردی محدود «بیمار» ‏را پیشنهاد می‌کند و برخلاف ادعای برخی همکاران، واژه مشتری را نه تنها موجب کاستن از شان دندان پزشکان نمی داند، بلکه در قبال نوع کار حرفه ای ایشان، بسیار متناسب تر می داند.‏ * 

‏2)‏    جلب توجه 
در فرهنگ ایرانی «جلب توجه» به نادرست، به عنوان یک رفتار منفی یا سطحی و ناشی از «ضعف‌نفس» تلقی ‏می شود. کسانی که برای انتفاع شخصی یا اهداف خاص، توجه دیگران را جلب کنند، با تعابیری مانند سبک ‏سر و محتاج توجه دیگران و حتی خودنما، مورد طرد یا تمسخر قرار می گیرند. این در حالی است که در علوم ‏مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مدیریت و کسب و کار دقیقا عکس این نگاه را به موضوع داشته، از ‏مجموع مباحث آن ها می توان اعتماد به نفس، توانایی شخصیتی، خلاقیت، بهره بالای هوشی و موارد معادل آن در مورد این اشخاص و در مقابل، ضعف و ناتوانی افرادی را که دست به تمسخر می زننداستنباط کرد که با عدم ‏توانایی کافی در ایجاد تغییر و ضعف در پاسخگو بودن آشکار، از یک رشد طبیعیِ روانی و اجتماعی محروم ‏هستند و اغلب دچار ناهنجاری های روانی ناشی از گوشه گیری، پنهان کاری و سرخوردگی می باشند.‏ 

هرم مازلو


در روان شناسی انسان گرایانه که آبراهام مازلو بنیان گذارِ آن و هرم مازلو معرف آن است، نیازهای انسانی در رده ‏های مختلف رشد و بلوغ انسان طبقه بندی شده است. در رده چهارم و پنجم این هرم، نیازهای اجتماعی و ‏احترام قرار دارد که شخص در ابتدای ورود به اجتماع، عشق خود به دیگران و عشق دیگران به خود را طلب می کند ‏و سپس با گسترش حضور اجتماعی، این نیاز به محبت تداوم و وسعت یافته و در سطح بالاتر به احترام و عزت ‏نفس ارتقا می یابد. بر این اساس، به منظور جذب بیماران بیشتر از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، برای روابط معنی‌دار با دیگران، ‏سخت می‌کوشد تا توجهات را جلب کند. این رفتار نه تنها در مسیر رشد طبیعی فرد نشانه و مسیری طبیعی و ‏حاکی از سلامت فرد است، بلکه برای موفقیت درکسب و کار، یک نیاز اجتماعی ضروری است. هرچه فرد در ‏مراتب مختلف رشد، بهتر و کامل‌تر ارضا شود، بهره وری اجتماع و دیگران از او به همان نسبت افزایش می یابد. ‏پس هر دندان پزشک برای رشد خصائل انسانی، کسب عزت نفس فردی و موفقیت در فعالیت های مختلف ‏اجتماعی -بخصوص کسب درآمد مطلوب- نیاز دارد که مورد توجه قرار گیرد. ‏ 

‏3)‏    محل ارائه خدمات دندان پزشکی 
‏«مطب» رایج ترین نام برای محل ارائه خدمات دندان پزشکان بوده و هست اما از طرفی واژه «کلینیک» به دو ‏دلیل می تواند تجویز شود. یکی مرسوم شدن این نام برای محل اشتراکی کار چند دندان پزشک که معمولن آن ‏را کلینیک و گاه «درمانگاه» می خوانند. دلیل دیگر این که اگر قرار است از یک واژه بیگانه (مطب که عربی ‏است) استفاده شود، پس کلینیک هم به همان میزان بیگانه است. از طرفی منشا واژه‌ی «کلینیک» زبانی ‏انگلیسی است که علوم دندان پزشکی امروز ما ایرانیان از آن زبان گرفته و ترجمه می شود، چرا آن را به کار ‏نبریم؟ البته در انگلیسی نام دنتال آفیس (دفتر، اداره) به محل کار دندان پزشکی گفته می شود که در فارسی ‏غیر معمول و غریب است. با توجه به مطالب این مقاله، حتی اگر به جای مطب یا کلینیک دندان ‏پزشکی، این مکان را «آفیس دندان پزشکی» بنامیم نیز شایسته خواهد بود.‏ 
گله ی این موضوع متوجه فرهنگستان زبان فارسی است که با وجود حضور یک دندان پزشک برجسته در آن (دکتر اسماعیل یزدی) ‏هنوز برای موضوعات اینچنین فکر اساسی نشده یا اگر شده در خارج از آن مرکز نیامده و گسترش نیافته است.‏ 

اتاق درمان دندان پزشکی


درمانگاه که واژه ای فارسی است نیز به خاطر وسعت و رواج کاربرد آن در مورد مراکز درمانی عمومی، کاربرد ‏خود را نه تنها برای کلینیک خصوصی دندان پزشکی (مطب) از دست داده بلکه در مراکز جدید درمانی با چند ‏دندان پزشک نیز نسبت به آن نظر مثبتی ندارند چون گمان می کنند این نام، مراکز درمان پزشکی عمومی، ‏دولتی، آموزشی و خصوصن خیریه را به ذهن می آورد. نگارنده با طرح این بحث درصدد موضع گیری خاصی ‏نیست. در متن حاضر نیز از واژه های مطب و کلینیک برای تشریح مراکز خصوصی درمان، اعم از آن ها که یک ‏دکتر یا دو یا چند دکتر در آن کار می کنند، استفاده می شود. اشاره یگانه به «آفیس» نیز برای تلنگر به ‏اندیشمندان تصمیم ساز است.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


ارزیابی عملکرد فرهنگستان های زیان فارسی و علوم پزشکی در زمینه واژه های رایج دندان پزشکی
 

مشکل چیست؟
 
امروزه ضمن تغییرات چشمگیر و گاه سرسام آوری که در زمینه های مختلف در جریان است، دو واقعه موجب ‏نگرانی دندان پزشکان جوان شده است:‏ 
‏1-‏    افزایش بی رویه دندان پزشکان 
‏2-‏    مشکلات شدید اقتصادی مردم 

 

پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی دغدغه های موجود در زمینه مدیریت سطوح کلان، میانی و پایین دندان پزشکی
 

افرایش جمعیت دندان پزشک و کاهش توان مردم در تامین هزینه های دندان پزشکی، عمدتن به یک نتیجه‌ی ‏اجتناب ناپذیر منجر می‌شود: «افزایش رقابت دندان پزشکان».‏ 
این موضوع نیز اگر از نگاه کلان تر دیده شود، فرآیندی است که به شدت امکان تبدیل به فساد فراگیر درمانی و مالی در حرفه دندان پزشکی را دارد که جلوه ‏هایی از آن در موضوعاتی چون "بی توجهی به درمان ریشه و توصیه ایمپلنت"، "جایگزینی چینی در موارد ساده ای که کامپوزیت ها به خوبی پاسخگو هستند" ‏و موارد عدیده دیگر جلوه‌گر شده است؛ اما پرداختن به این معضلات نیز از موضوع این مقاله خارج است.‏ 
دندان پزشکان، بخصوص آن ها که می خواهند تازه وارد عرصه ی کار شوند، در صورت جدی نگرفتن موضوع، ‏در خطر عدم موفقیت، به مراتب بیش از گذشته هستند. ‏ 

چه باید کرد؟ 
‏ آیا باید ترسید، دندان پزشکی را رها کرد و به کارهایی دیگر پرداخت؟ توصیه نگارنده به همکاران جوان این ‏است که بیایید همان‌گونه که در ورود به دوره دندان پزشکی ده ها یا صدها هزار رقیب را پشت سرگذاشته و ‏پس از سالها تلاش، موفق به اخذ دکترا شدید، اکنون نیز با توسل به روش های علمی و مطمئنی که به بخشی ‏از آنها در اینجا اشاره می شود، به میان مشکل رفته و سربلند در این صحنه ی مهیا نقشی بی مثال بازی کنید! ‏این مقاله و بحث های بعدی، به شما نشان خواهد داد که اگر دندان پزشکان با کمی دقت و مراقبت، روش های ‏توصیه شده را به کار بندند، نه تنها خود در عرصه زندگی حرفه ای و اجتماعی موفق خواهند بود، بلکه با ‏ترویج و تعمیم این روش ها، جا برای موفقیت دیگر همکاران نیز فراهم تر خواهد بود. جالب‌تر این که این روش ‏ها یک بازی برنده – برنده بوده نه تنها به نفع دندان پزشکان تمام خواهد شد، بلکه بیماران در این میانه سود ‏فراوانی نصیبشان می گردد. این قانون کسب و کار است که وقتی عرضه زیاد باشد، مشتریِ هشیار امکان بهره ‏برداری بیشتری خواهد داشت.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی مشاغل و حرفه های غیردندان پزشکی که برخی دندان پزشکان به جای یا در کنار حرفه اصلی خود به آن می پردازند
 

 

چند نکته کلیدی 
1-‏    بالا یا پایین بودن شرایط بهداشت دهان جامعه، تاثیری در دغدغه های مدیریت کسب و کار دندان ‏پزشکی ندارد. این گمان برخی عوام که در شرایط بد بهداشت دهان، دندان پزشکان خوشحال تر ‏هستند، نادرست و نگاهی است در افقی بسیار محدود و پست. ممکن است در یک روز برفی یک ‏صافکار اتومبیل سرش شلوغ تر باشد اما اولن این به معنای درآمد نهایی بیشتر نیست و در ثانی در کار ‏یک اداره‌ی معتبر، بارندگی و خشکی هوا حتی تاثیر مقطعی هم ندارد. در هر شرایطی دندان پزشکی ‏مراجعات خود را خواهد داشت و نوع تقاضا است که تغییر می کند. نه تنها وجدان انسانی و حرفه ای ‏دندان پزشکان راغب‌تر است که سطح بهداشت بالاتر باشد و مردم از سطح رفاه بهتری برخوردار باشند ‏بلکه کسب و کار دندان پزشکی نیز در جامعه ای با سطح بهداشت مطلوب، به مراتب مناسب تر بوده، ‏قدر نوآوری ها و توجهات دندان پزشکان بیشتر دانسته می شود و تقاضاها برای خدمات مهم تر و ‏اساسی تری خواهد بود.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


مقایسه نوع نیازهای دندان پزشکی گروه های دارای شرایط بهداشتی متفاوت
 

2-‏    دندان پزشک موفق کسی نیست که تنها درمانگر خوبی باشد. یک دندان پزشک باید ابتدا باور کند که ‏هرچند درمانگر برجسته ای است اما علم مدیریت مقوله ای کاملن تخصصی و متفاوت با رشته ای ‏است که او فراگرفته است. هرچند تسلط علمی و عملی در کار دندان پزشکی مقدمه‌ی لازم برای ورود ‏و اساس بقا در موفقیت یک کلینیک است، اما برای موفقیت در مطب داری، دانستن تراش دندان و یا ‏چگونگی خم کردن سیم، به تنهایی راه گشا نیست. یک دکتر باید ضمن داشتن توانایی و ظرافت حرفه ‏ای، در اداره کلینیک خود، با تکیه بر روش های علمی و تجربه شده، مسائل حوزه کار خود را تجزیه و ‏تحلیل نموده و با احترام به نظرات دانشمندان علم مدیریت، برای کار خود برنامه ریزی کند.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


میزان آشنایی گروه های مختلف دندان پزشکان با موضوعات کلیدی مدیریت فضای کسب و کار
 

3-‏    دندان پزشک باید این نکته را در نظر داشته باشد که بین «مدیریت» و «رهبری» تفاوت هایی هست. ‏پرداختن به این بحث در این مقاله ممکن نیست. یک دندان پزشک در بهترین حالت باید یک رهبر ‏خوب باشد نه مدیر. خوب است که در کلینیک دندان پزشکی یکی از کارکنان که از شایستگی بیشتری ‏برخوردار است، به عنوان مدیر تعیین شده و در صورت لزوم زمینه برخورداری او از دوره های آموزشی ‏نیز فراهم شود. دندان پزشکانی که توجه به این دو مقوله نداشته و خود را در مقام «مدیر» کلینیک ‏تلقی می کنند، ندانسته به خود و مجموعه خدماتی خود لطمه وارد می کنند.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی تعداد و سمت کارکنان کلینیک های دندان پزشکی‏
 

4-‏    توجه جدی به این موضوع اهمیت دارد که «رقابت» به معنی «دشمنی» نیست. دندان پزشک باید هم ‏خود به این نکته توجه و باور داشته باشد و هم به همکاران و کارکنان کلینیک و حتی به بیماران این ‏را بفهماند. برعکس، بهترین رقابت ها بر مبنای «رفاقت» و دوستی پیش می روند. دو دونده می توانند ‏در بیرون از میدان با هم دوستانی صمیمی باشند و در عین حال در حین مسابقه سعی در پیشبرد کار ‏خود، بدون کمترین لطمه یا بدبینی به رقیب داشته باشند. نباید فراموش کرد که همکار ما هم یکی مثل ما ‏بوده و او نیز باید از حقی مساوی برای ایفای نقش برخوردار باشد. در صحنه ی زیبای بازی زندگی، ‏هرکس می تواند در جای خود نقشی بدیع بازی کند بدون این که تزاحمی با دیگری داشته باشد. عدم ‏توجه به این نکته ظریف می تواند مشکلات جدی در مسیر کار خود ما و دیگران ایجاد کند و لطمات ‏اساسی به اعتبار دندان پزشکان وارد نماید. ‏ 
5-‏    رقابت در کار نباید به رقابت در قیمت و بهای خدمات بیانجامد. این که قیمت ها باید عادلانه و ‏متناسب با خدمات و مواد باشد مورد تردید نیست اما اولن مسوولیت این موضوع با مراجع بالاتر مانند ‏انجمن های صنفی، سازمان نظام پزشکی و مراجع دولتی است و در ثانی دندان پزشکان، هرگز بدون ‏منطق، هزینه ای را مطالبه نمی کنند. اگر رقابت در نرخ خدمات مبنای رقابت شود، علاوه بر ضرر ‏نهایی که به کل صنف می رسد و موجب کسر شان دندان پزشکان می گردد، بیشترین ضرر آن متوجه ‏بیماران خواهد شد که بی اطلاع از کم و کیف خدمات و مواد، برای استفاده از درمان ارزان تر، خدماتی ‏با کیفیت نامطلوب دریافت می کنند. چنین چیزی نه تنها برای بیمار خسارت مالی در پی دارد که ‏معمولن به ضررهای جسمی متعدد نیز منجر می شود. دندان پزشک مانند هنرمندی است که نباید ‏محدود شود. با آزاد گذاشتن افراد فرهیخته ی جامعه در صنوف مختلف و باز گذاشتن دست آن ها در ‏تعیین بهای خدمات خود، هم عزت نفس و شرافت افراد حرفه ای تضمین می شود و هم در شرایط ‏رقابتی موجود و در حضور درک و سواد عمومی مشتریان، قیمت ها خودبخود تعدیل شده و ‏متخصصین حرفه ای، خودبخود پاسخگوتر خواهند بود.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی مقایسه ای متوسط قیمت خدمات دندان پزشکی، متناظر با تعداد دندان پزشکان موجود در هر منطقه
 

