پکیج برند سازی برای پزشکان

پزشکان و مراکز درمانی نیز مانند هر کسب و کار دیگری به منظور ایجاد و توسعه برند و افزایش درآمد خود نیازمند دریافت مجموعه ای از خدمات تبلیغاتی شکیل و هدفمند می باشند. پدروسافت از سال ۸۸ پیش به عنوان اولین شرکت این حوزه، خدمات برندینگ شخصی پزشک و برند سازی مراکز درمانی خود را آغاز نمود و همواره در این حوزه بسیار موفق عمل نموده است.

  •  

    گام اول (دریافت درخواست)

    دریافت درخواست ارتقاء برند و درآمد پزشک و مرکز درمانی

     
  •  

    گام دوم (اعتبار سنجی)

    بررسی جنبه علمی و ظرفیت برندسازی درخواست کننده

     
  •  

    گام سوم (اعلام نتیجه)

    ارسال نتایج بررسی به صورت یک طرح پیشنهادی شامل زمان و هزینه

     
  •  

    گام چهارم (آغاز همکاری)

    با عقد و شروع قرارداد، همکاری خوب و پایداری بین ما و شما شکل خواهد گرفت

برندینگ بهداشت و درمان

زمانی بود که فعالان عرصه بهداشت و درمان و مشخصا پزشکان محترم به دلیل کمبودن تعدادشان نسبت به جامعه مخاطب از امنیت شغلی بالایی برخوردار بودند و نیازی به داشتن رویکرد بازارگرایانه نداشتند.اما امروزه بخصوص در مراکز استان ها به دلیل زیاد بودن پزشکان عمومی،متخصص و دندانپزشک، مشتری دارای گزینه های انتخابی بیشماری می باشد و البته این موضوع در خصوص بیمارستان ها نیز کاملا صدق می نماید.البته در این میان می بایست تعدادی قلیل از پزشکان را مستثنی قرار داد.پزشکانی که دارای تخصص و حسن شهرت متمایزی بوده و عمدتا در دهه پنجم یا ششم زندگی خود قرار داشته و تجربه و عمر گران بهایی را که صرف کار خود نمودند سبب “برند” شدن آنها شده است.

اما پزشکان و دندانپزشکان جوانتر و مراکز بهداشتی و درمانی جدیدتر برای رقابت در صنعت خود بهتر است قدرت برندینگ داشته باشند و با بهره گیری از علم و هنر مارکتینگ ،آموزش برندینگ پزشکی ببینند تا  بتوانند سهم بیشتری از بازار هدف خود را به سمت خدمات خود رهنمون سازند

گروه تخصصی برند سازان با مطالعه دقیق شیوه کسب و کار بیمارستان هایی نظیر Mayo Clinic، Johns Hopkins،، Clevelan Clinic،Wills Eye و البته Gleneagles Medical Centre در مالزی و نیز بهره گیری از مشاوره برخی از پزشکان که عمدتا در کسوت مدیریت بیمارستان های بخش خصوص مشغول فعالیت می باشند، برنامه های ویژه وفادار سازی مشتریان به خدمات پزشکان،دندانپزشکان و مراکز بهداشتی- درمانی را تدوین نموده و آماده ارائه این خدمات به این حوزه کسب وکار می باشد.

 

منبع:وب سایت گروه تخصصی برندسازان

برندینگ پزشکی از دید عناصر چهارگانه طبیعت

 

دانلود فایل‌های صوتی ایده‌های برندسازی شخصی برای پزشکان:

فایل ۱: چرا پزشکان نیاز به برندینگ پزشکی دارند؟

فایل ۲تفاوت تبلیغات و برندسازی

فایل ۳: نتیجه عجیب تحقیق دانشگاهYale & Colorado

فایل ۴: مدل ذهنی hypertext برای برندسازی ویژه پزشک مناسب است یاreciprocal

فایل ۵: راهکارهایی برای تبدیل منشی به سفیر برند

فایل ۶: مرگ Show Branding طی ۵ سال آینده

فایل ۷: WOM موثرترین روش در تبلیغات پزشکی

فایل ۸: ۴ عصاره اصلی برندینگ پزشکی

فایل ۹: از فرزند خود مراقبت کنیم

فایل ۱۰: حضور در تجربه زندگی بیماران

فایل ۱۱: بازاریابی محتوا

فایل ۱۲: چرا یک پزشک باید Content Marketing داشته باشد؟

فایل ۱۳: تولید چه محتوایی برای بیماران جذاب تر است!

فایل ۱۴:Brand Personality

فایل ۱۵: Mission

 

منبع:.وب سایت پزشک موفق

 

مشاوره برندسازی، بازاریابی و افزایش درآمد ویژه پزشکان

این امر کاملا واضح است که پزشکان قشر خاصی از جامعه هستند که ارائه خدماتی چون بازاریابی،  برندسازی و ... برای آنها دارای پیچیدگی های خاصی است. اهمیتبرندسازی در زمینه پزشکی بسیار بیشتر از سایر کسب و کارهاست، برندینگ یعنی ایجاد ذهنیت مثبت در مشتریان و واقعیت این است که انتخاب یک پزشک بیشتر از هر چیز وابسته به میزان اعتماد و ذهنیت مثبت بیماران است. هر چند تخصص و مهارت پزشکان در طولانی مدت موجب افزایش مراجعه کنندگان و معروفیت پزشک می گردد اما با توجه به افزایش تعداد پزشکان ممکن است این زمان طولانی و توزیع نامتعادلی داشته باشد.

گروه مشاورین مدیریت بهسا بر پایه تجربیات خود و همچنین ارتباط با مجامع بین المللی در حوزه بازاریابی و برندسازی پزشکان، خدمات ویژه ای را در این حوزه ارایه می دهد. ارایه برنامه ریزی جامع و موثر در حوزه برندسازی و بازاریابی مراکز درمانی و شخص پزشک جهت ارتقاء برند شخصی و معرفی موثر مهارت ها و تخصص پزشکان به جامعه هدف از جمله این خدمات است.

امروزه بسیاری از مردم پزشک خود را از طریق شبکه های اجتماعی، جستجو در گوگل و ... انتخاب می کنند اما فقط حضور در این شبکه ها کافی نیست. انتقال حسن اطمینان به بازدیدکننده و برندسازی در فضای مجازی باید همگون و موازی با برندسازی شخصی در فضای حقیقی شکل بگیرد. گروه مشاورین مدیریت بهسا آماده است خدمات خود را در زمینه های فوق به صورت تخصصی ارائه نموده و شما را در ارتقاء برند سخصی و افزایش مراجعه کنندگان یازی نماید.

همچنین گروه مشاورین مدیریت بهسا خدماتی چون استانداردسازی، پیاده سازی و اخذ گواهینامه های ایزو، بازاریابی دیجیتال، پیاده سازی سیستم بین المللی جذب مخاطب ویژه ارایه دهندگان خدمات توریسم سلامت ، جذب گردشگر در حوزه توریسم سلامت، مشاوره سرمایه گذاری و مشاوره مدیریت را نیز به صورت حرفه ای برای پزشکان ارایه نماید.

شما می توانید تقاضای مشاوره خود را از طریق فرم مشاوره رایگان (اینجا) و یا فرم ارسال پیام (اینجا) ارسال نموده و یا با شماره تلفن 02125917071 تماس حاصل فرمایید.