6-‏    رقابت به هیچ وجه نباید آلوده به صفات ناپسندی چون بدبینی، بدگویی، تجسس، قضاوت و یا دروغ، ‏با هدف بیرون راندن یک همکار از صحنه یا جذبِ مشتری کلینیک دیگر به مطب خود گردد. چنین ‏رفتارهایی به عزت شخص خاطی خدشه جدی زده و از او نزد خود و دیگران، موجودی ذلیل و حقیر ‏خواهد ساخت. جامعه دندان پزشکان، بیماران دندان پزشکی و اجتماع نیز در اثر تلاش یک حرفه ای ‏در تخریب دیگر همکار خود، متضرر می شوند. اینچنین روش هایی بازنده – بازنده ارزیابی می شوند و ‏مراکز ناظر قانونی و انجمن های صنفی وظیفه جدی برای مقابله دارند. فعالیت های اجتماعی باید ‏مانند رودخانه ای جاری تصور شود که هرکس بنا به صلاحیت خود کاسه ای از آن برای خویش برمی ‏دارد و هیچ کس اجازه ندارد این رود را آلوده کند و یا همسایه ای را از آن محروم نماید.‏ 
7-‏    ‏ مخاطب این مقاله تنها دندان پزشکان نیستند، بلکه از سویی به مردم حقوقشان را یادآوری می کند و ‏از سویی به مدیران و تصمیم سازان جامعه متذکر می شود که با بزرگ‌منشی و دوراندیشی به موضوع ‏کسب و کار دندان پزشکان نگاه کنند. مدیران آموزشی با تجدید نظر در برنامه های درسی، مدیران ‏درمان در نحوه نظارت خود، مدیران قانون گزار در تدوین مقررات و قوانین و مراجع انتظامی پزشکی و ‏قضات نیز در نحوه تبیین و استنباط خود از مفاد قوانینی که سربسته و کلی هستند، منافع نهایی ‏جامعه را در موفقیت این قشر باهوش و متخصص در نظر گرفته، از روش های محدود کننده استفاده ‏نکنند. بستر رشد خلاقیت ها، آزادی و آزادمنشی است...‏ 
8-‏    مردم به حرفه ای های موفق و خوشحال گرایش دارند. یک دکتر خواهان موفقیت، خود را به دیگران ‏افسرده یا ناموفق نشان نمی دهد و هرگز از عدم موفقیت یا مشکلات کار و یا از کسادی احتمالی مطب ‏سخن نمی گوید. دندان پزشک خود مسوول رفع مشکلات خود است. صورت خود را با سیلی سرخ نگه ‏می دارد تا معتبر و مورد اعتماد باشد. در عوض، کسب موفقیت های بعدی، حل مشکلات را آسان ‏خواهد کرد.‏ 
9-‏    می توان در یک نگاه کلی چهار گروه دندان پزشک را در عرصه درمان جامعه در نظر گرفت: گروه ‏نخست بزرگان باتجربه که خود اساتید سایر دندان پزشکان بوده و نه تنها به مطالبی از این دست نیاز ‏ندارند که قادر هستند مطالبی به مراتب ارزنده تر از این را به دیگران یاد دهند. دومین گروه کسانی ‏که به کار دندان پزشکی مشغول هستند اما همواره می نالند و از شرایط خویش راضی نیستند. گروه ‏سوم کسانی که در ابتدای کار اما دارای سابقه ای از حضور و همکاری در یک درمانگاه بوده، تصمیم به ‏شروع کار مستقل گرفته اند و گروه چهارم دندان پزشکانی که پس از ختم تحصیل، کلینیک خود را با ‏خرید تجهیزات، لوازم و مواد از صفر بنیاد می گذارند. ‏ 
گروه اول در فعالیت خود سابقه دار و موفق بوده و با هر روشی که به کار اشتغال دارند ضرورتی به تغییر نمی ‏بینند. گروه دوم خوب است که با مفهومی به نام «بازمهندسی فرآیند کسب و کار» ‏BPR‏ آشنایی پیدا کنند‎ ‎‏**. ‏گروه سوم و چهارم‎ ‎مخاطبان اصلی کلام نگارنده هستند که معمولن آمادگی بیشتری برای نوآوری و تغییر ‏داشته، بدون گیر و گرفتاری نسبت به روش های سنتی، می خواهند و می توانند روش های نوین را تجربه ‏کنند.‏ 

مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار

پیشنهاد پژوهش:‏


بازمهندسی فرآیند یک کلینیک دندان پزشکی 
بازمهندسی فرآیند یک دانشکده دندان پزشکی 
بازمهندسی فرآیند یک انجمن دندان پزشکی 
بازمهندسی فرآیند دفتر/ اداره ... دندان پزشکی وزارت ..‏ 
  

کلیدهای موفقیت 
مراجعه بیماران جدید، بهترین شاخص سلامت یک کلینیک و مایه اطمینان از رشد کار یک دکتر است. دکتر ‏دندان پزشک برای جذب بیماران جدید، ساده ترین کاری که می تواند انجام دهد، دادن پیشنهاد ارجاع بیماران ‏خانوادگی یا دوستان کسانی است، که مشتریان فعلی او هستند. اما به طور کلی جذب بیمار و خصوصن ‏نگهداری و حفظ مشتری برای دراز مدت، کار آسانی نیست. یک مشکل این است که بسیاری از کسانی که می ‏توانند مشتری شما باشند، درحال حاضر برای خود یک دندان پزشک دیگری دارند که از او راضی هستند. ‏بسیاری از مردم هم گمان نمی کنند که به دندان پزشک و خدمات دندان پزشکی نیاز داشته باشند. برخی هم ‏به دلائل مختلف ترجیح می دهند به مراکز دولتی، خیریه و آموزشی مراجعه کنند و قادر یا مایل به داشتن ‏دندان پزشک خصوصی نیستند. یک نکته جالب این که بیماران اولیه معمولن طی سال اول بیشتر و راحت تر ‏هزینه ها را پرداخت می کنند و بیش از دیگر بیماران کار شما را تبلیغ می کنند. وقتی بدانیم که مهم ترین ‏عامل تبلیغ یک دندان پزشک و معروفیت او در شهر، بیماران او هستند، به اهمیت بیماران جدید بیشتر پی می ‏بریم. ****‏ 
معمولن وقتی یک نفر به کلینیک شما زنگ می زند، مشکلی اورژانس برایش پیش آمده و همین ها هم وقتی ‏تماس می گیرند و یا برای معاینه می آیند، می خواهند قیمت خدمات شما را بدانند که با دیگر همکارانتان ‏مقایسه کنند. آن ها هم که ناچار به درمان می شوند، سعی می کنند درمانی را در حد اقل ممکن دریافت کنند ‏که مشکلشان را تخفیف دهد و بعد برای همیشه می روند و این غم را در دل شما باقی می گذارند که «چرا ‏طرح درمان مرا نادیده گرفت؟!». بی توجهی به شما و تخصص شما که خود بسیار دغدغه اش را دارید و مرتب ‏برایش دل می سوزانید، یک موضوع عادی در بین مردم است! با موضوع کم کم کنار خواهید آمد و آن را ‏خواهید پذیرفت. بیشتر مردم اهمیتی به شغل دندان پزشک نمی دهند و مانند شما متوجه نمی شوند که حفظ ‏سلامت دهان یک بخش حساس از سلامت عمومی است. هرچند عدم درک اهمیت کار شما دردناک است اما ‏خونسرد باشید، به مسائل به صورت عمیق تر نگاه کنید و این بی توجهی را بزرگ ترین مشکل خود تلقی ‏نکنید.‏ 
دندان پزشکان ضمن داشتن این مشکل مهم، تعرفه روشنی ندارند و گاه خود نمی توانند با آرامش، در مورد ‏قیمت زحمات خود نرخ تعیین کنند. وقتی مردم به یک گالری هنری عکاسی یا نقاشی یا مجسمه سازی و ‏امثال آن می روند، حق بحث در مورد قیمت فلان اثر هنری را که یک هنرمند خلق کرده به خود نمی دهند. ‏کسی به یک نقاش هنرمند نمی گوید فلان میزان رنگ استفاده کرده، قیمت بوم این است و قاب و شیشه هم ‏این مقدار، پس چرا تابلو این قدر گران است، هرگز! ارزش کار یک هنرمند با مواد مصرفی کارش سنجیده نمی ‏شود. دندان پزشک هم هنرمند است. هیچکس در مواجهه با گرانی کالاها، مغازه دار را مقصر نمی داند، اما اگر ‏نرخ خدمات دندان پزشکی بالا رود، بدون توجه به گرانی خارج از کنترل مواد، ابزارها، سرویس و نگهداری، ‏اجاره و مالیات و ده ها هزینه ای که دندان پزشک بر عهده دارد، معمولن خود او را مسوول گرانی می شناسند. ‏به این مشکلات فرهنگی، نظارت و توقعات مراجع مختلف، روابط با شرکت های بیمه، سروکار داشتن با شرکت ‏های بازرگانی و مشکلات دیگر را که اضافه کنیم، آن وقت است که اگر بدانیم برای مردم در مورد دندان ‏پزشکی دو موضوع اهمیت دارد: درد و هزینه! متوجه ضرورت تجدید نظر اساسی در کار خود خواهیم شد. آن ‏گاه اهمیت جذب مشتری جدید، حفظ مشتریان موجود و دشواری کار، جلوه بیشتری پیدا می کند.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی روش برخورد اولیه کلینیک های دندان پزشکی و میزان خلف وعده بیماران معاینه اولیه
 

باید بدانید که: ‏ 

‏1.‏    به عنوان یک دندان پزشک، نمی توانید نگرش جامعه را تغییر دهید! تغییر نگرش روند پیچیده و ‏طولانی مدتی است. به فکر الان باشید و در این سال های عمر، با یک کار شرافتمندانه و موفق، گلیم ‏خود را از آب بکشید، اطرافیانتان را بهره مند کنید و به عنوان یک حرفه ای خوب و سرفراز، مایه ‏افتخار دندان پزشکان و جامعه‌ی خود باشید. ناراحت نباشید که نمی توانید گرایش جامعه را تغییر ‏دهید، اما قادر هستید که در همین جامعه به عنوان درمانگری فعال حضور داشته و سود برده و سود ‏برسانید.‏ 
‏2.‏    به بیماران خود صریحن توضیح دهید که مشکلات و نگرانی آن ها برای شما یک دغدغه است و ‏برایتان اهمیت دارد. کاری کنید که بیماران، دلسوزی و صداقت شما را درک و به شما اعتماد کنند. ‏روش های سنتی را کنار بگذارید، برای مردم تکبر به خرج ندهید و همه تلاش خود را صرف این کنید ‏که در کار خود مطلب جدید و ابتکاری برای گفتن داشته باشید. برای جذب بیمار لازم نیست میلیون ‏ها تومان خرج تبلیغات کنید یا با بیمه های مختلف قرارداد ببندید. پیش از این کار و بیش از همه این ‏تلاش های معمولی که دیگران انجام می دهند، نگاهی به دنیای بیزینس خارج از دندان پزشکی ‏بیاندازید و راه حل هایی کاربردی دیگر صنف ها را ببینید. برای موفقیت در یک شغل، نه تنها موضوع ‏رفتارشناسی مشتری اهمیت دارد، بلکه شناسایی رفتار رقبای فراوانی که هر روز به تعدادشان افزوده ‏می‌شود نیز باید مورد توجه شما باشد.‏ 
‏3.‏    خیلی از بیماران ممکن است برای هزینه خدمات پیشگیری یا ادامه طرح درمان که برایشان تعیین ‏کرده اید، دیگر پیدایشان نشود و هرگز به مطب ما نیایند، اما همین اشخاص، آخرین مدل موبایل را ‏می خرند، گران ترین تجهیزات صوتی تصویری را تهیه می کنند! خاطرم هست در جلسه ای که ‏مسوولین بهداشت دهان استان‌ها با دکتر ملک افضلی معاون بهداشتی وقت وزارت بهداشت داشتیم، ‏مسوول استانی ایراد داشت که وزارت بهداشت سهمیه مسواک و خمیردندان را چرا کم کرده؟ باید ‏بیشتر بدهید دکتر ملک افضلی سخن پخته ای گفت: «شما هرچه مسواک رایگان به بچه ها بدهید، ‏می دهند به بقال سرکوچه و آدامس جایش می گیرند! به بالای ساختمان های همان روستاها که نگاه ‏کنید، همه آنتن تلویزیون دارند. این ها تلویزیون می خرند چون نیاز به آن را احساس کرده اند. باید ‏نیاز به مسواک زدن را در آن ها ایجاد کنید. مسواک دادن شما دردی را دوا نمی کند...». ‏ 


پیشنهاد پژوهش:‏


بررسی تعداد مسواک افراد در گروه های مختلف اجتماعی و مقایسه با تعداد کفش های آنها 
مقایسه میزان فروش آدامس و قرص های خوش بوکننده دهان با خمیر دندان 
  