 

منبع:وب سایت مشاورین بهسا

تفاوت‌های بازاریابی مشارکتی با برندسازی مشارکتی چیست؟

داستان‌های موفقیت‎‌آمیز بسیاری در زمینه‌ی بازاریابی مشارکتی و برندسازی مشارکتی وجود دارد. مدیران IMPACT گفته‌اند:” دو هفته‌ی گذشته ما از دو نفر از مشتریان‌مان خواستیم یک گروه را به عنوان مهمان در وبلاگ ما معرفی کنند. این بازاریابی مشارکتی ما به مشتریان‌مان این فرصت را داد تا نیروی خود را گسترش دهند، در حالی که باعث شد خوانندگان ما محتوای آموزنده دریافت کنند.” تنها با چند لینک داخلی در وب‌سایت با عناوین “5 راه برای موفقیت در کسب‌وکار شما” یا ” 5 راه بدست آوردن اعتماد در فرآیند فروش” برای مشتریان‌تان راهنمایی‌هایی برای موفقیت تولید کنید و بدین وسیله اعتبار خود را نزد آن‌ها به عنوان منبع مطمئن و قابل اعتماد برای اطلاعات افزایش دهید. این‌که شما از یک روش ساده مثل این‌ها صحبت می‌کنید یا با یک برند دیگر به صورت مشارکتی کار می‌کنید متفاوت است. با این ذهنیت اصطلاحاتبازاریابی مشارکتی و برندسازی مشارکتی برای برجسته کردن منافع بالقوه شکسته شد.
در حالی که هر دو روش شامل مشارکت بین دو برند است و به دنبال افزایش بازاریابی هستند، اما برندسازی مشارکتی و بازاریابی مشارکتی از نظر اجرایی با هم تفاوت دارند.
بازاریابی مشارکتی: بازاریابی مشارکتی بین دو برند هم‌فکر برای ترویج محصولات و یا خدمات یکدیگر رخ می‌دهد، در حالی که یک محصول ترکیبی ایجاد نمی‌کنند. تعهدات بازاریابی مشارکتی به روابط با برندهای دیگر اجازه می‌دهد.
برندسازی مشارکتی: برندسازی مشارکتی عبارت است از یک محصول یا خدمت تک با بیش از یک نام برند و یا ارتباط یک محصول با کسی غیر از تولیدکننده‌ی اصلی آن و فرصتی برای یک برند فراهم می‌کند تا محصول و خدمات خود را به مشتریان وفادار برند دیگر معرفی کند.
بازاریابی مشارکتی: اگر شما به دنبال همکاری در یک بازاریابی مشترک هستید، نقطه‌ی شروع خوبی خواهد بود اگر یک لیست از برندها که علاقه‌مند هستید داشته باشید، اگر این لیست محدود باشد موثرتر خواهد بود. در این حالت شما به دنبال رقابت با یکدیگر نیستید بلکه باید مکمل هم باشید. مطمئنا برندی با افراد خریدار مشابه، ایدئولوژی‌های بازاریابی مشابه و محصولات مختلف موفقیت بسیاری به ارمغان می‌آورد.
برندسازی مشارکتی: انتخاب یک پارتنر برای برندسازی مشترک خیلی مهم است و هدف ترکیب قدرت دو برند به منظور افزایش مصرف‌کنندگان، مقاوم‌تر کردن و یا ترکیب خواص مختلف مرتبط با برندها در یک محصول واحد است. حفظ بودجه و منابع از اهمیت خاصی برخوردار است و خریداران شما باید پذیرای برند شریک شما باشند و بالعکس. هنگامی که شریک انتخاب می‌کنید، یکسان‌سازی زمینه‌ها برای کمپین بازاریابی‌تان قبل از هر چیز دیگری مهم است.
بازاریابی مشارکتی: اگر هر دو برند لیست تماس قوی داشته باشند، آن‌ها می‌توانند پایگاه داده‌های‌شان را به هم معرفی کنند و فرصت‌های جدید برای هم فراهم کنند و همچنین دسترسی به منابع و اعتبار را افزایش دهند . بازاریابی مشارکتی اجازه‌ی دسترسی به یک بانک اطلاعاتی کامل از مشتریان جدید را می‌دهد و به همین دلیل از نظر زمان صرفه‌جویی موثر است.
برندسازی مشارکتی: ارزان است، در بازاریابی یک محصول یا خدمات همیشه بودجه مناسب نیست. فرصت‌های برندسازی مشارکتی اجازه‌ی راه‌اندازی یک محصول یا خدمات جدید با هزینه‌های تقسیم شده بین شما و شریک‌تان را می‌دهد. قرار گرفتن در بازار جدید: با برندسازی مشارکتی امکان ایجاد روابط با مشتریان جدید را افزایش می‌دهد و به قلمرو ناشناخته برند شریک‌تان وارد می‌شوید.
هنگامی که دو برند گرد هم می‌آیند، کنجکاوی مردم در مورد نتیجه‌ی آن طبیعی است و به پی‌ریزی شالوده برای انتشار محصول موفق کمک می‌کند.
 

نکاتی در مورد تفاوت هویت برند و تصویر برند

اغلب اوقات افراد اصطلاحات “تصویر” و “هویت” را با هم اشتباه می کنند.معمولا اصطلاحات “تصویر برند ” و “هویت برند” را به نوعی بکار می برند که انگار این دو معنایی مشابه با هم دارند.

در این مقاله کپسول وار تفاوت این دو را با هم مشخص می کنیم.متاسفانه در ایران ما گاها در بعضی از معانی مشکل داریم.تصویر برند دقیقا در رابطه با این است که چطور مشتری به یک برند نگاه می کند، در حالی که هویت برند مجموعه بزرگی از موارد بصری، سمعی و دیگر نمونه هایی است که بیان کننده برند و شکل دهنده تصویر آن است. هرکدام از این دو باید عمیقا در شکل گیری بنیاد یک برند نقش داشته باشند.

article_image_one_60.jpg


هویت برند را نظیر هویت یکی از دوستان خود در نظر بگیرید که از نام او، ظاهر، شخصیت، نحوه گفتار، رفتار و مسلک و استایل شخصی به همراه عناصر مشابه دیگر تشکیل شده است.

در طرف مقابل تصویر  قرار دارد که از دید خارجی شخص نشات می گیرد و آن چیزی است که مردم در رابطه با دوست شما فکر می کنند. تصویرچیزی است که آن ها درک کرده اند و بنابراین حقیقت ذهنی آن ها در رابطه با چیزی شکل می دهد که آن فرد است و یا نشان می دهد که آن است، در نتیجه باید گفت در برندینگ در اصل اگر بر روی هویت برند تمرکز کنید، تصویر برند نیز به خودی خود به دنبال آن شکل می گیرد.

یک سری تفاوت را برای شما لیست می کنم. متاسفانه نوشتارما بر حسب ماهیت پیچیده برند کمی کتابی است:

تصویر برند 
- تصویر برند را مشتری یا مصرف کننده شکل می دهد.
- پیام برند توسط مصرف کننده برند در قالب تصویر برند فهمیده می شود.
- معنی عمومی تصویر برند این است که “بازار و مصرف کننده و رقبا چطور شما را مشاهده می کند؟”
- تصویر برند نماد آنچه است که مشتری می بیند.
تصویر برند نشان دهنده “تصور دیگران از ما” است
- تصویر برند نگاه به گذشته است.
- تصویر امری منفعل و کمتر دستخوش تغییرات است مگر با تحولات.
تصویر بر “آنچه شما دارید” اهمیت می دهد.
- تصویر برند، تصور کلی مشتریان در رابطه با برند است.
- تصویر برند امری سطحی است.
طبیعت تصویر برند ظاهرگرا یا تاکتیکی است.
تصویر برند این چنین است.