چشم اندازهای زیبا و بارقه های امید 
با تغییرات وسیعی که در سیستم آموزش دندان پزشکی ایران در حال وقوع است، در دهه آینده شرایط، ‏تغییرات زیادی خواهد کرد. در جمعیت ما این روزها جوانان و طی سال های آتی میان سالان و سپس ‏سالمندان افزایش خواهند یافت. سطح تحصیلات جامعه در حال بالارفتن است و ارتباطات وسیع اینترنتی و ‏ماهواره ای، سطح توقعات و همچنین ملاک‌های جامعه ما را دگرگون کرده و بیشتر خواهد کرد. مردم، ‏بخصوص گروه تحصیل‌کرده و اشخاص دارای سطح شناخت بالاتر، بیش از گذشته به فکر حفظ سلامت و ‏زیبایی خود خواهند بود. بزرگ‌سالانی که سرشان به بچه داری بند است برای اطفال خود، افراد بازنشسته پس ‏از یک دوره کار خسته کننده برای لذت بردن از عمر باقی مانده و سالمندان با توصیه و گاه تحمیل جوان‌های ‏خانواده، نیازهای دندان پزشکی وسیع‌تری خواهند داشت. این ها همه روی خوب سکه دندان پزشکی هستند ‏که می تواند مایه شادی و امیدواری باشد.‏ 
فن آوری روز دندان پزشکی قدم های بلندی برداشته و شما بسیار بیش از هم رشته های پیش از خود، دستی ‏باز بر امکانات نوین دارید. همین دو دهه پیش، سرتوربین سوپرترک، آخرین تکنولوژی تراش حفره، گیت ‏گلیدن دریل جدیدترین ابزار روت کانال تراپی و دوربین عکاسی دیژیتال یک مگا پیکسل با فلش رینگ، آخرین ‏تکنولوژی عکاسی از دهان بیمار بود، اکنون دیگر دارد تراش حفره جایش را به لیزر می دهد، اپکس فایندر و ‏ابزارهای نوین اندودانتیکس سخت ترین ریشه ها را در دسترسی قرار داده و مواد تزریقی، دشواریِ پک کردن ‏های ورتیکال گوتاپرکا، بخصوص در کانال های کرودار را به کلی از یاد برده، رادیوگرافی دیژیتال ضمن کاهش ‏اشعه خطرناک، تکنولوژی تصویربرداری و اسکن های سه بعدی را ممکن کرده است، در زمینه عکس و ویدیو ‏دریچه های مختلفی برای درمانگران باز شده، سیستم کدکم امکان روکش یک جلسه ای را فراهم نموده و ‏تکنیک های جدید بیحسی و بیهوشی، رویای دندان پزشکی بدون درد را محقق می کند. چه چیز بهتر از این ‏که شما امروز قادر هستید خدمات بیشتری را آسان‌تر، بهتر و سریع تر به بیماران عرضه کنید.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


گزارش تحلیلی تکنولوژی های معرفی شده یا ارتقا یافته ده سال اخیر
 

صحنه خدمت رسانی دندان پزشکی برای اجرای موفق شما آماده‌ی آماده است! در هیچ زمان این میزان حرفه ‏دندان پزشکی در زمینه نوآوری و پیشتازی، رشد خیره کننده و بی نظیری را شاهد نبوده است. هیچ دلیلی ‏وجود ندارد که نتوانید سراغ این امکانات بروید. افزایش طبیعی ثروت ملی، وام های بانکی، ارتباطات وسیع ‏جهانی، نمایندگی های مختلف مواد و محصولات و امکانات آسان برای بررسی مقایسه ای محصولات و گفتگوی ‏مستقیم با تولید کنندگان یا توزیع کنندگان اصلی، شرایط خوبی را برای تجهیز یک کلینیک دندان پزشکی ‏مهیا کرده است. می دانم که بعضی از شما عزیزان در دل بر من می خندید که در این شرایط ارزی و تحریم ‏هایی که حادث شده، خارج از کشور نشسته و از مشکلات ما فارغ هستی!! خیر عزیزان مشکلات کاری منحصر ‏به دوره شما و کشورما نیست! این سختی ها همیشه و همه جا به نوعی بوده و هست و از طرفی شرایط خاصی ‏که در ایران پیش آمده همیشگی نخواهد بود. خود را معطل شرایط گذرای زمانه و محدودیت ها نکنید! ‏دوراندیش تر باشید، گشایش های زیادی در راه است. خود را به دانش و آگاهی های لازم عرصه رقابت مجهز ‏کنید و از آنچه در اختیار دارید بهره برداری نمایید، همه چیز به نفع شما تغییر خواهد کرد.‏ 
یادم هست در دانشکده دندان پزشکی شهید بهشتی نماینده کلاس بودم. آن روزها جنگ بود و خیلی چیزها ‏گیر نمی آمد. از جمله کمبودهایی ما کتاب های مرجع، نوار ضبط صوت برای ضبط کلاس ها و بسیار امکانات ‏ساده ای بود که امروزه فکرش را هم نمی کنید. یادم هست با تلاش زیاد موفق شدم مرکزی وابسته به بنیاد ‏مستضعفان را بیابم (موسسه ایران یاد) که به میزان محدود کتاب های مرجع موردنیاز همکلاسی ها را با دلار ‏‏7 تومانی فراهم کردیم. با ارائه نامه رسمی و لیست اسامی کلاس، چند کارتن نوار صوتی از یک مرکز دیگر ‏سهمیه گرفتیم. سال بعد تعدادی گوشی طبی با همان دلار 7 تومانی برای همکلاسی ها تهیه شد! بله در آن ‏موقع یافتن این گونه چیزها دغدغه های ما بود که حالا برای شما ممکن است مضحک باشد. به دلار 7 تومانی ‏فکر نکنید، به کارتن نوار صوتی فکر کنید و آی پاد تاچ یا ام پی تری ریکوردی که در جیب دارید را در نظر ‏بیاورید. قدر امکانات امروز را بدانید و از این صحنه‌ی آماده‌ی روزگار فن آوریِ نوین بهره ببرید.‏ 
نکته مثبت دیگر این که درصد بالایی از مردم، «دندان پزشک خانواده» ندارند. این بهترین عرصه را برای دندان ‏پزشکان جهت جذب مشتریان تازه فراهم می کند.‏ 

پیشنهاد پژوهش:‏


تعیین شرایط جامعه از نظر روش‌ها و مرجع آنها دررفع نیازهای درمانی دندان پزشکی
 

اصناف موفق چه می کنند؟ 
کافی است که کمی جدی تر و مصمم تر، دوباره به موضوع مدیریت کار خود فکر کنید. همان طور که در ‏دنیای جدید، دیگر تلفن مثل چند دهه پیش تنها تلفن نیست، همزمان دوربین، پخش موسیقی، ضبط صدا، ‏ساعت، آلارم، تقویم، ماشین حساب و خیلی چیزهای دیگر هم هست، کامپیوتر دیگر تنها برای محاسبه نیست، ‏پخش فیلم، پخش موسیقی، نمایش اسلاید درسی، مطالعه، وب گردی و خیلی کارهای دیگر با آن می شود، ‏درصد مردمی که از گوشی تلفن خود برای تماس گرفتن استفاده می کنند، هرروز کمتر و کمتر می شود، ‏دستگاه های سبکی مثل آی پد، تبلیت های تاچ دارند جایگزین سیستم های پرحجم و چند تکه می شوند و ‏خلاصه به جای کاتالوگ دارد شبکه های اجتماعی مثل لبخند و فیس بوک و امثال آن کاربرد پیدا کرده است. ‏ 
موفقیت کسب و کارها مبتنی بر چیزهایی است که وجود دارد و همین حالا هست اما مدام دارد بهتر می شود ‏و در راه های تازه ای به کار می رود. آنچه عامل موفقیت در کسب و کارهای امروزه است، گوهر «نوآوری» و ‏‏«ابداع» است. دندان پزشکی با دیگر مشاغل در این مورد تفاوتی ندارد، پس باید به دقت شغل های دیگر را زیر ‏ذره بین بگذاریم. امروزه مدل های بازاریابی تغییر کرده است:‏ 

مشتری ها برای پول خود، انتظار ارزش بالاتری را دارند، 
بیزینس ها بیشتر حالت مشورتی پیدا کرده تا تجویزی و دستورالعملی، 
کسب و کارها در حال مهندسی مجدد و مکرر در زمینه روش کار خود هستند، 
مشاغل، تمایل زیادی به کار گروهی پیدا کرده و فرهنگ اشتراکی را تجربه می کنند، 
جذب مشتری دیگر از روش های سنتی خارج می شود و راه های نوینی را تجربه می کند، 
‏«دیده شدن» مشاغل اهیمت پیدا کرده چون مصرف کننده‌ها ترجیح می دهند مستقیما مرتبط شوند، 
موفقیت شرکت های بزرگ، تنها به قابلیت آن ها نیست، به تغییرات دمادم و هماهنگی خدمات با نیازهاست، 
برای موفقیت نیاز نیست حتمن چیز نوی خلق کنند، بلکه راه نو و نگاه نو را ابداع و ارائه می کنند. تنها انجام ‏کار مهم نیست، افزودن یک تجربه جدید به روال سابق است که در هرمرحله از کار، مشتری را شگفت زده ‏می‌کند.‏ 

از کجا آغاز کنیم؟ 
خدمات دندان پزشکی ممکن است مانند هیچ کدام از مشاغل دیگر نباشد، اما فراموش نکنید که مشتری ها ‏همان ها هستند! همان ها که با پیک محلی یا گوگل یا هر شرکت بزرگ و کوچک دیگری سروکار دارند، ‏مشتریان سیستم دندان پزشکی هم هستند. پس باید مکانیسم موفقیت کمپانی ها و مشاغل مهم و موفق را ‏الگوی خود کنیم. مردم همان مردم هستند، با همان روحیات، نگاه، ملاک و میزان. ‏ 
یک مطب دندان پزشکی لازم نیست که تنها دهان و دندان مردم را درمان کند. خیلی کارهای خلاقانه دیگری ‏را یک دکتر می تواند تجربه کند و در مطب انجام دهد که جذابیتی به محیط کارش ببخشد. محیط را باید از ‏حالت خشک و رسمی خارج کرد. باید شرایطی ابتکاری برای سرگرم کننده بودن و گاه الهام بخش شدن به آن ‏داد. مثلن در بانک های کانادا وقتی جلو گیشه مشغول انجام امور بانکی هستید، همیشه جلو شما تعدادی ‏شکلات های خیلی خوشمزه هست که می توانید یکی را بردارید و 2 یا 3 دلار به صندوق کوچک کنارش ‏بیاندازید یا به متصدی باجه بپردازید. این کار وسط روز هم مانع ضعف مشتری و عامل نشاط او می شود، هم ‏یک تفنن جذاب است و هم منافعی ولو اندک را نصیب یک موسسه خیریه یا حرکت اجتماعی می کند. چه ‏اشکالی دارد اگر مثلن در محل پذیرش کلینیک دندان پزشکی، آدامس بدون قند زایلیتول یا عروسک های ‏تزئینی و یا حتی لوازم بهداشت دهان عرضه شود و منافع آن صرف خرید مسواک برای یک مرکز نگهداری از ‏معلولین شده و رسید یا تقدیرنامه آن مرکز را هم به دیوار مطب بزنیم؟ ‏ 
افراد موفق می دانند که مردم حاضر هستند برای ارزش بالاتر و خدمات بهتر، بیشتر بپردازند. چرا مردم به ‏پیک های شهری بیش از اداره پست که ده ها سال سابقه، هزاران کارمند و میلیاردها تومان سرمایه دارد پول ‏می‌پردازند؟ پاسخ را باید در نوآوری سیستم پیک جستجو کرد. البته مشتری مداری بهتر و در دسترس بودن ‏هم نیز نقاط قوت مهم آن هاست که باز نوعی نوآوری محسوب می شود. موفقیت بسیاری از کسب و کارهای ‏امروزی ناشی از جلوتر بودن در یک رشته و مهارت خاص و تلاش صادقانه، وفادارانه و مشتری مدار برای ارائه ‏تجربه ای نو و در سطحی بالاتر است. از این نکته مهم غفلت نکنیم که ارزش بالاتر باید واقعی و برای مردم ‏قابل درک و قابل ملاحظه باشد تا به اعتماد و وفاداری درازمدت مشتری منجر شود. در مورد این که آیا برای ‏خدمات ویژه و خیلی گران، مثلن خدمات درمانی متخصصین، آیا بازهم این روش موفق تر است یا نه جای ‏بحث دارد، اما مهم موفقیت کلی نوآوری و تغییر در هر حرفه ای است.‏ 

ادامه نوشته

نکاتی در مورد تفاوت هویت برند و تصویر برند

اغلب اوقات افراد اصطلاحات “تصویر” و “هویت” را با هم اشتباه می کنند.معمولا اصطلاحات “تصویر برند ” و “هویت برند” را به نوعی بکار می برند که انگار این دو معنایی مشابه با هم دارند.

در این مقاله کپسول وار تفاوت این دو را با هم مشخص می کنیم.متاسفانه در ایران ما گاها در بعضی از معانی مشکل داریم.تصویر برند دقیقا در رابطه با این است که چطور مشتری به یک برند نگاه می کند، در حالی که هویت برند مجموعه بزرگی از موارد بصری، سمعی و دیگر نمونه هایی است که بیان کننده برند و شکل دهنده تصویر آن است. هرکدام از این دو باید عمیقا در شکل گیری بنیاد یک برند نقش داشته باشند.

article_image_one_60.jpg


هویت برند را نظیر هویت یکی از دوستان خود در نظر بگیرید که از نام او، ظاهر، شخصیت، نحوه گفتار، رفتار و مسلک و استایل شخصی به همراه عناصر مشابه دیگر تشکیل شده است.

در طرف مقابل تصویر  قرار دارد که از دید خارجی شخص نشات می گیرد و آن چیزی است که مردم در رابطه با دوست شما فکر می کنند. تصویرچیزی است که آن ها درک کرده اند و بنابراین حقیقت ذهنی آن ها در رابطه با چیزی شکل می دهد که آن فرد است و یا نشان می دهد که آن است، در نتیجه باید گفت در برندینگ در اصل اگر بر روی هویت برند تمرکز کنید، تصویر برند نیز به خودی خود به دنبال آن شکل می گیرد.

یک سری تفاوت را برای شما لیست می کنم. متاسفانه نوشتارما بر حسب ماهیت پیچیده برند کمی کتابی است:

تصویر برند 
- تصویر برند را مشتری یا مصرف کننده شکل می دهد.
- پیام برند توسط مصرف کننده برند در قالب تصویر برند فهمیده می شود.
- معنی عمومی تصویر برند این است که “بازار و مصرف کننده و رقبا چطور شما را مشاهده می کند؟”
- تصویر برند نماد آنچه است که مشتری می بیند.
تصویر برند نشان دهنده “تصور دیگران از ما” است
- تصویر برند نگاه به گذشته است.
- تصویر امری منفعل و کمتر دستخوش تغییرات است مگر با تحولات.
تصویر بر “آنچه شما دارید” اهمیت می دهد.
- تصویر برند، تصور کلی مشتریان در رابطه با برند است.
- تصویر برند امری سطحی است.
طبیعت تصویر برند ظاهرگرا یا تاکتیکی است.
تصویر برند این چنین است.

هویت برند
منابع شرکت شکل دهنده هویت برند هستند.
- پیام برند ارتباط نزدیکی با هویت برند دارد.
معنی کلی هویت برند این است که “واقعا شما چه کسی هستید؟ “
هویت برند نمادی از حقیقت وجودی شرکت ها و سازمانهاست.
هویت برند نشان دهنده “میل و خواسته شرکت” است. یعنی آنچه می خواهیم باشیم.
هویت نگاه به آینده است.
- هویت امری فعال و پویا است.
هویت بر”جایی که شما دوست دارید باشید” تاکید می کند.
- هویت برند، قولی است که شرکت به مشتریان خود می دهد.
- هویت برند امری طولانی مدت و با دوام است.
- طبیعت هویت برند بر مبنای ذات شرکت و طبق استراتژی شکل می گیرد.
- هویت برند این بود. ( البته با سواد اندک بنده و اساتید نظرات کاملتری دارند)

منبع:وب سایت بانی سایت

تفاوت اساسی بازاریابی و برندینگ

فرآیند بازاریابی یک فرآیند اجبار به حساب می آید. زیرا در این فرآیند پیغام خاصی به گروه خاصی از مخاطبین اطلاع داده می شود که هدف آن خرید محصول توسط آنان است. به نوعی تداعی گر این جمله است : محصول ما را بخرید چرا که از سایر محصولات بهتر است و یا چون با حال تر است و یا چون افراد مشهور آن را می خرند. این یک بازنگری ساده است اما جمع بندی کلی نیست.

نظرات کاملا متفاوت در این رابطه وجود دارد که بنا به نظر برخی بزرگان، بازاریابی فرآیند معرفی کالا یا خدمت است.
این مهم با مفهوم برندینگ تفاوت اساسی دارد. برندینگ باید مشتمل بر هنر متقاعد کردن باشد و در زیر پوست هر تلاش بازاریابی نهفته است. برندینگ اجبار نیست بلکه اختیار است. برندینگ فرآیند تکیه بر حقایق اساسی یا ارزش های یک سازمان، کالا و یا خدمت است.

article_image_one_113.jpg

این ارتباطی بین ویژگی های سازمان، ارزش ها و عملکرد است که مشخص می کند برند خاص چیست و چه چیز هایی دارد.برند مردم را تشویق می کند که محصولی را بخرند و به طور مستقیم هر آن چه را که فرآیند بازاریابی و فروش در تکمیلش نقش داشته اند، حمایت می کند اما به هیچ وجه فریاد نمی زند که من را بخر. به جایش می گوید این چیزی است که من هستم. دلیل این است که من وجود دارم. اگر موافقی، اگر من را دوست داری، می توانی من را بخری، از من حمایت کنی، و من را به دوستانت معرفی کنی.
برندینگ فرآیندی استراتژیک است اما بازاریابی تکنیکی است.
بازاریابی ممکن است به یک برند مربوط باشد اما برند به طور خاص بزرگ تر از هر تلاش بازاریابی است. برند چیزی است که بعد از بازاریابی می ماند. این چیزی است که در ذهن می ماند.برند مشخص می کند که وفاداری مشتریانش به کجا منجر خواهد شد و آیا اصلا مشتریان وفادار هستند یا نه. بازاریابی ممکن است شما را متقاعد کند که محصولی خاص را خریداری کنید اما آن چه در ذهن شما نقش خواهد بست و شما را به سمت خرید مجدد سوق می دهد، برندینگ است. به عبارت ساده تر برند شناسه خود است و بیانگر تمامی ویژگی هایی است که از یک محصول خاص توقع دارید.

منبع:وب سایت بانی سایت

جایگاه و تاثیر برندسازی در کسب و کار اینترنتی

در این بحث به بررسی جایگاه برند سازی در کسب در آمد اینترنتی و تجارت الکترونیک می پردازیم.
در شرایطی که در همه دنیای کسب و کار اینترنتی ، برندها در حال راه اندازی امپراطوری های عظیمی هستند هیچ برند حرفه ائی ایرانی در بازار کسب در آمد اینترنتی بچشم نمی خورد. آن شرکت ها یا صنایعی هم که قابلیت برند شدن را دارا هستند یا برنامه کسب در آمد اینترنتی ندارند و یا به نظر می رسد برای آن اهمیتی قائل نیستند.

نکته غیر قابل کتمانی است که بسیاری از طراحان پایگاه های کسب در آمد اینترنتی در ایران تقاوت بین لوگو و آرم یا نشان تجاری را نمی دانند و اگر هم لوگو یا آرمی را برای پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان طراحی می کنند ، کارکرد آن به قرار گرفتن در سمت چپ و بالای همه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان محدود می شود و دیگر هیچ برنامه خاصی برای آن ندارند.

می خواهم تلاش کنم با پرهیز از مباحث تئوری به ارزش عملی این طرح کوچک برای پایگاه های کسب در آمد اینترنتی که باید برای آن وقت زیادی گذارد بپردازم.

article_image_one_58.jpg

همه دوستانی که به کسب در آمد اینترنتی مشغولند آنقدر با نشان های تجاری پایگاه کسب در آمد اینترنتی مانند گوگل یا یاهو یا ای.بی یا آمازون بطور روزمره برخورد میکنند و دیدن آن ها برایشان بدیهی است که کمتر به این نکته متمرکز می شوند که چه پروسه ائی این لوگو ها را تبدیل به برند نموده و چه برنامه ریزی در پشت این کار نهفته است. غالب ما می دانیم که این سایت ها تیم های طراحی و بازاریابی خاصی برای انتشار و برجسته سازی برندهایشان دارند اما کمتر به اهمیت این کار در کسب در آمد خودمان از اینترنت می اندیشیم.

در مباحث راه اندازی پایگاه های کسب در آمد اینترنتی گفتیم که انتخاب آدرس مناسبی که به یاد مخاطب بماند اهمیت دارد. در آن مقاله توضیح دادیم که یک لوگوی مناسب تجارت الکترونیکی که با استانداردهای بازاریابی چریکی طراحی شده باشد ، می تواند بازگشت مخاطبین را تضمین نماید اما براستی چرا؟

این از ادات روانشناسی است که مخاطبین نسبت به رنگ ها و طرحها واکنش نشان می دهند و برخی آن ها را گریزان و برخی جذب میکنند. بنابر این از یک برند انتظار می رود که این کارها را برای یک پایگاه کسب در آمد اینترنتی انجام دهد:

- آدرس پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود داشته باشد و به خاطر مخاطب ثبت کند.
- رنگ مناسبی با سلیقه عام مخاطبین پایگاه کسب در آمد اینترنتی داشته باشد تا ذهن ایشان گریزان نشود ( مثلاً به نظر شما برند یک فروشگاه کسب در آمد از فروش لوازم ماهیگیری باید رنگ زمینه قهوه ائی داشته باشد یا آبی؟ ).
طرحی قالب شکن داشته باشد تا بتواند تمرکز اولیه مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی را به خود جلب نماید. این کار را معمولاً با قرار دادن یک علامت پنهان در برند انجام می دهند.
- به تنهائی و کاملاً به اتکا به شمایه گرافیک بتواند به مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی بگوید که در زیر این برند چه تجارتی صورت می گیرد.
- شعار پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود نهفته داشته باشد.
- و ادات بسیار زیاد دیگری که منظور نظر بحث ما نیست و می توانید درباره آن ها در اینترنت جستجو نمایید.

بسیاری از پایگاه های کسب در آمد اینترنتی برای خلق چنین طرح زیرکانه ای هزینه های زیادی را به طراحان پرداخت می کنند. اما بعد از آفرینش این طرح چه؟ آیا فقط روی کارت های ویزیت ، بنرها و گوشه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی تبعید خواهد شد یا می تواند از این کار نقش مهم تری به عهده بگیرد؟

واقعیت این است که تا محدوده خاصی در کسب در آمد اینترنتی برندها تحت حمایت بازاریابان قرار می گیرند اما از محدوده خاصی به بعد این کسب و کارها هستند که تحت حمایت برندها قرار خواهند گرفت. این آن رازی است که برند سازی را با اهمیت می نماید و صاحبان کسب و کارها و پایگاه های کسب در آمد اینترنتی بزرگ را قانع می کند که برای برند خود بیشتر از کسب درآمدشان هزینه بازاریابی صرف نمایند. برای مثال غالب جوان های ما در کشور خودمان می دانند که پوشاکی که مارک آدیداس داشته باشد از همتای خودش بدون این برند بسیار گرانتر است! برند آدیداس در حال حمایت از کسب در آمد از کالاهای این شرکت است و یا هیچکس در خرید کتاب از برند پایگاه اینترنتی آمازون تردید رسیدن یا نرسیدن کتابش را ندارد.

خوب اکنون برسیم به یک سئوال مهم: شما برای برند سازی در کسب در آمد اینترنتی تان چه برنامه ای دارید؟

اینترنت محیط تقریباً نامنتهی است که هر پایگاه کسب درآمدی میتواند برای همیشه در آن از چشم کاربرانش پنهان بماند. برندها به تنهائی جلوی این اتفاق را می گیرند پس باید برای آن برنامه داشته باشید. اگر مطالب قبلی را به دقت خوانده باشید نکات زیادی درباره آنچه میتوانید با یک برند انجام دهید را خواهید یافت.

پس برای اندیشیدن به این طرح کوچک سرنوشت ساز برنامه ای بریزید!

منبع:وب سایت بانی سایت 

ایده متمایز یا گامی به سوی نابودی

همه شرکت ها به دنبال تمایز و رسیدن به اوج رقابت در بازار تجارت هستند . اما این اشتیاق برای رشد مداوم، غالباً منجر به گیر افتادن آن ها در تله ” همه چیز برای همه کس” می شود و این مسئله به نوبه خود وجوه تمایز آن ها را از بین خواهد برد.

گام هایی به سوی تمایز

  • قدرت منطق

فرهنگ لغات تعریفی از بحث منطقی به دست می دهد که عبارت از بحثی است که مستدل، قانع کننده، مجاب کننده، معتبر و روشن باشد. این تعریف نشان دهنده مهارت در فکر کردن و استدلال است.آیا تعریف فوق از بحث منطقی آن نوع بحثی نیست که شما مایل باشید هنگام فروش یک کالا از آن استفاده کنید؟ حتماً همین طور است.با این وجود در دنیای بازاریابی با چه تعدادی از این نوع بحث ها مواجه می شوید؟ خیلی کم
فقدان منطق در بطن تعداد زیادی از برنامه هایی که شکست می خورند قرار دارد و در روی دیگر سکه، بحثی که یک شخص برنده و موفق ارائه می کند، به احتمال زیاد بحثی منطقی است.
اگر شرکت avis که در صنعت اتومبیل های کرایه رتبه دوم را داراست، به این نتیجه می رسد که باید سخت تر تلاش کند، این نتیجه گیری خلاقانه نیست بلکه منطقی است.
اگر شرکت IBM در اندازه ای است که تمام جنبه های محاسباتی را پوشش می دهد، پس منطقاً باید بهتر از سازنده دیگر کامپیوترها بتواند نسبت به تلفیق و مونتاژ همه قطعات کامپیوتر اقدام کند. توانایی در انجام محاسبات منسجم باعث تمایز آن شرکت می شود.

article_image_one_85.jpg
  • ابتکار و خلاقیت در مقابل منطق

از آنجا که منطق یک علم است، این نیز منطقی به نظر می رسد که ارائه ی یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد را یک علم بدانیم، نه یک هنر. با این حال جناح مبتکر و خلاق با چنگ و دندان از هنری بودن این موضوع حمایت می کنند. آن ها از گیر افتادن در یک فرایند که باعث محدود کردن ژرف اندیشی خلاقانه آن ها شود تنفر دارند.اما از این بدتر این است که شرکتی از فرایند تدوین راهبردهای خود به نتیجه گیری مشخص و منطقی در مورد نام تجاری خود برسد و این نتیجه گیری را برای اجرا در اختیار کارکنان خلاق خود قرار داده و آن گاه ناظر از بین رفتن آن راهبردها در انبوهی از آوازها و رقص ها باشد.یک بار، حین کار برای تدوین راهبردهای یک بانک متوجه شدیم که آن ها پیشرو اعطا وام برای اداره کسب و کارهای کوچک در منطقه فعالیت خود هستند و بیشتر وام ها را به مهاجرانی که برای تحقق رویای کسب موفقیت در آمریکا به تازگی شروع به کسب و کار در آن جا نموده اند اعطا می کنند. راهبرد پیشنهاد شده منطقی و مستقیم بود. وجه تمایز این بانک در این است که: این بانک منزلگاه و سرچشمه رویای آمریکایی ها است. این ایده که مورد تایید همگان قرار گرفته بود، برای اجرا به یک آژانس تبلیغاتی داده شد. حاصل کار چیز دیگری از آب در آمده بود: متکی به رویاهای شما هستیم.
دیگر صحبت از منطق و ایده متمایز کننده کافی است.
برای اجتناب از به وجود آمدن یک چنین مسئله ای باید اطمینان پیدا کرد که همگان یک فرایند چهار مرحله ای ساده را به شرح زیر رعایت می کنند:

گام اول: در زمینه ی فعالیت خود معنی دار باشید

بحث ها به صورت انتزاعی صورت نگرفته و طبعاً در رابطه با وقایع و افراد دیگر پیش می آیند. رقبایی که شما را احاطه کرده اند، همیشه در تلاش هستند تا بحث های خاص خود را ارائه دهند. پیام شما باید، در زمینه ای که فعالیت می کنید، معنی دار باشد. نقطه ی شروع بحث و پیام شما باید منطقاً آن چیزی باشد که بازار از رقبای شما شنیده و به خاطر سپرده است.
شما باید در اسرع وقت اطلاعات مختصر و نه مفصل و طولانی در مورد ادراکاتی که از شما در اذهان وجود دارد به دست آورید.شما باید در جستجوی نقاط قوت و ضعف خودتان و رقبایتان، آن طور که مشتریان گروه هدف شما در ذهن دارند، باشید.روش تحقیق مورد علاقه ی ما برای این مسئله این است که مشخصه های اصلی مربوط به یک رده کالا فهرست شده و از مردم خواسته شود تا به آن ها امتیاز از ۱ تا ۱۰ بدهند. این کار بر اساس رقیب به رقیب صورت می گیرد. هدف این است که مشخص شود کدام رقیب در هر رده کالا صاحب یک ایده یا مفهوم شناخته می شود. یک چنین چیزی زمینه ی بحث شما را تشکیل می دهد.ارائه خدمت بهتر، که به عنوان یک ایده متمایزکننده توسط نوردستورم در زمینه فروشگاه های بزرگ معرفی گردید، بسیار موثر واقع شد، زیرا در آن هنگام فروشگاه های بزرگ دیگر برای کاهش هزینه هایشان اقدام به کاستن از نیروی انسانی خود کرده بودند.درست در هنگامی که شرکت های تولیدکننده کامپیوتر در آمریکا اقدام به شبکه سازی کامپیوترهای خانگی نموده بودند، لوتوس مبادرت به معرفی اولین شبکه ارتباطی موفق در مورد نرم افزار کار گروهی موسوم به notes نمود.این کار شبیه سوار شدن بر یک موج است. اگر خیلی زود یا خیلی دیر بر موج سوار شوید به جایی نخواهید رسید. اما اگر درست به موقع بر آن سوار شوید، به خاطر این که موقع سوار شدن شما با دیگران تفاوت داشته است، سواری طولانی و پرسودی در انتظار شما خواهد بود.