هویت برند
منابع شرکت شکل دهنده هویت برند هستند.
- پیام برند ارتباط نزدیکی با هویت برند دارد.
معنی کلی هویت برند این است که “واقعا شما چه کسی هستید؟ “
هویت برند نمادی از حقیقت وجودی شرکت ها و سازمانهاست.
هویت برند نشان دهنده “میل و خواسته شرکت” است. یعنی آنچه می خواهیم باشیم.
هویت نگاه به آینده است.
- هویت امری فعال و پویا است.
هویت بر”جایی که شما دوست دارید باشید” تاکید می کند.
- هویت برند، قولی است که شرکت به مشتریان خود می دهد.
- هویت برند امری طولانی مدت و با دوام است.
- طبیعت هویت برند بر مبنای ذات شرکت و طبق استراتژی شکل می گیرد.
- هویت برند این بود. ( البته با سواد اندک بنده و اساتید نظرات کاملتری دارند)

منبع:وب سایت بانی سایت

تفاوت اساسی بازاریابی و برندینگ

فرآیند بازاریابی یک فرآیند اجبار به حساب می آید. زیرا در این فرآیند پیغام خاصی به گروه خاصی از مخاطبین اطلاع داده می شود که هدف آن خرید محصول توسط آنان است. به نوعی تداعی گر این جمله است : محصول ما را بخرید چرا که از سایر محصولات بهتر است و یا چون با حال تر است و یا چون افراد مشهور آن را می خرند. این یک بازنگری ساده است اما جمع بندی کلی نیست.

نظرات کاملا متفاوت در این رابطه وجود دارد که بنا به نظر برخی بزرگان، بازاریابی فرآیند معرفی کالا یا خدمت است.
این مهم با مفهوم برندینگ تفاوت اساسی دارد. برندینگ باید مشتمل بر هنر متقاعد کردن باشد و در زیر پوست هر تلاش بازاریابی نهفته است. برندینگ اجبار نیست بلکه اختیار است. برندینگ فرآیند تکیه بر حقایق اساسی یا ارزش های یک سازمان، کالا و یا خدمت است.

article_image_one_113.jpg

این ارتباطی بین ویژگی های سازمان، ارزش ها و عملکرد است که مشخص می کند برند خاص چیست و چه چیز هایی دارد.برند مردم را تشویق می کند که محصولی را بخرند و به طور مستقیم هر آن چه را که فرآیند بازاریابی و فروش در تکمیلش نقش داشته اند، حمایت می کند اما به هیچ وجه فریاد نمی زند که من را بخر. به جایش می گوید این چیزی است که من هستم. دلیل این است که من وجود دارم. اگر موافقی، اگر من را دوست داری، می توانی من را بخری، از من حمایت کنی، و من را به دوستانت معرفی کنی.
برندینگ فرآیندی استراتژیک است اما بازاریابی تکنیکی است.
بازاریابی ممکن است به یک برند مربوط باشد اما برند به طور خاص بزرگ تر از هر تلاش بازاریابی است. برند چیزی است که بعد از بازاریابی می ماند. این چیزی است که در ذهن می ماند.برند مشخص می کند که وفاداری مشتریانش به کجا منجر خواهد شد و آیا اصلا مشتریان وفادار هستند یا نه. بازاریابی ممکن است شما را متقاعد کند که محصولی خاص را خریداری کنید اما آن چه در ذهن شما نقش خواهد بست و شما را به سمت خرید مجدد سوق می دهد، برندینگ است. به عبارت ساده تر برند شناسه خود است و بیانگر تمامی ویژگی هایی است که از یک محصول خاص توقع دارید.

منبع:وب سایت بانی سایت

جایگاه و تاثیر برندسازی در کسب و کار اینترنتی

در این بحث به بررسی جایگاه برند سازی در کسب در آمد اینترنتی و تجارت الکترونیک می پردازیم.
در شرایطی که در همه دنیای کسب و کار اینترنتی ، برندها در حال راه اندازی امپراطوری های عظیمی هستند هیچ برند حرفه ائی ایرانی در بازار کسب در آمد اینترنتی بچشم نمی خورد. آن شرکت ها یا صنایعی هم که قابلیت برند شدن را دارا هستند یا برنامه کسب در آمد اینترنتی ندارند و یا به نظر می رسد برای آن اهمیتی قائل نیستند.

نکته غیر قابل کتمانی است که بسیاری از طراحان پایگاه های کسب در آمد اینترنتی در ایران تقاوت بین لوگو و آرم یا نشان تجاری را نمی دانند و اگر هم لوگو یا آرمی را برای پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان طراحی می کنند ، کارکرد آن به قرار گرفتن در سمت چپ و بالای همه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی شان محدود می شود و دیگر هیچ برنامه خاصی برای آن ندارند.

می خواهم تلاش کنم با پرهیز از مباحث تئوری به ارزش عملی این طرح کوچک برای پایگاه های کسب در آمد اینترنتی که باید برای آن وقت زیادی گذارد بپردازم.

article_image_one_58.jpg

همه دوستانی که به کسب در آمد اینترنتی مشغولند آنقدر با نشان های تجاری پایگاه کسب در آمد اینترنتی مانند گوگل یا یاهو یا ای.بی یا آمازون بطور روزمره برخورد میکنند و دیدن آن ها برایشان بدیهی است که کمتر به این نکته متمرکز می شوند که چه پروسه ائی این لوگو ها را تبدیل به برند نموده و چه برنامه ریزی در پشت این کار نهفته است. غالب ما می دانیم که این سایت ها تیم های طراحی و بازاریابی خاصی برای انتشار و برجسته سازی برندهایشان دارند اما کمتر به اهمیت این کار در کسب در آمد خودمان از اینترنت می اندیشیم.

در مباحث راه اندازی پایگاه های کسب در آمد اینترنتی گفتیم که انتخاب آدرس مناسبی که به یاد مخاطب بماند اهمیت دارد. در آن مقاله توضیح دادیم که یک لوگوی مناسب تجارت الکترونیکی که با استانداردهای بازاریابی چریکی طراحی شده باشد ، می تواند بازگشت مخاطبین را تضمین نماید اما براستی چرا؟

این از ادات روانشناسی است که مخاطبین نسبت به رنگ ها و طرحها واکنش نشان می دهند و برخی آن ها را گریزان و برخی جذب میکنند. بنابر این از یک برند انتظار می رود که این کارها را برای یک پایگاه کسب در آمد اینترنتی انجام دهد:

- آدرس پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود داشته باشد و به خاطر مخاطب ثبت کند.
- رنگ مناسبی با سلیقه عام مخاطبین پایگاه کسب در آمد اینترنتی داشته باشد تا ذهن ایشان گریزان نشود ( مثلاً به نظر شما برند یک فروشگاه کسب در آمد از فروش لوازم ماهیگیری باید رنگ زمینه قهوه ائی داشته باشد یا آبی؟ ).
طرحی قالب شکن داشته باشد تا بتواند تمرکز اولیه مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی را به خود جلب نماید. این کار را معمولاً با قرار دادن یک علامت پنهان در برند انجام می دهند.
- به تنهائی و کاملاً به اتکا به شمایه گرافیک بتواند به مخاطب پایگاه کسب در آمد اینترنتی بگوید که در زیر این برند چه تجارتی صورت می گیرد.
- شعار پایگاه کسب در آمد اینترنتی را در خود نهفته داشته باشد.
- و ادات بسیار زیاد دیگری که منظور نظر بحث ما نیست و می توانید درباره آن ها در اینترنت جستجو نمایید.

بسیاری از پایگاه های کسب در آمد اینترنتی برای خلق چنین طرح زیرکانه ای هزینه های زیادی را به طراحان پرداخت می کنند. اما بعد از آفرینش این طرح چه؟ آیا فقط روی کارت های ویزیت ، بنرها و گوشه صفحات پایگاه کسب در آمد اینترنتی تبعید خواهد شد یا می تواند از این کار نقش مهم تری به عهده بگیرد؟

واقعیت این است که تا محدوده خاصی در کسب در آمد اینترنتی برندها تحت حمایت بازاریابان قرار می گیرند اما از محدوده خاصی به بعد این کسب و کارها هستند که تحت حمایت برندها قرار خواهند گرفت. این آن رازی است که برند سازی را با اهمیت می نماید و صاحبان کسب و کارها و پایگاه های کسب در آمد اینترنتی بزرگ را قانع می کند که برای برند خود بیشتر از کسب درآمدشان هزینه بازاریابی صرف نمایند. برای مثال غالب جوان های ما در کشور خودمان می دانند که پوشاکی که مارک آدیداس داشته باشد از همتای خودش بدون این برند بسیار گرانتر است! برند آدیداس در حال حمایت از کسب در آمد از کالاهای این شرکت است و یا هیچکس در خرید کتاب از برند پایگاه اینترنتی آمازون تردید رسیدن یا نرسیدن کتابش را ندارد.

خوب اکنون برسیم به یک سئوال مهم: شما برای برند سازی در کسب در آمد اینترنتی تان چه برنامه ای دارید؟

اینترنت محیط تقریباً نامنتهی است که هر پایگاه کسب درآمدی میتواند برای همیشه در آن از چشم کاربرانش پنهان بماند. برندها به تنهائی جلوی این اتفاق را می گیرند پس باید برای آن برنامه داشته باشید. اگر مطالب قبلی را به دقت خوانده باشید نکات زیادی درباره آنچه میتوانید با یک برند انجام دهید را خواهید یافت.

پس برای اندیشیدن به این طرح کوچک سرنوشت ساز برنامه ای بریزید!

منبع:وب سایت بانی سایت 

ایده متمایز یا گامی به سوی نابودی

همه شرکت ها به دنبال تمایز و رسیدن به اوج رقابت در بازار تجارت هستند . اما این اشتیاق برای رشد مداوم، غالباً منجر به گیر افتادن آن ها در تله ” همه چیز برای همه کس” می شود و این مسئله به نوبه خود وجوه تمایز آن ها را از بین خواهد برد.

گام هایی به سوی تمایز

  • قدرت منطق

فرهنگ لغات تعریفی از بحث منطقی به دست می دهد که عبارت از بحثی است که مستدل، قانع کننده، مجاب کننده، معتبر و روشن باشد. این تعریف نشان دهنده مهارت در فکر کردن و استدلال است.آیا تعریف فوق از بحث منطقی آن نوع بحثی نیست که شما مایل باشید هنگام فروش یک کالا از آن استفاده کنید؟ حتماً همین طور است.با این وجود در دنیای بازاریابی با چه تعدادی از این نوع بحث ها مواجه می شوید؟ خیلی کم
فقدان منطق در بطن تعداد زیادی از برنامه هایی که شکست می خورند قرار دارد و در روی دیگر سکه، بحثی که یک شخص برنده و موفق ارائه می کند، به احتمال زیاد بحثی منطقی است.
اگر شرکت avis که در صنعت اتومبیل های کرایه رتبه دوم را داراست، به این نتیجه می رسد که باید سخت تر تلاش کند، این نتیجه گیری خلاقانه نیست بلکه منطقی است.
اگر شرکت IBM در اندازه ای است که تمام جنبه های محاسباتی را پوشش می دهد، پس منطقاً باید بهتر از سازنده دیگر کامپیوترها بتواند نسبت به تلفیق و مونتاژ همه قطعات کامپیوتر اقدام کند. توانایی در انجام محاسبات منسجم باعث تمایز آن شرکت می شود.

article_image_one_85.jpg
  • ابتکار و خلاقیت در مقابل منطق

از آنجا که منطق یک علم است، این نیز منطقی به نظر می رسد که ارائه ی یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد را یک علم بدانیم، نه یک هنر. با این حال جناح مبتکر و خلاق با چنگ و دندان از هنری بودن این موضوع حمایت می کنند. آن ها از گیر افتادن در یک فرایند که باعث محدود کردن ژرف اندیشی خلاقانه آن ها شود تنفر دارند.اما از این بدتر این است که شرکتی از فرایند تدوین راهبردهای خود به نتیجه گیری مشخص و منطقی در مورد نام تجاری خود برسد و این نتیجه گیری را برای اجرا در اختیار کارکنان خلاق خود قرار داده و آن گاه ناظر از بین رفتن آن راهبردها در انبوهی از آوازها و رقص ها باشد.یک بار، حین کار برای تدوین راهبردهای یک بانک متوجه شدیم که آن ها پیشرو اعطا وام برای اداره کسب و کارهای کوچک در منطقه فعالیت خود هستند و بیشتر وام ها را به مهاجرانی که برای تحقق رویای کسب موفقیت در آمریکا به تازگی شروع به کسب و کار در آن جا نموده اند اعطا می کنند. راهبرد پیشنهاد شده منطقی و مستقیم بود. وجه تمایز این بانک در این است که: این بانک منزلگاه و سرچشمه رویای آمریکایی ها است. این ایده که مورد تایید همگان قرار گرفته بود، برای اجرا به یک آژانس تبلیغاتی داده شد. حاصل کار چیز دیگری از آب در آمده بود: متکی به رویاهای شما هستیم.
دیگر صحبت از منطق و ایده متمایز کننده کافی است.
برای اجتناب از به وجود آمدن یک چنین مسئله ای باید اطمینان پیدا کرد که همگان یک فرایند چهار مرحله ای ساده را به شرح زیر رعایت می کنند:

گام اول: در زمینه ی فعالیت خود معنی دار باشید

بحث ها به صورت انتزاعی صورت نگرفته و طبعاً در رابطه با وقایع و افراد دیگر پیش می آیند. رقبایی که شما را احاطه کرده اند، همیشه در تلاش هستند تا بحث های خاص خود را ارائه دهند. پیام شما باید، در زمینه ای که فعالیت می کنید، معنی دار باشد. نقطه ی شروع بحث و پیام شما باید منطقاً آن چیزی باشد که بازار از رقبای شما شنیده و به خاطر سپرده است.
شما باید در اسرع وقت اطلاعات مختصر و نه مفصل و طولانی در مورد ادراکاتی که از شما در اذهان وجود دارد به دست آورید.شما باید در جستجوی نقاط قوت و ضعف خودتان و رقبایتان، آن طور که مشتریان گروه هدف شما در ذهن دارند، باشید.روش تحقیق مورد علاقه ی ما برای این مسئله این است که مشخصه های اصلی مربوط به یک رده کالا فهرست شده و از مردم خواسته شود تا به آن ها امتیاز از ۱ تا ۱۰ بدهند. این کار بر اساس رقیب به رقیب صورت می گیرد. هدف این است که مشخص شود کدام رقیب در هر رده کالا صاحب یک ایده یا مفهوم شناخته می شود. یک چنین چیزی زمینه ی بحث شما را تشکیل می دهد.ارائه خدمت بهتر، که به عنوان یک ایده متمایزکننده توسط نوردستورم در زمینه فروشگاه های بزرگ معرفی گردید، بسیار موثر واقع شد، زیرا در آن هنگام فروشگاه های بزرگ دیگر برای کاهش هزینه هایشان اقدام به کاستن از نیروی انسانی خود کرده بودند.درست در هنگامی که شرکت های تولیدکننده کامپیوتر در آمریکا اقدام به شبکه سازی کامپیوترهای خانگی نموده بودند، لوتوس مبادرت به معرفی اولین شبکه ارتباطی موفق در مورد نرم افزار کار گروهی موسوم به notes نمود.این کار شبیه سوار شدن بر یک موج است. اگر خیلی زود یا خیلی دیر بر موج سوار شوید به جایی نخواهید رسید. اما اگر درست به موقع بر آن سوار شوید، به خاطر این که موقع سوار شدن شما با دیگران تفاوت داشته است، سواری طولانی و پرسودی در انتظار شما خواهد بود.