گام دوم: ایده متمایزکننده ای بیابید

متفاوت بودن به معنی مثل دیگران نبودن و استثنایی بودن به معنی منحصر به فرد بودن است.
بنابراین شما باید دنبال چیزی بگردید که شما را از رقبایتان متمایز کند. رمز این کار در این است که شما این موضوع را درک کنید که متفاوت بودن شما نباید الزاماً مربوط به فرآورده باشد.
به یک اسب توجه کنید. آری، اسب ها بسته به نوعشان سریعاً از هم متمایز می شوند. اسب های مسابقه، اسب های پرشی، اسب های مزرعه، اسب های وحشی و غیره. اما اسب های مسابقه را بسته به نژاد آن ها، عملکردشان، طویله ای که در آن نگهداری می شوند، مهتر آن ها و غیره می توان از هم متمایز کرد.به یک کالج توجه کنید. امریکا کالج ها و دانشگاه های بیش از حدی دارد: ۳۶۰۰ کالج و دانشگاه، بیشتر از هر کشور دیگری در عالم. این کالج ها و دانشگاه ها از خیلی نظرها، به خصوص از نظر تمایل به دریافت کمک های دولتی، در قالب بورس و وام های دانشجویی، مشابه هم هستند.هیلزدیل کالج، که در نود مایلی غرب دیترویت واقع شده، با خودداری از قبول دلارهای عمو سام، حتی در شکل وام های دولتی آن، یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد به هواداران محافظه کار خود ارائه نموده است. تعداد خیلی کمی از رقبای او قادر به انجام چنین کاری هستند.قوت و اوج هیزدیل در این است که اعلام می کند: ما تحت نفوذ دولت نیستیم. آن ها با تاکید بر این مفهوم، خود را به عنوان مکه افکار محافظه کارانه موقعیت یابی کرده اند. یکی از افرادی که برای این کالج اعانه جمع می کرد چنین اظهار نظر کرد: این فراورده ای است که ما قادر به فروش آن هستیم. و ارقام اعانات جمع آوری شده آن ها موید این نظر است.شما می توانید شرکت و یا فراورده های خود را از نظر های زیادی متمایز کنید. شگرد کار در این است که وجه تمایز خود را بیابید و از آن برای فایده رسانی به مشتریانتان استفاده کنید.

گام سوم: اعتبار داشته باشید

برای حمایت از ایده متمایز کننده خود باید دارای اعتبار باشید. در این صورت قادر خواهید بود که یک بحث منطقی در مورد وجوه تمایزتان را بنیان گذارده و به این نحو ایده مزبور را واقعی و قابل قبول جلوه دهید. اگر تمایز شما در فراورده تان است باید بتوانید آن تمایز را نمایش گذارید. خود این ارائه و نمایش، برای شما اعتباری به وجود خواهد آورد. مثلاً اگر فراورده ی شما یک شیر آب است که نشت نمی کند، در این صورت شما باید بتوانید آن را مستقیماً با شیرهای آبی که می توانند نشتی پیدا کنند مقایسه کنید.ادعا در مورد متمایز بودن بدون این که دلیل ارائه شود، در حد ادعا باقی خواهد ماند. شما قادر نخواهید بود با پنهان کاری و تزویر، خودتان را متمایز کنید. مصرف کنندگان شکاک هستند. آن ها این گونه فکر می کنند: که آقای تبلیغات چی راست می گویی، ثابت کن! شما باید بتوانید بحث خود را ثابت نموده و آن را مورد حمایت قرار دهید.نه این که کاملاً در محضر دادگاه حاضر شده باشید، بیشتر شبیه این است که در دادگاه افکار عمومی حضور پیدا کرده اید.

گام چهارم: موارد تفاوت خود را به دیگران اطلاع دهید

همان گونه که نمی توان نور را در زیر یک سبد نگه داشت، موارد تفاوت یک فراورده را نیز نمی توان مخفی نگه داشت.اگر یک فراورده متمایز ساخته اید، دنیا به صورت خودکار به سراغ شما نخواهد آمد. فراورده های برتر لزوماً برنده نمی شوند، بلکه این برداشت ها و تلقی های برتر هستند که برنده می شوند. اگر به نوعی به حقیقت کمک نشود، هیچ گاه آشکار نخواهد شد. جنبه های مختلف ارتباطات شما باید منعکس کننده ی تفاوت هایتان باشد.حرف آخر اینکه اطلاع رسانی در مورد تمایز شما نباید به افراط کشیده شود. یک ایده متمایزکننده ی واقعی در حقیقت یک ابزار انگیزشی واقعی هم هست.انگیزه ی واقعی با اسلحه ای به نام ایده متمایز کننده آغاز می شود. آن گاه شما می توانید کارکنانتان را به چالش بکشید تا آن ایده را در فروش، ساخت فراورده ی جدید، مهندسی یا هر قسمت دیگری که در آن کار می کنند محقق سازند.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

باید برند شویم

وقتی موضوع برند و برندسازی مطرح می شود، یکی از سئوالات اساسی این است که شرکت ها درهنگام ایجاد یک راهبرد برند موفق و پیروزمند، چه نکاتی را باید در نظر داشته باشند؟این روزها برند در بازارهای جهانی به یکی از بازیگران اصلی کسب و کار بدل شده است و هر کمپانی که بتواند برند مقتدرتری در بازار داشته باشد، گوی سبقت را خواهد ربود.

زمان آن فرا رسیده است که به برند به عنوان یک دارایی راهبردی که می تواند ارزش های متعدد و بیشتری نسبت به دارایی های مشهود داشته باشد نگریسته شود.شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی نیز بر سر دوراهی اجرای برندسازی و تغییر پارادایم در مبانی تفکراتشان هستند. باقی ماندن در دنیای رقابتی جدید مستلزم حرکت از افسانه ها به سمت باید هاست. اما آیا آنها موفق به شکستن الگوهای رفتاری قبلی خود خواهند شد؟

article_image_one_86.jpg

- نخستین چیزی در ایجاد برند موفق باید در نظر گرفت، ایجاد تفاوت و تمایز است. بهترین راهبرد برای ایجاد یک برند نیرومند، ایجاد درکی از مفهوم تفاوت است. بزرگترین گام در فرایند تبدیل شدن به یک برند مشهور و نه صرفاً یک نام مشهور، آن است که برند هم متفاوت دیده شود و هم بهتر از رقبا باشد.

دوم اینکه سهم خود را مطالبه کنید و مدعی آنی باشید. روابط نیرومند با مشتریان، برندهای نیرومند را تقویت می کند ولی شرکتها همچنان مایل به تمرکز بر کسب سهمی از جیب مشتری هستند تا کسب سهمی از قلب و احساس مشتری. این فلسفه ممکن است موجب فروش در کوتاه مدت شود ولی موجب ایجاد روابط بلند مدت نخواهد شد. دستیابی به سهمی از قلب و احساس مشتریان از طریق راضی کردن آنها نه فقط موجب ایجاد مشتریان وفادار خواهد شد بلکه این مشتریان خشنود را به یک نیروی فروش کارآمد برای شرکت تبدیل خواهد کرد.

- وجود احساسات موجب فروش می شود و شرکتها همواره باید تلاش کنند که رابطه ای احساسی را میان برند یا برندهای خود و مصرف کنندگان ایجاد کنند. بهترین راه برای اطمینان از اینکه احساسات به برند و ایجاد روابط با مصرف کنندگان تبدیل شود، ایجاد شخصیت برندی نیرومند است.به عبارت دیگر استفاده از ارزشهایی که مصرف کنندگان دوست دارند و می توانند با آنها ارتباط بر قرارکنند.

چهارم اینکه به یاد داشته باشید که فرهنگ برند ایجاد کنید. آموزش کارکنان، نقش بسیار مهمی در موفقیت برند دارد. تک تک کارکنان شرکت باید آموزش داده شوند تا هم ارزش برند را بدانند و هم در کارهای روزانه شان در مسیر ایجاد برند از آن استفاده کنند. افراد از تجربه هایی بزرگ در زمینه برند برخوردارند. آنها سفیران برند شما هستند.

پنجم اینکه دست به استقرار سیستم مدیریت برند بزنید. همه نقاط تماس با مصرف کنندگان باید مورد توجه و مراقبت ویژه باشد تا اطمینان حاصل شود که کل تجربه های افراد در زمینه برند همخوان، هماهنگ و متناسب است. این مسأله شامل تغییر دادن راهبرد ، سیستم، فناوری، فرایندها، خدمات، کالاها و حتی مکان های فیزیکی است تا بتوان تجربه های خریداران را مهندسی کرد.

- یک عنصر بسیار مهم دیگر در حوزه برند سازی، متوازن کردن یکپارچگی و همنوایی با تغییرات است. گرچه مصرف کنندگان از محصولاتی که با آن آشنا هستند و با خواسته های آنان سازگار هستند خوششان می آید، ولی در عین حال خواهان چیزهای جدید نیز هستند. کالاها و خدمات جدید، عناصر بسیار مهم برای ارائه تجدد و ارتباط با مصرف کنندگان است. ولی ثابت نگه داشتن نام برند و ارزش های آن موجب افزایش اطمینان دوباره و اعتماد بیش از پیش می شود.

آخرین موردی که لازمه ایجاد برند موفق است این است که شرکتها باید با برندسازی به عنوان یک سرمایه گذاری برخورد کنند نه به عنوان یک هزینه. اشتیاق به سرمایه گذاری در زمینه برند در آسیا و کشورهای درحال توسعه ضعیف است. تأکید بسیار زیاد بر تفکر و عملکرد کوتاه مدت سبب تضعیف برند سازی و به حاشیه راندن آن می شود. در اغلب موارد، متناسب با تغییر عامل" احساس خوب" به برند میزان تخصیص نقدینگی به موضوع برند سازی تغییر می کند.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

10 نکته در طراحی لوگو برند خود

از نظر ایده آل ، لوگو مشتریان احتمالی شما را افزایش داده و باعث می شود تأثیر بسزایی در اولین تجربه افراد نسبت به تجارت شما بوجود آید. یک لوگو خوب می تواند باعث تعهد مشتریان به تجارت شده، هویت خوبی برای برند ایجاد کرده و تصویری حرفه ای از شرکت شما ایجاد کند.

لوگو نماینده تصویری از هر چیزی است که شرکت شما به آن باور داشته و از آن پیروی می کند. برای مثال به لوگوی مک دونالد یا علامت تیک نایک نگاه کنید که دو مثال از شگفت انگیز ترین لوگوها بوده و خصوصیات این شرکت را منتقل می کنند.

اما بسیاری از شرکت ها امروزه نیز این بخش مهم از شروع تجارت را نادیده می گیرند.
شما می توانید با یک لوگوی عالی سریعا به مشتریان احتمالی خود نشان دهید که توانایی خدمات رسانی بهینه به آنها دارید!

انواع لوگو

لوگو ها را می توان در سه طبقه کلی دسته بندی کرد. لوگوهای مبتنی بر فونت که در آنها مدل فونت عوض می شود. برای مثال لوگوهای IBM، مایکروسافت و سونی همان فونت هایی هستند که شیپ و استایل متفاوت دارند که باعث تمایز پیدا کردن آنها می شود.

دومین دسته لوگوهایی هستند که با استفاده از کلمات و عکس نشان می دهند شرکت چه فعالیت هایی دارند. برای مثال وقتی یک شرکت خدمات خانه از یک قلم موی رنگ در کنار اسم شرکت استفاده می کند.

و در آخر دسته جدید سمبول های تصویری انتزاعی مانند علامت تیک نایک است که به برند این شرکت تبدیل شده است.
این نوع سمبل ها در اصل معنایی ندارد اما بعد از توضیح داده شدن، با معنای خاص لوگو برند آشنا می شوند. تحقیقات نشان داده است که این نوع لوگوها بعد از تثبیت مکان خود تأثیر بیشتری بر مشتریان احتمالی داشته و باعث تعهد بیشتر نسبت به برند می شود. اما ایجاد کردن چنین تصویر و ارتباط ذهنی به هزینه و زمان زیادی لازم دارد. علامت تیک نایک نیز در اصل معنای خاصی نداشته اما این شرکت سال های زیادی تلاش کرده است تا بتواند این لوگو را به نشانه ای از هویت زندگی ورزشکارانه تبدیل کند.
تجارت های در حال رشد اکثر اوقات توانایی هزینه کردن میلیون ها دلار و سال ها وقت برای ایجاد چنین ارتباط ذهنی ندارند. بنابراین لوگویی که می تواند به وضوح ارزش ها و فعالیت های شرکت شما را نشان دهد می تواند گزینه مناسب تری برای این نوع تجارت ها باشد. بسیاری از متخصصین طراحی لوگو بیان کرده است که حتی لوگوی نوشته شده و مبتنی بر فونت از شرکت نیز می تواند بیش از حد ژنریک باشد. او باور دارد که مشتریان باید بتوانند با نگاه کردن به لوگوی شما مشخص کنند شما چه فعالیتی انجام می دهید.

article_image_one_151.jpg

شروع به کاری طراحی یک لوگو

قبل از اینکه شروع به کشیدن لوگوی خود کنید باید اول پیامی که می خواهید به دیگران منتقل کرده را بررسی کنید. سعی کنید پیام خود را در یک جمله نوشت و ببینید که آیا این پیام به شما در رسیدن به اهداف کمک می کند یا خیر. توجه داشته باشید که بعد از نوشتن این جمله باید به آن تعهد داشته و در تمام مراحل ساخت لوگو از این جمله پیروی کنید.
البته این کار به سادگی نمی تواند برای شروع کار شما کافی باشد. شما می توانید از تاکتیک و روش های زیر در زمان ساخت لوگوی خود استفاده کنید.

این موارد می توانند به ساخت لوگویی مناسب برای شرکت شما کمک کنند:

  • لوگوی سایر کسب و کارهای صنعت خود را بررسی کنید.