گام دوم: ایده متمایزکننده ای بیابید

متفاوت بودن به معنی مثل دیگران نبودن و استثنایی بودن به معنی منحصر به فرد بودن است.
بنابراین شما باید دنبال چیزی بگردید که شما را از رقبایتان متمایز کند. رمز این کار در این است که شما این موضوع را درک کنید که متفاوت بودن شما نباید الزاماً مربوط به فرآورده باشد.
به یک اسب توجه کنید. آری، اسب ها بسته به نوعشان سریعاً از هم متمایز می شوند. اسب های مسابقه، اسب های پرشی، اسب های مزرعه، اسب های وحشی و غیره. اما اسب های مسابقه را بسته به نژاد آن ها، عملکردشان، طویله ای که در آن نگهداری می شوند، مهتر آن ها و غیره می توان از هم متمایز کرد.به یک کالج توجه کنید. امریکا کالج ها و دانشگاه های بیش از حدی دارد: ۳۶۰۰ کالج و دانشگاه، بیشتر از هر کشور دیگری در عالم. این کالج ها و دانشگاه ها از خیلی نظرها، به خصوص از نظر تمایل به دریافت کمک های دولتی، در قالب بورس و وام های دانشجویی، مشابه هم هستند.هیلزدیل کالج، که در نود مایلی غرب دیترویت واقع شده، با خودداری از قبول دلارهای عمو سام، حتی در شکل وام های دولتی آن، یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد به هواداران محافظه کار خود ارائه نموده است. تعداد خیلی کمی از رقبای او قادر به انجام چنین کاری هستند.قوت و اوج هیزدیل در این است که اعلام می کند: ما تحت نفوذ دولت نیستیم. آن ها با تاکید بر این مفهوم، خود را به عنوان مکه افکار محافظه کارانه موقعیت یابی کرده اند. یکی از افرادی که برای این کالج اعانه جمع می کرد چنین اظهار نظر کرد: این فراورده ای است که ما قادر به فروش آن هستیم. و ارقام اعانات جمع آوری شده آن ها موید این نظر است.شما می توانید شرکت و یا فراورده های خود را از نظر های زیادی متمایز کنید. شگرد کار در این است که وجه تمایز خود را بیابید و از آن برای فایده رسانی به مشتریانتان استفاده کنید.

گام سوم: اعتبار داشته باشید

برای حمایت از ایده متمایز کننده خود باید دارای اعتبار باشید. در این صورت قادر خواهید بود که یک بحث منطقی در مورد وجوه تمایزتان را بنیان گذارده و به این نحو ایده مزبور را واقعی و قابل قبول جلوه دهید. اگر تمایز شما در فراورده تان است باید بتوانید آن تمایز را نمایش گذارید. خود این ارائه و نمایش، برای شما اعتباری به وجود خواهد آورد. مثلاً اگر فراورده ی شما یک شیر آب است که نشت نمی کند، در این صورت شما باید بتوانید آن را مستقیماً با شیرهای آبی که می توانند نشتی پیدا کنند مقایسه کنید.ادعا در مورد متمایز بودن بدون این که دلیل ارائه شود، در حد ادعا باقی خواهد ماند. شما قادر نخواهید بود با پنهان کاری و تزویر، خودتان را متمایز کنید. مصرف کنندگان شکاک هستند. آن ها این گونه فکر می کنند: که آقای تبلیغات چی راست می گویی، ثابت کن! شما باید بتوانید بحث خود را ثابت نموده و آن را مورد حمایت قرار دهید.نه این که کاملاً در محضر دادگاه حاضر شده باشید، بیشتر شبیه این است که در دادگاه افکار عمومی حضور پیدا کرده اید.

گام چهارم: موارد تفاوت خود را به دیگران اطلاع دهید

همان گونه که نمی توان نور را در زیر یک سبد نگه داشت، موارد تفاوت یک فراورده را نیز نمی توان مخفی نگه داشت.اگر یک فراورده متمایز ساخته اید، دنیا به صورت خودکار به سراغ شما نخواهد آمد. فراورده های برتر لزوماً برنده نمی شوند، بلکه این برداشت ها و تلقی های برتر هستند که برنده می شوند. اگر به نوعی به حقیقت کمک نشود، هیچ گاه آشکار نخواهد شد. جنبه های مختلف ارتباطات شما باید منعکس کننده ی تفاوت هایتان باشد.حرف آخر اینکه اطلاع رسانی در مورد تمایز شما نباید به افراط کشیده شود. یک ایده متمایزکننده ی واقعی در حقیقت یک ابزار انگیزشی واقعی هم هست.انگیزه ی واقعی با اسلحه ای به نام ایده متمایز کننده آغاز می شود. آن گاه شما می توانید کارکنانتان را به چالش بکشید تا آن ایده را در فروش، ساخت فراورده ی جدید، مهندسی یا هر قسمت دیگری که در آن کار می کنند محقق سازند.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

باید برند شویم

وقتی موضوع برند و برندسازی مطرح می شود، یکی از سئوالات اساسی این است که شرکت ها درهنگام ایجاد یک راهبرد برند موفق و پیروزمند، چه نکاتی را باید در نظر داشته باشند؟این روزها برند در بازارهای جهانی به یکی از بازیگران اصلی کسب و کار بدل شده است و هر کمپانی که بتواند برند مقتدرتری در بازار داشته باشد، گوی سبقت را خواهد ربود.

زمان آن فرا رسیده است که به برند به عنوان یک دارایی راهبردی که می تواند ارزش های متعدد و بیشتری نسبت به دارایی های مشهود داشته باشد نگریسته شود.شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی نیز بر سر دوراهی اجرای برندسازی و تغییر پارادایم در مبانی تفکراتشان هستند. باقی ماندن در دنیای رقابتی جدید مستلزم حرکت از افسانه ها به سمت باید هاست. اما آیا آنها موفق به شکستن الگوهای رفتاری قبلی خود خواهند شد؟

article_image_one_86.jpg

- نخستین چیزی در ایجاد برند موفق باید در نظر گرفت، ایجاد تفاوت و تمایز است. بهترین راهبرد برای ایجاد یک برند نیرومند، ایجاد درکی از مفهوم تفاوت است. بزرگترین گام در فرایند تبدیل شدن به یک برند مشهور و نه صرفاً یک نام مشهور، آن است که برند هم متفاوت دیده شود و هم بهتر از رقبا باشد.

دوم اینکه سهم خود را مطالبه کنید و مدعی آنی باشید. روابط نیرومند با مشتریان، برندهای نیرومند را تقویت می کند ولی شرکتها همچنان مایل به تمرکز بر کسب سهمی از جیب مشتری هستند تا کسب سهمی از قلب و احساس مشتری. این فلسفه ممکن است موجب فروش در کوتاه مدت شود ولی موجب ایجاد روابط بلند مدت نخواهد شد. دستیابی به سهمی از قلب و احساس مشتریان از طریق راضی کردن آنها نه فقط موجب ایجاد مشتریان وفادار خواهد شد بلکه این مشتریان خشنود را به یک نیروی فروش کارآمد برای شرکت تبدیل خواهد کرد.

- وجود احساسات موجب فروش می شود و شرکتها همواره باید تلاش کنند که رابطه ای احساسی را میان برند یا برندهای خود و مصرف کنندگان ایجاد کنند. بهترین راه برای اطمینان از اینکه احساسات به برند و ایجاد روابط با مصرف کنندگان تبدیل شود، ایجاد شخصیت برندی نیرومند است.به عبارت دیگر استفاده از ارزشهایی که مصرف کنندگان دوست دارند و می توانند با آنها ارتباط بر قرارکنند.

چهارم اینکه به یاد داشته باشید که فرهنگ برند ایجاد کنید. آموزش کارکنان، نقش بسیار مهمی در موفقیت برند دارد. تک تک کارکنان شرکت باید آموزش داده شوند تا هم ارزش برند را بدانند و هم در کارهای روزانه شان در مسیر ایجاد برند از آن استفاده کنند. افراد از تجربه هایی بزرگ در زمینه برند برخوردارند. آنها سفیران برند شما هستند.

پنجم اینکه دست به استقرار سیستم مدیریت برند بزنید. همه نقاط تماس با مصرف کنندگان باید مورد توجه و مراقبت ویژه باشد تا اطمینان حاصل شود که کل تجربه های افراد در زمینه برند همخوان، هماهنگ و متناسب است. این مسأله شامل تغییر دادن راهبرد ، سیستم، فناوری، فرایندها، خدمات، کالاها و حتی مکان های فیزیکی است تا بتوان تجربه های خریداران را مهندسی کرد.

- یک عنصر بسیار مهم دیگر در حوزه برند سازی، متوازن کردن یکپارچگی و همنوایی با تغییرات است. گرچه مصرف کنندگان از محصولاتی که با آن آشنا هستند و با خواسته های آنان سازگار هستند خوششان می آید، ولی در عین حال خواهان چیزهای جدید نیز هستند. کالاها و خدمات جدید، عناصر بسیار مهم برای ارائه تجدد و ارتباط با مصرف کنندگان است. ولی ثابت نگه داشتن نام برند و ارزش های آن موجب افزایش اطمینان دوباره و اعتماد بیش از پیش می شود.

آخرین موردی که لازمه ایجاد برند موفق است این است که شرکتها باید با برندسازی به عنوان یک سرمایه گذاری برخورد کنند نه به عنوان یک هزینه. اشتیاق به سرمایه گذاری در زمینه برند در آسیا و کشورهای درحال توسعه ضعیف است. تأکید بسیار زیاد بر تفکر و عملکرد کوتاه مدت سبب تضعیف برند سازی و به حاشیه راندن آن می شود. در اغلب موارد، متناسب با تغییر عامل" احساس خوب" به برند میزان تخصیص نقدینگی به موضوع برند سازی تغییر می کند.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

10 نکته در طراحی لوگو برند خود

از نظر ایده آل ، لوگو مشتریان احتمالی شما را افزایش داده و باعث می شود تأثیر بسزایی در اولین تجربه افراد نسبت به تجارت شما بوجود آید. یک لوگو خوب می تواند باعث تعهد مشتریان به تجارت شده، هویت خوبی برای برند ایجاد کرده و تصویری حرفه ای از شرکت شما ایجاد کند.

لوگو نماینده تصویری از هر چیزی است که شرکت شما به آن باور داشته و از آن پیروی می کند. برای مثال به لوگوی مک دونالد یا علامت تیک نایک نگاه کنید که دو مثال از شگفت انگیز ترین لوگوها بوده و خصوصیات این شرکت را منتقل می کنند.

اما بسیاری از شرکت ها امروزه نیز این بخش مهم از شروع تجارت را نادیده می گیرند.
شما می توانید با یک لوگوی عالی سریعا به مشتریان احتمالی خود نشان دهید که توانایی خدمات رسانی بهینه به آنها دارید!

انواع لوگو

لوگو ها را می توان در سه طبقه کلی دسته بندی کرد. لوگوهای مبتنی بر فونت که در آنها مدل فونت عوض می شود. برای مثال لوگوهای IBM، مایکروسافت و سونی همان فونت هایی هستند که شیپ و استایل متفاوت دارند که باعث تمایز پیدا کردن آنها می شود.

دومین دسته لوگوهایی هستند که با استفاده از کلمات و عکس نشان می دهند شرکت چه فعالیت هایی دارند. برای مثال وقتی یک شرکت خدمات خانه از یک قلم موی رنگ در کنار اسم شرکت استفاده می کند.

و در آخر دسته جدید سمبول های تصویری انتزاعی مانند علامت تیک نایک است که به برند این شرکت تبدیل شده است.
این نوع سمبل ها در اصل معنایی ندارد اما بعد از توضیح داده شدن، با معنای خاص لوگو برند آشنا می شوند. تحقیقات نشان داده است که این نوع لوگوها بعد از تثبیت مکان خود تأثیر بیشتری بر مشتریان احتمالی داشته و باعث تعهد بیشتر نسبت به برند می شود. اما ایجاد کردن چنین تصویر و ارتباط ذهنی به هزینه و زمان زیادی لازم دارد. علامت تیک نایک نیز در اصل معنای خاصی نداشته اما این شرکت سال های زیادی تلاش کرده است تا بتواند این لوگو را به نشانه ای از هویت زندگی ورزشکارانه تبدیل کند.
تجارت های در حال رشد اکثر اوقات توانایی هزینه کردن میلیون ها دلار و سال ها وقت برای ایجاد چنین ارتباط ذهنی ندارند. بنابراین لوگویی که می تواند به وضوح ارزش ها و فعالیت های شرکت شما را نشان دهد می تواند گزینه مناسب تری برای این نوع تجارت ها باشد. بسیاری از متخصصین طراحی لوگو بیان کرده است که حتی لوگوی نوشته شده و مبتنی بر فونت از شرکت نیز می تواند بیش از حد ژنریک باشد. او باور دارد که مشتریان باید بتوانند با نگاه کردن به لوگوی شما مشخص کنند شما چه فعالیتی انجام می دهید.

article_image_one_151.jpg

شروع به کاری طراحی یک لوگو

قبل از اینکه شروع به کشیدن لوگوی خود کنید باید اول پیامی که می خواهید به دیگران منتقل کرده را بررسی کنید. سعی کنید پیام خود را در یک جمله نوشت و ببینید که آیا این پیام به شما در رسیدن به اهداف کمک می کند یا خیر. توجه داشته باشید که بعد از نوشتن این جمله باید به آن تعهد داشته و در تمام مراحل ساخت لوگو از این جمله پیروی کنید.
البته این کار به سادگی نمی تواند برای شروع کار شما کافی باشد. شما می توانید از تاکتیک و روش های زیر در زمان ساخت لوگوی خود استفاده کنید.

این موارد می توانند به ساخت لوگویی مناسب برای شرکت شما کمک کنند:

  • لوگوی سایر کسب و کارهای صنعت خود را بررسی کنید.

آیا رقبای شما از عکس های محافظه کار و سنگین استفاده می کنند یا گرافیک های زنده و متحرک؟ شما باید بررسی کنید که چطور می خواهید لوگوی خود را از رقبا متمایز کنید.

  • بر روی پیام تمرکز کنید.

تصمیم بگیرید که چه نکته ای در مورد شرکت شما قابل انتقال است. آیا شرکت شما توانایی خاصی دارد که شما می توانید آن را انتقال دهید؟ چه چیزی باعث می شود شما نسبت به رقبا خاص باشید؟ ذات مخاطب هدف شما چیست و چه خصوصیات ویژه ای دارد؟ این عناصر نقش مهمی در طراحی و باز دهی طراحی لوگوی شما دارد.

  • لوگو باید واضح و عملی باشد.

لوگو شما باید از روی کارت های ویزیت گرفته تا در کنار یک کامیون و ماشین جلوه ای مناسب داشته باشد. شما می توانید اندازه یک لوگوی خوب را هر اندازه که می خواهید کوچک و بزرگ کنید. این لوگو چه کوچک و چه بزرگ جلوه ای مناسب دارد. همین طور لوگوی خوب باید به راحتی باز تولید شده، در ذهن جای گرفته و نسبت به دیگران متمایز باشد. مطمئنا استفاده از نماد بهتر از عکس است زیرا اگر عکس ها بزرگ یا کوچک شوند تشخیص دادن یا شفافیت آنها مختل خواهد شد. سعی کنید که لوگویی ایجاد می کند که سیاه و سفید و یا در دو رنگ است تا اینکه بتوانید به راحتی آن را فکس کرده، از آن عکس گرفته و یا در برگه های سیاه و سفید از آن استفاده کنید.