آیا رقبای شما از عکس های محافظه کار و سنگین استفاده می کنند یا گرافیک های زنده و متحرک؟ شما باید بررسی کنید که چطور می خواهید لوگوی خود را از رقبا متمایز کنید.

  • بر روی پیام تمرکز کنید.

تصمیم بگیرید که چه نکته ای در مورد شرکت شما قابل انتقال است. آیا شرکت شما توانایی خاصی دارد که شما می توانید آن را انتقال دهید؟ چه چیزی باعث می شود شما نسبت به رقبا خاص باشید؟ ذات مخاطب هدف شما چیست و چه خصوصیات ویژه ای دارد؟ این عناصر نقش مهمی در طراحی و باز دهی طراحی لوگوی شما دارد.

  • لوگو باید واضح و عملی باشد.

لوگو شما باید از روی کارت های ویزیت گرفته تا در کنار یک کامیون و ماشین جلوه ای مناسب داشته باشد. شما می توانید اندازه یک لوگوی خوب را هر اندازه که می خواهید کوچک و بزرگ کنید. این لوگو چه کوچک و چه بزرگ جلوه ای مناسب دارد. همین طور لوگوی خوب باید به راحتی باز تولید شده، در ذهن جای گرفته و نسبت به دیگران متمایز باشد. مطمئنا استفاده از نماد بهتر از عکس است زیرا اگر عکس ها بزرگ یا کوچک شوند تشخیص دادن یا شفافیت آنها مختل خواهد شد. سعی کنید که لوگویی ایجاد می کند که سیاه و سفید و یا در دو رنگ است تا اینکه بتوانید به راحتی آن را فکس کرده، از آن عکس گرفته و یا در برگه های سیاه و سفید از آن استفاده کنید.

  • استفاده کردن از نام تجارت بر طراحی لوگوی شما تأثیر می گذارد.

اگر نام تجارت شما ” جواهرات تهرانی” است باید از فونتی با کلاس و استایل های تجملی در فونت استفاده کنید. اما شرکتی که ” چاپ سرعت و دقت ” نام دارد بهتر است لوگویی داشته باشد که فونت آن حس رعد و برق و سرعت و قدرت را منتقل کند.

  • از لوگوی خود برای نشان دادن خصوصیات کلیدی شرکت تان استفاده کنید.

بهترین لوگوها سریعا با استفاده از تصویر پیام را به بیننده منتقل می کنند و از کلمه هیچ استفاده ای نمی کنند. برای مثال لوگوی ” چاپ سرعت و دقت ” هم می تواند خصوصیات خدمات چاپ بسیار سریع را منتقل کند. بنابراین استفاده از عکس رعد و برق می تواند احساس سرعت و اطمینان را منتقل کند.

  • از کلیپ آرت استفاده نکنید.

اگرچه چنین کاری بسیار وسوسه کننده است، کلیپ آرت را می توان به راحتی کپی کرد. نه تنها اورجینال آرت پیام را قوی تر منتقل می کند، بلکه باعث تمایز یافتن شما نسبت به تجارت های دیگر نیز می شود.

  • از تصاویری که زودگذر هستند استفاده نکنید.

اگر شما بخواهید لوگوی قدیمی خود را دوباره طراحی کنید، این احتمال وجود دارد که شما مشتریان قبلی تان را گیج کرده و در حالت بدتر باعث بیگانگی آنها شوید. یکی از انتخاب ها تغییرات بسیار کم و آهسته در لوگو است. اما شما نباید چند بار لوگوی خود را تغییر دهید. از نظر ایده آل شما باید لوگویی استفاده کنید که حداقل ۱۰ تا ۲۰ سال بدون نیاز به تغییر باقی بماند. این مسئله نشانه طراحی مناسب است. در واقع وقتی یک گروه عالی، لوگو طراحی می کنند انتظار ندارد دیگر مشتری برای طراحی و تغییر لوگو به او مراجعه کند.

  • مواظب رنگ ها در لوگو باشید

یکی از مسایلی که باعث گران شدن لوگو می شوند استفاده از رنگ های متعدد است. در زمان طراحی لوگو باید توجه داشته باشید که اگرچه لوگوی رنگی شما عالی به نظر می رسد در زمان تولید انبوه این لوگو، هزینه ساخت و تولید آن بر روی کالا های مختلف نیز شما را شگفت زده می کند. همین طور استفاده از لوگوهایی با رنگ های زیاد باعث می شود شما نتوانید به راحتی آنها را کپی کرده و رنگ سیاه و سفید باعث از بین رفتن شفافیت آنها می شود. سعی کنید رنگ های لوگو بیشتر از سه رنگ نشود مگر اینکه استفاده از رنگ های بیشتر الزامی باشند.
لوگو شما می تواند در انواع رسانه ها، تبلیغات، ایستگاه ها، ماشین های خودکار و بسته بندی ها مورد استفاده قرار گیرد. به یاد داشته باشید که بعضی از کاربردها باعث محدودیت در زمان طراحی لوگو می شوند مطمئن شوید که از قبل معنای رنگ ها را نیز مطالعه کرده اید و معنای آنها با پیام اصلی لوگوی شما همخوانی دارد یا خیر.همین طور بهتر است قبل از تصمیم گیری نهایی مدل های تک رنگی، دو رنگی، و سه رنگی لوگوی خود را نیز بررسی کنید.

  • کمک گرفتن از یک طراح لوگو

با اینکه تفکر در مورد لوگو مرحله ای مهم در ایجاد یک تصویر از تجارت شماست، تلاش برای ساخت لوگو به تنهایی از اشتباهات بزرگ محسوب می شود. شاید به نظر برسد که بهترین راه برای کاهش هزینه ها عدم استفاده از شرکت های طراحی حرفه ای باشد که چیزی بین ۵ تا ۱۵ میلیون تومان برای طراحی لوگو طلب می کنند. اما توجه داشته باشید که هزاران طراح مستقل و آزاد کار وجود دارند که با دریافت هزینه کمتری چنین کاری انجام می دهند. کار آفرینان با بودجه محدود باید به دنبال طراحان با کیفیت اما ارزان قیمت بگردند. طراحان آزاد زیادی وجود دارند که هزینه فعالیت آنها در هر ساعت ۱۵ تا ۷۰ هزار تومان است.
شما نباید تنها به خاطر هزینه کمتر از طراح بدون تجربه استفاده کنید. طراحانی را پیدا کنید که با حیطه کاری و موقعیت رقابتی شما آگاه باشد. اگر هنوز هم هزینه بیش از حد بود باید به این نکته توجه کنید که اگر شما لوگوی خوبی طراحی کنید این لوگو حداقل ۱۰ سال برای شما باقی خواهد ماند. یک بار هزینه برای ۱۰ سال چیز زیادی محسوب نمی شود.
حتی اگر می توانید به خوبی از رنگ ها استفاده کرده و می دانید لوگو باید چه شکلی داشته باشد باز هم بهتراست از یک طراح مشورت بگیرید. چرا؟ آن ها می دانند که آیا لوگو به راحتی پیام شما را انتقال داده و با این کار می توانید به طراحی زیبایی برسید که بدون هزینه زیاد به راحتی پیام را به دیگران منتقل می کند. لوگوی شما پایه تمام مواردی است که به شما ارتقا می دهد، بنابراین هر چه بیشتر زمان صرف طراحی بهتر لوگو کنید، سود بیشتری برای شما همراه خواهد بود.

  • استفاده کردن و حفاظت از لوگو

بعد از طراحی لوگویی که نشان دهنده فعالیت ها و خصوصیات شرکت شما در یک نگاه است، مطمئن شوید که کپی رایت آن را ثبت کرده تا بتوانید آن را نسبت به شرکت های دیگر حمایت کنید. شما می توانید از یک شرکت ثبت علائم تجاری و اداره ثبت مالکیت های معنوی استفاده کنید.
بعد از ثبت می توانید از این لوگو در هر جایی برای ارتقای برند خود استفاده کنید. شما می توانید از لوگو در کارت های ویزیت، ایستگاه ها، سر برگ ها، بروشورها، تبلیغات، وب سایت ها و هر جای دیگر استفاده کرده تا نام شرکت خود را در ذهن افراد جا بیاندازید. این کار به ایجاد تصویری از تجارت، افزایش قابلیت دیده شدن شرکت شما و کسب مشتری بیشتر کمک کند.
ساختن یک لوگو کار ساده ای به نظر می رسد، نه؟ مطمئناً این کار ساده است اما نکات ظریفی در انجام این کار وجود دارد که باعث می شود طراحی و استفاده بهینه از لوگو به کاری بسیار مشکل تبدیل شود. تنها به یاد داشته باشید که باید ذات مشتریان و تجارت خود را در زمان طراحی لوگو در ذهن داشته باشید واینکه مشتریان از شما چه چیزی می خواهند. بعد از طراحی موفق لوگوی برند باید آن را ثبت کرده و تمام تلاش خود را بکار برید تا بتوانید سمبولی قابل تشخیص و مثبت از خدمات یا محصولات خود ارائه کنید.

منبع:وب سایت بانی سایت

3 دلیل ایجاد وفاداری به برند

به علت رقابتی شدن بازار، مشتری روز به روز ارزش بیشتری پیدا می کند. چالش هایی از قبیل تشدید رقابت جهانی، افزایش مستمر انتظارات مشتریان و متعاقبا تقاضای آنها به منظور افزایش بهبود کیفیت محصولات وخدمات، باعث شده است که شرکتها دیگر نتوانند به طور موثر نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنند و خطر از دست دادن مشتریان ناراضی به سمت رقبا و همچنین کاهش نهایی سود، ورشکستگی شرکت را به دنبال خواهد داشت.

وقتی مشتریان به شرکت افتخار می کنند ، حجم خریدشان را افزایش می دهند ، چیزهای مثبتی در مورد شرکت می گـــویند و شرکت را به دوستان و خویشــاوندان توصیه می کنند. آنها به طور عملی نشان می دهند که با شرکت هم پیمان و پیوسته اند . از طرف دیگر، وقتی مشتری نزد دوستان، خویشان، نمایندگیهای داخلی و خارجی شکایت می کند یا به سوی شرکت دیگری می رود ، عملا نشـان می دهد که تصمیم به ترک شرکت گرفته و کمتر برای این شرکت خرج می کند محققین نشان داده اند که تفاوتهای مفهومی مهمی بین وفاداری به فروشنده و وفاداری به شرکت وجود دارد . محققان دریافته اند که وفاداری اولیه مشتری مربوط به نیروی فروش بوده که وفاداری مشتری نسبت به شرکت را به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می دهد. آنها دریافتند که احساس مثبت نسبت به کارکنان اغلب به شرکت منتقل می شود. مقاصد رفتاری مشتری می تواند به عنوان یک شاخص دیده شود که نشان می دهد آیا مشتری باقی خواهد ماند یا شرکت را ترک خواهد کرد .

وفاداری مشتری به عنوان یک مانع در مقابل تغییر رفتار وی عمل می کند. در واقع ثابت شده است که وفاداری دربین مشتریان خدمات نسبت به مشتریان محصولاتِ ملموس، شایع تر است. درزمینه خدمات، ویژگی های غیر ملموس مانند اعتبار و اطمینان ممکن است نقش اصلی را در ایجاد و حفظ وفاداری ایفا نمایند. در زمینه خدمات، وفاداری به طور مکرر به عنوان رفتار مشاهده شده تعریف شده است.

article_image_one_156.jpg

تمامی توضیحات فوق به منظور آشنایی بهتری با مقوله وفاداری به برند، وفاداری به محصول، وفاداری به خدمت وفاداری به فروشنده و شرکت است. البته در اینجا موضوع بحث ما فقط وفاداری به برند است.

وفاداری به برند چیست؟
وفاداری به برند هدف نهایی و غایی شرکتی است که دارای محصولی با علامت تجاری ویژه است. اولویت یا ترجیح خرید یک برند ویژه در یک قفسه محصول توسط مشتری، وفاداری به برند نام دارد. مشتریان دریافته اند که مارک تجاری مورد نظرشان به آنها طرح وترکیب محصولی سالم، دارای سطوحی از کیفیت با قیمت مناسب عرضه می کند. این ادراک مشتری پایه واساسی برای تکرارخریدهای جدید می شود. مشتریان در آغاز، یک خرید امتحانی از محصولی با علامت تجاری ویژه می کنند وپس از رضایت از آن به تکرار وادامه خرید همان علامت تجاری یا برند مایل می شوند، زیرا به آن محصول آشنا ومطمئن هستند.

وفاداران به برند تفکری اینچنین دارند:

 نسبت به برند متعهد هستند.
– مایل به دادن پول بیشتر برای یک برند نسبت به دیگربرند ها هستند.
 برند مورد نظر را به دیگران توصیه می کنند.

چرا وفاداری به برند دارای نتایج بسیار بااهمیتی است؟
سه دلیل اصلی برای پاسخ به این سوال وجود دارد:

1. حجم فروش بیشتر: شرکتهای آمریکایی که نیمی از مشتریان خود رادر طول پنج سال از دست می دهند، سالانه ۱۳۰ درصد ضرر وخسارت از کاهش مشتریان خود می بینند. این آمارنشان دهنده چالشهایی است که شرکتها برای رشد در محیط رقابتی با آن روبه رو هستند. رسیدن به رشد سالانه ۱درصد نیازمند افزایش فروش به مشتریان فعلی و جدید به میزان ۱۴درصد است. کاهش خسارت مشتریان می تواند به صورت مهیجی رشد تجاری ووفاداری به برند را بهبود بخشد، که این منجر به فروش ثابت ویا افزایش فروش با افزایش تکرارخریدآن برند می شود.

2. توانایی افزایش قیمت: مطالعات نشان می دهد که همان اندازه که وفاداری به برند افزایش می یابد، مشتریان کمتر به تغییر قیمت حساس هستند. عموما مشتریان مایل به دادن قیمت بیشتر برای علامت تجاری برگزیده یا منتخب خود هستند. زیرا آنها ارزشهای بی نظیری در آن برند یا علامت تجاری مشاهده کرده اند که گزینه های دیگرآنرا ارائه نمی کنند.

3. حفظ مشتری بهتر ازجستجوی اوست: وفاداران به برند مایل به جستجوی مارک مطلوب خود هستند وکمتر به ترفیعات رقابتی حساس هستند. نتیجه این کار هزینه کمتر برای توزیع، رقابت و بازاریابی است. در اینجا بد نیست اشاره ای به یک مطلب بسیار مهم در مورد وفاداری داشته باشیم وآن اینکه:

«گانش» دونوع عامل در ابعاد وفاداری پیدا کرد:

  • وفاداری فعال (مثل دهان به دهان و قصد خرید)
  • وفاداری انفعالی (مثل عدم ترک حتی در شرایط تقریبا منفی)

وفاداری فعال که ما آنرا وفاداری آگاهانه می نامیم ، تصریح برآن دارد که مشتری وفادار با آگاهی واعتماد کامل و با نگرشی کاملا مثبت نسبت به مارک ویژه آنرا به دیگران توصیه می نماید ودوستان خود را تشویق به خرید آن می کند وجملات مثبتی در مورد مارک به کار می برد .جملاتی که شاید ساخته وپرداخته خود اوست و تراوش افکار وعقاید اودرمورد برند ویژه است.