  • استفاده کردن از نام تجارت بر طراحی لوگوی شما تأثیر می گذارد.

اگر نام تجارت شما ” جواهرات تهرانی” است باید از فونتی با کلاس و استایل های تجملی در فونت استفاده کنید. اما شرکتی که ” چاپ سرعت و دقت ” نام دارد بهتر است لوگویی داشته باشد که فونت آن حس رعد و برق و سرعت و قدرت را منتقل کند.

  • از لوگوی خود برای نشان دادن خصوصیات کلیدی شرکت تان استفاده کنید.

بهترین لوگوها سریعا با استفاده از تصویر پیام را به بیننده منتقل می کنند و از کلمه هیچ استفاده ای نمی کنند. برای مثال لوگوی ” چاپ سرعت و دقت ” هم می تواند خصوصیات خدمات چاپ بسیار سریع را منتقل کند. بنابراین استفاده از عکس رعد و برق می تواند احساس سرعت و اطمینان را منتقل کند.

  • از کلیپ آرت استفاده نکنید.

اگرچه چنین کاری بسیار وسوسه کننده است، کلیپ آرت را می توان به راحتی کپی کرد. نه تنها اورجینال آرت پیام را قوی تر منتقل می کند، بلکه باعث تمایز یافتن شما نسبت به تجارت های دیگر نیز می شود.

  • از تصاویری که زودگذر هستند استفاده نکنید.

اگر شما بخواهید لوگوی قدیمی خود را دوباره طراحی کنید، این احتمال وجود دارد که شما مشتریان قبلی تان را گیج کرده و در حالت بدتر باعث بیگانگی آنها شوید. یکی از انتخاب ها تغییرات بسیار کم و آهسته در لوگو است. اما شما نباید چند بار لوگوی خود را تغییر دهید. از نظر ایده آل شما باید لوگویی استفاده کنید که حداقل ۱۰ تا ۲۰ سال بدون نیاز به تغییر باقی بماند. این مسئله نشانه طراحی مناسب است. در واقع وقتی یک گروه عالی، لوگو طراحی می کنند انتظار ندارد دیگر مشتری برای طراحی و تغییر لوگو به او مراجعه کند.

  • مواظب رنگ ها در لوگو باشید

یکی از مسایلی که باعث گران شدن لوگو می شوند استفاده از رنگ های متعدد است. در زمان طراحی لوگو باید توجه داشته باشید که اگرچه لوگوی رنگی شما عالی به نظر می رسد در زمان تولید انبوه این لوگو، هزینه ساخت و تولید آن بر روی کالا های مختلف نیز شما را شگفت زده می کند. همین طور استفاده از لوگوهایی با رنگ های زیاد باعث می شود شما نتوانید به راحتی آنها را کپی کرده و رنگ سیاه و سفید باعث از بین رفتن شفافیت آنها می شود. سعی کنید رنگ های لوگو بیشتر از سه رنگ نشود مگر اینکه استفاده از رنگ های بیشتر الزامی باشند.
لوگو شما می تواند در انواع رسانه ها، تبلیغات، ایستگاه ها، ماشین های خودکار و بسته بندی ها مورد استفاده قرار گیرد. به یاد داشته باشید که بعضی از کاربردها باعث محدودیت در زمان طراحی لوگو می شوند مطمئن شوید که از قبل معنای رنگ ها را نیز مطالعه کرده اید و معنای آنها با پیام اصلی لوگوی شما همخوانی دارد یا خیر.همین طور بهتر است قبل از تصمیم گیری نهایی مدل های تک رنگی، دو رنگی، و سه رنگی لوگوی خود را نیز بررسی کنید.

  • کمک گرفتن از یک طراح لوگو

با اینکه تفکر در مورد لوگو مرحله ای مهم در ایجاد یک تصویر از تجارت شماست، تلاش برای ساخت لوگو به تنهایی از اشتباهات بزرگ محسوب می شود. شاید به نظر برسد که بهترین راه برای کاهش هزینه ها عدم استفاده از شرکت های طراحی حرفه ای باشد که چیزی بین ۵ تا ۱۵ میلیون تومان برای طراحی لوگو طلب می کنند. اما توجه داشته باشید که هزاران طراح مستقل و آزاد کار وجود دارند که با دریافت هزینه کمتری چنین کاری انجام می دهند. کار آفرینان با بودجه محدود باید به دنبال طراحان با کیفیت اما ارزان قیمت بگردند. طراحان آزاد زیادی وجود دارند که هزینه فعالیت آنها در هر ساعت ۱۵ تا ۷۰ هزار تومان است.
شما نباید تنها به خاطر هزینه کمتر از طراح بدون تجربه استفاده کنید. طراحانی را پیدا کنید که با حیطه کاری و موقعیت رقابتی شما آگاه باشد. اگر هنوز هم هزینه بیش از حد بود باید به این نکته توجه کنید که اگر شما لوگوی خوبی طراحی کنید این لوگو حداقل ۱۰ سال برای شما باقی خواهد ماند. یک بار هزینه برای ۱۰ سال چیز زیادی محسوب نمی شود.
حتی اگر می توانید به خوبی از رنگ ها استفاده کرده و می دانید لوگو باید چه شکلی داشته باشد باز هم بهتراست از یک طراح مشورت بگیرید. چرا؟ آن ها می دانند که آیا لوگو به راحتی پیام شما را انتقال داده و با این کار می توانید به طراحی زیبایی برسید که بدون هزینه زیاد به راحتی پیام را به دیگران منتقل می کند. لوگوی شما پایه تمام مواردی است که به شما ارتقا می دهد، بنابراین هر چه بیشتر زمان صرف طراحی بهتر لوگو کنید، سود بیشتری برای شما همراه خواهد بود.

  • استفاده کردن و حفاظت از لوگو

بعد از طراحی لوگویی که نشان دهنده فعالیت ها و خصوصیات شرکت شما در یک نگاه است، مطمئن شوید که کپی رایت آن را ثبت کرده تا بتوانید آن را نسبت به شرکت های دیگر حمایت کنید. شما می توانید از یک شرکت ثبت علائم تجاری و اداره ثبت مالکیت های معنوی استفاده کنید.
بعد از ثبت می توانید از این لوگو در هر جایی برای ارتقای برند خود استفاده کنید. شما می توانید از لوگو در کارت های ویزیت، ایستگاه ها، سر برگ ها، بروشورها، تبلیغات، وب سایت ها و هر جای دیگر استفاده کرده تا نام شرکت خود را در ذهن افراد جا بیاندازید. این کار به ایجاد تصویری از تجارت، افزایش قابلیت دیده شدن شرکت شما و کسب مشتری بیشتر کمک کند.
ساختن یک لوگو کار ساده ای به نظر می رسد، نه؟ مطمئناً این کار ساده است اما نکات ظریفی در انجام این کار وجود دارد که باعث می شود طراحی و استفاده بهینه از لوگو به کاری بسیار مشکل تبدیل شود. تنها به یاد داشته باشید که باید ذات مشتریان و تجارت خود را در زمان طراحی لوگو در ذهن داشته باشید واینکه مشتریان از شما چه چیزی می خواهند. بعد از طراحی موفق لوگوی برند باید آن را ثبت کرده و تمام تلاش خود را بکار برید تا بتوانید سمبولی قابل تشخیص و مثبت از خدمات یا محصولات خود ارائه کنید.