وفاداری انفعالی که ما آنرا وفاداری غیر آگاهانه یا عادت به تکرارخرید می نامیم تکیه برآن دارد که فرد بدون دلیل وبدون توجه به محصولات رقبا وحتی در شرایط تقریبا منفی اقدام به تکرارخرید محصول می کند و نظری درمورد برند ویژه وتوصیه ای به دیگر افراد ندارد.

پر واضح است که وفاداری به برند چنانچه از نوع فعال یا آگاهانه باشد، قابل طرح وانگیزه ای برای تبدیل خریدکنندگان تصادفی به وفاداران به برند است.
فروش به مشتریان وفادار هم می تواند با تکیه بر وفاداری انفعالی و هم با تکیه بر وفاداری فعال شروع شود.

فرایند وفاداری به برند چگونه است؟
تصویر ودرک ونگرش مثبت به برند مطلوب ، عامل بسیار مهمی بر وفاداری به برند است. مشتریان باید برند و محصول مورد نظر را دوست داشته باشند تا وفاداری به آن گسترش یابد. مشتریان باید از ارزش خریدشان آگاه شوند تا تشویق بشوند که خرید محصول را در آینده ادامه بدهند. به منظور تشویق خریدهای تکراری، تبلیغات قبل وبعد از فروش مهم هستند. علاوه بر ایجاد آگاهی و ترفیعات مشتریان آغازین، تبلیغات صورت گرفته نگرشهای مشتریان راتقویت می کند تا این نگرشها به صورت اعتقادات مشتری تکامل یابند و سرانجام به وفاداری تبدیل شوند.

به عنوان مثال اکثر خوانندگان آگهی مسافرتی آنهایی هستندکه از سفربرمی گردند. تبلیغات (آگهی ها) رفتار ودرک یک مسافر را قوی می کند. بیاد بیاورید که تقویت رفتارها از تغییر آنها آسانتر است و

فروش زمانی شروع می شود که یک خریدار را به یک وفادار تبدیل کنید.

منبع:وب سایت بانی سایت

تبلیغات برای جلب مشتری تازه یا حفظ مشتریان قدیمی

ما در عصر ارتباطات زندگی می‌کنیم. در دهه‌های گذشته مردم به سختی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند. پس از اینکه انسان‌ها برای ارتباط با یکدیگر تلفن را جایگزین نامه‌های پستی کردند تحول عظیمی در نحوه ارتباطات مردم به وجود آمد اما این پایان کار نبود. طی ۱۰ سال گذشته با ظهور قدرتمند اینترنت و تلفن همراه در زندگی مردم ده‌ها راه ارتباطی جدید به وجود آمده است. امروزه مردم از طریق وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیام و نظرات خود را به سرعت به یکدیگر انتقال می‌دهند و موتورهای جستجو همانند گوگل که هر روز قدرتمندتر می‌شوند به مردم این امکان را می‌دهند که در مورد هر چیزی در یک بازه زمانی بسیار کوتاه اطلاعات زیادی را کسب کنند و از نظرات افراد مختلف در آن زمینه مطلع شوند.

طبق تحقیقات انجام‌شده توسط کارشناسان تبلیغات، هنگامی که افراد می‌خواهند محصول یا خدماتی را انتخاب کنند تأثیر حرف دیگران بسیار قدرتمندتر از تبلیغاتی است که شما از طریق مستقیم مانند بیلبوردها، مجلات، وب‌سایت‌ها و پخش تراکت‌ها و غیره برای خود انجام می‌دهید. دلیل آن هم واضح است، مردم حتی به نظرات و حرف‌های اشخاص غریبه بیشتر از تبلیغات شما اعتماد دارند.

اعتماد مردم به نظر دیگران باعث ظهور روش‌های نوین تبلیغاتی به سبک Word of Mouth Marketing یا بازاریابی دهان به دهان شد. به گفته آقای اندی سرنوویتز کارشناس بزرگ تبلیغات این فلسفه جدید چیزی جز صداقت و قدردانی و چگونگی خوشحال کردن مردم نیست.

با توجه به اینکه مردم پزشک مورد نظر خود را بیشتر بر اساس توصیه اطرافیانشان انتخاب می‌کنند و نه از ورق زدن مجلات و بازدید وب سایت‌های صرفاً تبلیغاتی، بهتر است بجای صرف هزینه‌های هنگفت تبلیغاتی، مشتریان جدید خود را از کانال مشتریان قدیمی خود پیدا کنید. فلسفه این کار ساده است: احترام و توصیه‌ی مشتریانتان را به دست آورید، باقی کار را آن‌ها انجام خواهند داد. با مردم به خوبی رفتار کنید، آن‌ها به رایگان برای شما بازاریابی خواهند کرد.

حال سؤال اینجاست که چگونه می‌توانیم کاری کنیم که افراد ما را به اطرافیانشان توصیه کنند؟ در این مقاله چند توصیه به شما ارائه می‌شود اما در نهایت خود شما هستید که با استفاده از تجربیات و ایده‌های خلاقانه خود می‌توانید این تاکتیک تبلیغاتی را به بهترین شکل خود اجرا نمایید.

مهم‌ترین خواسته یک بیمار این است که شما انقدر در کار خود تخصص داشته باشید که مشکل بیماری او را به بهترین شکل ممکن برطرف نمایید. بنابراین هر قدر شما حرفه‌ای تر شوید بیشتر توسط دیگران توصیه می‌شوید.

کسب تجربه و تخصص لازم، پایان کار نیست. پزشک حرفه‌ای بودن به هیچ‌وجه موفقیت کامل را برای شما به همراه نخواهد داشت. یک حسی که اکثر مردم به هنگام حضور در مطب دارند استرس و نا امیدی است. صمیمیت شما با بیماران این احساسات منفی را به شدت کاهش می‌دهد. بنابراین بهتر است قبل از شروع کار با بیماران احوال‌پرسی کرده و به آن‌ها لبخند بزنید. طبق تحقیقات انجام‌شده پخش یک موزیک ملایم به کاهش استرس و افزایش آرامش انسان‌ها کمک می‌کند. همچنین می‌توانید از یک اسانس خوشبوکننده با بوی ملایم در مطب خود استفاده کنید. تهویه مطبوعی در مطب داشته باشید. تک‌تک این موارد در کاهش احساسات منفی و افزایش آرامش بیماران موثر است. مانند یک مهمان عزیز با بیماران خود رفتار کنید، مطمئن باشید که تأثیر آن را خواهید داد. پس از خداحافظی بیمار هنوز مهمانی به پایان نرسیده است. یک پنل ارسال اس ام اس خریداری کرده و در انتهای روز یک پیامک زیبا برایشان ارسال کنید. مثلاً برایشان آرزوی سلامتی کرده و یا به خاطر حضورشان در مطب شما، از آن‌ها قدردانی کنید. از اینکه با پزشکان دیگر کمی متفاوت هستید نترسید. یکی از بزرگ‌ترین اصول تبلیغات متفاوت بودن از دیگران است. سعی کنید به بهترین شکل ممکن این حس متفاوت بودنتان را در ذهن بیماران ایجاد کنید تا تأثیر ماندگاری از خدمات عالی خود در ذهن بیماران داشته باشید. مابقی کار را خود آن‌ها انجام می‌دهند، آن‌ها نزد اطرافیانشان در مورد شما حرف می‌زنند و شما را به عنوان یک پزشک دوست‌داشتنی با خدمات عالی به دیگران توصیه می‌کنند.

حضرت محمد (ص) به عنوان یکی از موفق‌ترین افراد تاریخ بشریت، برقراری ارتباطات خوب را منوط به رعایت سه اصل مهم می‌دانند: بوی خوش، روی خوش و گفتگوی خوش. رعایت این سه اصل در برقراری ارتباط با بیماران تصویری بسیار مثبت از شما در ذهن بیماران خواهد گذاشت.

تبلیغات برای حفظ مشتریان قدیمی به خاطر به وجود آوردن حس مثبت در آن‌ها خودبه‌خود از طریق بازاریابی دهان به دهان باعث جلب مشتریان تازه نیز خواهد شد اما توصیه در تبلیغ از روش بازاریابی دهان به دهان به معنی نفی روش‌های مستقیم تبلیغاتی نیست. همچنین برای تبلیغات دندان پزشکان نیز بازاریابی دهان به دهان از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. در پایان، سخن این است که برای اجرای تاکتیک‌های تبلیغاتی تمام‌عیار بهتر است برای خود کمپین تبلیغاتی طراحی کنید. کمپین تبلیغاتی به معنای طراحی تبلیغات مرحله به مرحله از چندین روش مختلف در راستای هم و به صورت هدفمند است. به عنوان مثال اگر فردی تعریف شما را از دوستش شنیده باشد و چند روز بعد تبلیغ شما را در مجله‌ای ببیند و پس از جستجو در فضای مجازی باز هم مطالبی خوب در مورد شما دریافت کند، یک اعتماد فوق‌العاده و حس بسیار مثبت از شما در ذهن او ایجاد خواهد شد. این بدان معنی است که شما یک کمپین تبلیغاتی بی‌نظیر طراحی کرده‌اید.

 

منبع:وب سایت پزشک موفق

انواع مختلف بازاریابی حرفه ای - بخش دوم

انواع مختلف بازاریابی حرفه ای - بخش دومدر بخش اول از این مطلب با 46 نوع مختلف از انواع بازاریابی و توضیح کوتاهی در مورد هر یک از آنها آشنا شدیم و حالا ادامه آنها را می خوانیم:

 

47- بازاریابی ایمیلی(email marketing): ارسال ایمیل به مشتریان بالقوه یا از طریق فهرست‌های کرایه شده یا بر اساس فهرست‌های تهیه‌شده از طریق اجازه گرفتن از افراد

48- بازاریابی کارآفرینانه(entrepreneurial marketing): بازاریابی در استارت آپ ها و سرمایه‌گذاری‌های جدید، اغلب به روش چریکی

49- بازاریابی اخلاقی(ethical marketing): اخلاقیات بازاریابی برای مسئولیت‌پذیر بودن ازلحاظ اخلاقی و اجتماعی

50- بازاریابی رویداد(event marketing): برگزار کردن رویدادها از قبیل نمایشگاه‌ها، کنفرانس‌ها و سمینارها و …

51- بازاریابی اعزامی(expeditionary marketing): ایجاد بازارهای جدید پیش از رقبا

52- بازاریابی تجربی(experiential marketing): فعال کردن تعاملات حسی با برندها

53- بازاریابی فیسبوک(Facebook marketing): بازاریابی در محیط فیسبوک و از طریق فیسبوک

54- بازاریابی جغرافیایی(geomarketing): هدف‌گیری جغرافیایی برای تاکتیک‌های بازاریابی از قبیل قیمت و تبلیغات و …

55- بازاریابی جهانی(global marketing): بازاریابی محصولات و شرکت‌ها در سراسر جهان با ساختار و استراتژی‌های جهانی

56- بازاریابی مردمی(grassroots marketing): در این نوع از بازاریابی بجای تولید یک محتوا یا پیام برای مردم و امید به پذیرش آن توسط مردم، بر گروه کوچکی از مردم تمرکز می‌کنیم و امیدواریم که مردم پیام شمارا بین گروه‌های بزرگ‌تری از مردم گسترش دهند.

57- بازاریابی سبز(green marketing): ترویج صریح محصولاتی که دوستدار محیط‌زیست هستند.

58- بازاریابی چریکی(guerilla marketing): بازاریابی کم‌هزینه و بسیار تأثیرگذار خصوصاً در حوزه کارآفرینی.

59- بازاریابی افقی(horizontal marketing): پیام مشابه در بین گروه‌ها و صنایع مختلف، در تضاد با بازاریابی عمودی

60- بازاریابی جاذبه‌ای(inbound marketing): جذب مشتریان از طریق محتوا، بجای استفاده از انواع تبلیغات و تماس‌های یک‌باره و هماهنگ نشده.

61- بازاریابی صنعتی(industrial marketing): بازاریابی محصولات و خدمات بین شرکت‌ها و بنگاه‌ها خصوصاً تولیدکنندگان و شرکت‌های بسیار بزرگ.

62- بازاریابی تأثیرگذار(نفوذ)( influence(r) marketing): تمرکز بر متقاعد کردن چند فرد تأثیرگذار در یک بازار.

63- بازاریابی از طریق اطلاعات(informational marketing): فراهم آوردن محتوای آموزشی و مفید برای تغذیه مخاطب از قبیل بازاریابی محتوایی.

64- بازاریابی در قالب بازی(in-game marketing): تبلیغات و بازاریابی در قابل بازی‌های کامپیوتری و درزمانی که این بازی‌ها در جریان هستند.

65- بازاریابی درون فروشگاهی(in-store marketing): روش‌های بازاریابی و ترویجی در محل فروشگاه خرده فروشگاهی.

66- بازاریابی یکپارچه(integrated marketing): هماهنگی و ترکیب چندین ابزار، کانال و رویکرد بازاریابی.

67- بازاریابی اینتراکتیو(interactive marketing): تعامل بین بازاریابان و مشتریان و مخاطبان، عمدتاً به‌صورت آنلاین.

68- بازاریابی اینترنتی(Internet marketing): هم‌معنا با بازاریابی آنلاین و بازاریابی در سطح وبسایت.

69- بازاریابی داخلی(internal marketing): بازاریابی باهدف کارکنان خودمان به‌منظور همگام‌سازی تجربیات مشتری.

70- بازاریابی بین‌المللی(international marketing): بازاریابی در سطح دریاها و مرزهای بین‌المللی، دقیقاً همانند بازاریابی جهانی.

71- بازاریابی کلمات کلیدی(keyword marketing): جستجو و بهینه‌سازی کلمات در موتورهای جستجو.

72- بازاریابی سمت چپ مغز(left-brain marketing): تقریباً معادل بازاریابی تحلیلی.

73- بازاریابی محلی(local marketing): تبلیغات و روش‌های ترویجی باهدف حمایت و پشتیبانی از فروشگاه‌های خرده‌فروشی محلی.

74- بازاریابی کلمات طولانی و بلند-دم بلند هم‌معنی شده است-( Long Tail marketing): بازاریابی باهدف برخی از گروه‌ها و بخش‌های تخصصی بازار که منجر به تشکیل گروه‌های بزرگی می‌شود.

75- بازاریابی وفاداری(loyalty marketing): تمرکز بر رشد و نگهداشت مشتریان فعلی، مثلاً برنامه‌های ارائه پاداش.

76- بازاریابی موبایلی(mobile marketing): نوعی بازاریابی که پیام‌های آن از طریق ابزارهایی مانند گوشی‌های هوشمند انتقال پیدا می‌کند.

77- بازاریابی چند کاناله(multichannel marketing): استفاده از چند کانال برای دسترسی پیدا کردن به مشتریان.

78- بازاریابی چند فرهنگی(multicultural marketing): تعقیب و پیگیری مخاطبین قومی از طریق محصولات، تبلیغات و تجربیات.

79- بازاریابی چند سطحی(multi-level marketing): بازاریابی با به‌کارگیری دیگران که هر یک از این افراد دیگری را در زیرمجموعه خود بکار می‌گیرند.

80- بازاریابی عصبی(neuromarketing): اشتراک بین مغز و علوم شناختی و بازاریابی.

81- بازاریابی رسانه‌های جدید(new media marketing): اساساً هم‌معنی با بازاریابی آنلاین.

82- بازاریابی از طریق خبرنامه(newsletter marketing): تحویل دادن منظم روزنامه یا خبرنامه به مخاطبین هدف از طریق ایمیل یا به‌صورت چاپی.

83- بازاریابی جاویژه(niche marketing): هدف قرار دادن بخش‌های بسیار ویژه و خاص از مخاطبین.

84- بازاریابی غیر سنتی(non-traditional marketing): روش‌های خارج از نرم عادی، مثلاً بازاریابی چریکی، شیرین‌کاری‌های تبلیغاتی

85- بازاریابی آفلاین(offline marketing): تمام فعالیت‌های بازاریابی که به‌صورت آنلاین انجام نمی‌گیرد، بازاریابی سنتی.

86- بازاریابی فردبه‌فرد- یک‌به‌یک(one-to-one marketing): بازاریابی باهدف تک‌تک مصرف‌کنندگان: شناسایی، تمایز، تعامل، شخصی‌سازی.

87- بازاریابی آنلاین(online marketing): بازاریابی به‌صورت آنلاین، همانند اینترنت یا بازاریابی از طریق وبسایت.

88- بازاریابی برونگرا(outbound marketing): برقراری تماس و ارتباط با مشتریان بالقوه از طریق تبلیغات، تماس‌های بدون هماهنگی قبلی، کرایه کردن لیست افراد تماس، مقابل بازاریابی ربایشی.

89- بازاریابی در فضای باز(outdoor marketing): مثال‌ها: تبلیغات طراحی‌شده برای نصب بر روی دستگیره در، تبلیغات بر روی بدنه ماشین‌ها، بیلبوردهای تبلیغاتی، بالن‌های تبلیغاتی.

90- بازاریابی خارج از خانه(out-of-home marketing): بازاریابی باهدف افراد حاضر در محیط‌های باز، معادل بازاریابی محیطی

91- بازاریابی عملکرد(performance marketing): همانند بازاریابی رابطه‌ای است با این تفاوت که تنها در صورت نهایی شدن فروش و بر اساس معیارها یا نرخ مشخصی از بازگشت سرمایه برای صاحب کسب‌وکار هزینه‌ای دارد.

92- بازاریابی اجازه‌ای(permission marketing): القاء کردن به مخاطب مبنی بر تمایل به دریافت پیام از طرف شما.

93- بازاریابی شخصی(personalized marketing): همانند بازاریابی نفربه‌نفر شامل شخصی‌سازی محصولات می‌شود.

منبع:وب سایت پزشک دندان

چگونه یک متن تبلیغاتی تاثیر گذار بنویسیم

می خواهید برای کسب و کار خود تبلیغ نمایید؟ این نکات و مراحل را دنبال کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.

  • با برجسته ترین برتری کالا یا خدمات خود شروع کنید این همان چیزی است که می خواهد به چشم بیاید. آن را بیابید و مشخص کنید. شاید انتخاب این برتری برای شما خیلی ساده نباشد اما برای این منظور کافیست از خود بپرسید کالا و خدمات شما چه برتری دارد که آنرا از محصولات دیگر متمایز می کند؟ چه چیز خاصی دارید؟ آیا این برتری قیمت است؟ راحتی یا قابلیت اطمینان است؟

  • تیتری که توجهات را به خود جلب کند بنویسید. رعایت این اصل در تبلیغات بسیار مهم است مردم در حال بمباران شدن با اطلاعات هستند و به خصوص در اینترنت چیزی را می خوانند که توجهشان را جلب کرده باشد وگرنه به راحتی آن را نادیده می گیرند. اگر تیتر شما جلب توجه نکند، آنگاه احتمالاً همه چیز از دست رفته است چون احتمالا کسی آنرا نمی خواند.

  • لیستی از همه ویژگی های کالا یا خدمات خود تهیه کنید سپس هر کدام از آنها را به صورت بهره ای برای مشتریان ترجمه کنید. یعنی مشخص کنید این ویژگی چه سودی برای مشتری دارد. باید خود را در موقعیت مشتری فرض کنید ببینید چه استفاده ای از این ویژگی می توانید بکنید؟

  به عنوان مثال نگویید که مثلاً محصول شما سریع است سریع بودن یک ویژگی است بلکه بگویید با این محصول شما وقت آزاد بیشتری دارید یا کمتر وقت شما تلف می شود. یا حتی بهتر است تصویری بکشید که در آن مصرف کننده محصول شما فرصت کافی برای پیاده روی یا خواندن یک کتاب یا استراحت کردن دارید.

  • متنی بنویسید که با احساسات مخاطب رابطه برقرار کند. مثلا اگر خمیر دندان می فروشید احتمالاً یکی از خصوصیات آن این است که حاوی فلوراید است. اما اگر بخواهید این ویژگی را به این صورت بیان کنید: «حاوی فلوراید» یا « پوسیدگی کمتر دندان» کمی کسل کننده به نظر می رسد می توانید به جای آن از این عبارت استفاده کنید:« با بوفو مسواک بزنید تا از مته دندانپزشک در امان باشید!» به این ترتیب شما یک ویژگی کسل کننده و تکراری را به با پیامی قوی بیان کرده اید و آنرا با ترس از کار دندانپزشک پیوند داده اید. آیا به نظر شما این از عبارت « حاوی فلوراید » موثرتر نیست؟

  • کار را با نقاط قوت خود برای فروش بیشتر آغاز کنید. چند پاراگراف اول شما بسیار مهم هستند. از این چند خط استفاده کنید تا مشتری را به خرید کردن ترغیب کنید. آن گونه بنویسید که مشتری برتری های مهم کالا یا خدمات شما را لمس کند و او را برای خرید جذب کند. نیازی نیست که به جزئیات بپردازید در ادامه می توانید این کار را انجام دهید. بزرگترین اسلحه خود را اول بکشید!

  • توصیه به خرید بسیار کمک می کند. وقتی که دیگر مشتریان شما با تجربه خوبی و رضایتی که از شما داشته اند به دیگران توصیه خرید می کنند فروش شما بالا می رود البته این توصیه خرید باید باور پذیر باشد. وقتی که در اینترنت تبلیغ می کنید اعتبار بالا داشتن کار سختی است بنابراین مردم به سختی به شما اعتماد می کنند. و به همین دلیل توصیه نامه های دیگر مشتریان بسیار مفید است. برای اینکه اعتبار این توصیه ها را افزایش دهید می توانید از افرادی که از کالا یا خدمات شما راضی بوده اند بخواهید اطلاعات تماس خود را هم پس از بیان نظراتشان در اختیار بگذارند.

  • با سبکی آشنا بنویسید. نباید افراط کنید یا خود را خیلی دوستانه جلوه دهید و در تعریف از کالا یا خدمات خود زیاده روی کنید. فقط آنچه را که باید، بگویید به همین سادگی!

  • تکلیف خود را مشخص کنید این متن را برای چه کسی می نویسید. آیا مشتری شما فردی جدی است؟ فردی با احساسات لطیف است؟ برای چنین فردی از چه لحنی باید استفاده کنید کلام خود را مطابق با مخاطب خود آماده کنید.

  • یک مرحله مانده به پایان نوشته باید این ویژگی ها به مشتری القا شود.

– باید مشخص کند که این یک معامله یا فرصت خوب است مثلاً 40 درصد تخفیف در اختیارش قرار می گیرد.

– باید خیال مشتری از نظر زمان انجام خدمات یا تحویل کالا راحت باشد و بداند که این کار حتما در کمترین رمان ممکن انجام می شود. مانند این عبارت ” فقط در 5 روز کاری”

– باید با کمترین ریسک یا بدون ریسک باشد. مانند این عبارت که خیال خریدار را راحت می کند: ” تا 90 روز بدون هیچ پرسشی در صورت عدم رضایت پول شما بازگردانده می شود.”

  • و آخر از همه باید به خواننده بگویید که چکار کند، مثلاً «تلفن را بردارید و هم اکنون با ما تماس بگیرید» یا « برای اینکه در اولین فرصت آن را دریافت کنید اینجا کلیک کنید!» احتیاجی به گفتن نیست که جزییات و مراحل سفارش باید ساده، واضح و در بهترین محل برای دید باشد.

با توجه به این نکات متوجه می شوید که برای انجام تبلیغات خوب باید با احساسات مشتری خود رابطه بر قرار کنید.

فروش محصول به تحت کنترل در آوردن احساسات خریدار برای القای نیاز خرید به آنهاست و اگر در این کار موفق باشید آنها از شما خرید می کنند نگران نباشید.

آیا این کاری غیر اخلاقی است؟ خوب باید بگویم این به خود شما بستگی دارد اگر با صداقت کالا و خدمات مناسب در اختیار او قرار داده باشید و مشکل او را با کالا و خدمات خود رفع کرده باشید اگر دروغ نگفته باشید کار غیر اخلاقی نکرده اید بلکه مشتری را قانع کرده اید تا کالا یا خدمات ارزشمند شما را خریداری کند. اما به خاطر داشته باشید اگر با فریفتن مردم سعی در جلب مشتری داشته باشید حتی اگر بتوانید چیزی هم به آنها بفروشید این کار دوباره تکرار نخواهد شد و نمی توانید بلند مدت به این روش ادامه دهید تازه اگر گرفتار مشکلات قانونی نشوید. بنابراین بدون گول زدن مشتری باید سعی کنید او را وارد معامله ای برد-برد نمایید تا یک مشتری وفادار داشته باشید.

نوشته: تیم نورث

ترجمه: علی یزدی مقدم

نخستین آگهیِ تبلیغ دندانپزشکی ایران

با ورود دستگاه چاپ به ایران و انتشار اولین روزنامه (کاغذ اخبار) در عصر قاجاریه، اندک اندک آگهی های تجاری نیز به نشریات راه یافتند. بدین ترتیب آگهی در رسانه های جمعی ایران از دیوارکوب شروع شد و به نشریه های ادواری راه یافت به نحوی که این تبلیغات شامل تمامی امور زندگی می گردید. یکی از این امور مسائل پزشکی بود که در آگهی های تبلیغی بدان نیز پرداخته شد؛ چنانچه سیروس سعدوندیان در این باره می نویسد که نخستین اعلان دندانپزشکی از طرف «موسیو پاذ»، یکی از صاحب صنعتان دولت فرانسه، در«روزنامه دولتی»، شماره ششصد و سی و شش، مورخ پنجشنبه دهم شعبان 1286 هجری قمری، به چاپ رسید. متن اعلان بدین قرار بود:

«اعلان: «موسیو پاذ»، یکی از صاحب صنعتان دولت بهیه فرانسه است، روز بیستم شهر رجب وارد دارالخلافه گشته، مصمم به شغل رفع مرض دهان و درد دندان است. حکیم مذکور دندان که درد می کند، بدون اذیت بیرون می آورد و در عوض دندان مصنوعی تازه می گذارد که هیچ کس تمیز نمی دهد که این دندان مصنوعی است. هر دندانی که سیاه شده باشد یا زنگ زده باشد، پاک می کند و دندانی که کرم خورده باشد، رفع کرم خوردگی می کند که ابدا دیگر کرم نزند و هر دهانی که بد بو باشد، معالجه می کند و دندان حقیقی که روی هم افتاده باشد، جدا می کند و دندان اگر کج باشد، راست می نماید و در پاریس به جهت این شغل نشانه های افتخار متعدد به او داده اند. منزل او در بین دروازه دولت، پهلوی خانه فرنگی خلیفه است. کتابچه نیز در علم و هنر خود نوشته و صورت و شکل شخص با دندان و بی دندان را نموده و در وقت آمدن به ایران، در اسلامبول طبع کرده و مجانا به معارف و اعیانی که روزنامه دارند، داده می شود.»

 

منبع:وب سایت قدس آنلاین

برخی تبلیغات دندانپزشكی غیرواقعی وغیرعلمی است و مردم مراقب باشند فریب این تبلیغات را نخورند

هشدار درباره تبلیغات گمراه كننده دندانپزشكی
رییس دانشكده دندانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی تهران گفت: برخی تبلیغات دندانپزشكی غیرواقعی وغیرعلمی است و مردم مراقب باشند فریب این تبلیغات را نخورند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت اطلاع رسانی وزارت بهداشت ایران ،    دكترعباس منزوی گفت: كتابچه های تبلیغی بسیاری این روزها به خانه ها ارسال می شود كه بعضی از آن ها تبلیغات گمراه كننده درباره خدمات دندانپزشكی دارد.

وی گفت: گاه دراین نوع تبلیغات ادعاهای عجیبی مثل “زیباكردن لبخند شما در یك روز” ، “مرتب كردن فرم دندان ها در یك جلسه ” و “بیمه كردن دندان های شما تا آخرعمر” به چشم می خورد كه هیچكدام مبنای علمی وعملی ندارد.

این دندانپزشك با اشاره به ادعای “لیزردرمانی برای مشكلا ت دندانی ” در این دفترچه های تبلیغاتی افزود: در برخی تبلیغات مشاهده می شود تصویر نور آبی كه در مطب های دندانپزشكی به ماده پركننده دندان تابانده می شود تا آن ماده محكم تر شود ، نشان مردم می دهند و نام آن را لیزردرمانی می گذراند.

وی گفت: قوانین نظام پزشكی كشور در این خصوص بسیار جامع و سخت است اما مردم نیز باید مراقب سلامت خود باشند.

 

منبع:وب سایت pezeshk.us