منبع:وب سایت بانی سایت

3 دلیل ایجاد وفاداری به برند

به علت رقابتی شدن بازار، مشتری روز به روز ارزش بیشتری پیدا می کند. چالش هایی از قبیل تشدید رقابت جهانی، افزایش مستمر انتظارات مشتریان و متعاقبا تقاضای آنها به منظور افزایش بهبود کیفیت محصولات وخدمات، باعث شده است که شرکتها دیگر نتوانند به طور موثر نیازها و خواسته های آنها را برآورده کنند و خطر از دست دادن مشتریان ناراضی به سمت رقبا و همچنین کاهش نهایی سود، ورشکستگی شرکت را به دنبال خواهد داشت.

وقتی مشتریان به شرکت افتخار می کنند ، حجم خریدشان را افزایش می دهند ، چیزهای مثبتی در مورد شرکت می گـــویند و شرکت را به دوستان و خویشــاوندان توصیه می کنند. آنها به طور عملی نشان می دهند که با شرکت هم پیمان و پیوسته اند . از طرف دیگر، وقتی مشتری نزد دوستان، خویشان، نمایندگیهای داخلی و خارجی شکایت می کند یا به سوی شرکت دیگری می رود ، عملا نشـان می دهد که تصمیم به ترک شرکت گرفته و کمتر برای این شرکت خرج می کند محققین نشان داده اند که تفاوتهای مفهومی مهمی بین وفاداری به فروشنده و وفاداری به شرکت وجود دارد . محققان دریافته اند که وفاداری اولیه مشتری مربوط به نیروی فروش بوده که وفاداری مشتری نسبت به شرکت را به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می دهد. آنها دریافتند که احساس مثبت نسبت به کارکنان اغلب به شرکت منتقل می شود. مقاصد رفتاری مشتری می تواند به عنوان یک شاخص دیده شود که نشان می دهد آیا مشتری باقی خواهد ماند یا شرکت را ترک خواهد کرد .

وفاداری مشتری به عنوان یک مانع در مقابل تغییر رفتار وی عمل می کند. در واقع ثابت شده است که وفاداری دربین مشتریان خدمات نسبت به مشتریان محصولاتِ ملموس، شایع تر است. درزمینه خدمات، ویژگی های غیر ملموس مانند اعتبار و اطمینان ممکن است نقش اصلی را در ایجاد و حفظ وفاداری ایفا نمایند. در زمینه خدمات، وفاداری به طور مکرر به عنوان رفتار مشاهده شده تعریف شده است.

article_image_one_156.jpg

تمامی توضیحات فوق به منظور آشنایی بهتری با مقوله وفاداری به برند، وفاداری به محصول، وفاداری به خدمت وفاداری به فروشنده و شرکت است. البته در اینجا موضوع بحث ما فقط وفاداری به برند است.

وفاداری به برند چیست؟
وفاداری به برند هدف نهایی و غایی شرکتی است که دارای محصولی با علامت تجاری ویژه است. اولویت یا ترجیح خرید یک برند ویژه در یک قفسه محصول توسط مشتری، وفاداری به برند نام دارد. مشتریان دریافته اند که مارک تجاری مورد نظرشان به آنها طرح وترکیب محصولی سالم، دارای سطوحی از کیفیت با قیمت مناسب عرضه می کند. این ادراک مشتری پایه واساسی برای تکرارخریدهای جدید می شود. مشتریان در آغاز، یک خرید امتحانی از محصولی با علامت تجاری ویژه می کنند وپس از رضایت از آن به تکرار وادامه خرید همان علامت تجاری یا برند مایل می شوند، زیرا به آن محصول آشنا ومطمئن هستند.

وفاداران به برند تفکری اینچنین دارند:

 نسبت به برند متعهد هستند.
– مایل به دادن پول بیشتر برای یک برند نسبت به دیگربرند ها هستند.
 برند مورد نظر را به دیگران توصیه می کنند.

چرا وفاداری به برند دارای نتایج بسیار بااهمیتی است؟
سه دلیل اصلی برای پاسخ به این سوال وجود دارد:

1. حجم فروش بیشتر: شرکتهای آمریکایی که نیمی از مشتریان خود رادر طول پنج سال از دست می دهند، سالانه ۱۳۰ درصد ضرر وخسارت از کاهش مشتریان خود می بینند. این آمارنشان دهنده چالشهایی است که شرکتها برای رشد در محیط رقابتی با آن روبه رو هستند. رسیدن به رشد سالانه ۱درصد نیازمند افزایش فروش به مشتریان فعلی و جدید به میزان ۱۴درصد است. کاهش خسارت مشتریان می تواند به صورت مهیجی رشد تجاری ووفاداری به برند را بهبود بخشد، که این منجر به فروش ثابت ویا افزایش فروش با افزایش تکرارخریدآن برند می شود.

2. توانایی افزایش قیمت: مطالعات نشان می دهد که همان اندازه که وفاداری به برند افزایش می یابد، مشتریان کمتر به تغییر قیمت حساس هستند. عموما مشتریان مایل به دادن قیمت بیشتر برای علامت تجاری برگزیده یا منتخب خود هستند. زیرا آنها ارزشهای بی نظیری در آن برند یا علامت تجاری مشاهده کرده اند که گزینه های دیگرآنرا ارائه نمی کنند.

3. حفظ مشتری بهتر ازجستجوی اوست: وفاداران به برند مایل به جستجوی مارک مطلوب خود هستند وکمتر به ترفیعات رقابتی حساس هستند. نتیجه این کار هزینه کمتر برای توزیع، رقابت و بازاریابی است. در اینجا بد نیست اشاره ای به یک مطلب بسیار مهم در مورد وفاداری داشته باشیم وآن اینکه:

«گانش» دونوع عامل در ابعاد وفاداری پیدا کرد:

  • وفاداری فعال (مثل دهان به دهان و قصد خرید)
  • وفاداری انفعالی (مثل عدم ترک حتی در شرایط تقریبا منفی)

وفاداری فعال که ما آنرا وفاداری آگاهانه می نامیم ، تصریح برآن دارد که مشتری وفادار با آگاهی واعتماد کامل و با نگرشی کاملا مثبت نسبت به مارک ویژه آنرا به دیگران توصیه می نماید ودوستان خود را تشویق به خرید آن می کند وجملات مثبتی در مورد مارک به کار می برد .جملاتی که شاید ساخته وپرداخته خود اوست و تراوش افکار وعقاید اودرمورد برند ویژه است.

وفاداری انفعالی که ما آنرا وفاداری غیر آگاهانه یا عادت به تکرارخرید می نامیم تکیه برآن دارد که فرد بدون دلیل وبدون توجه به محصولات رقبا وحتی در شرایط تقریبا منفی اقدام به تکرارخرید محصول می کند و نظری درمورد برند ویژه وتوصیه ای به دیگر افراد ندارد.

پر واضح است که وفاداری به برند چنانچه از نوع فعال یا آگاهانه باشد، قابل طرح وانگیزه ای برای تبدیل خریدکنندگان تصادفی به وفاداران به برند است.
فروش به مشتریان وفادار هم می تواند با تکیه بر وفاداری انفعالی و هم با تکیه بر وفاداری فعال شروع شود.

فرایند وفاداری به برند چگونه است؟
تصویر ودرک ونگرش مثبت به برند مطلوب ، عامل بسیار مهمی بر وفاداری به برند است. مشتریان باید برند و محصول مورد نظر را دوست داشته باشند تا وفاداری به آن گسترش یابد. مشتریان باید از ارزش خریدشان آگاه شوند تا تشویق بشوند که خرید محصول را در آینده ادامه بدهند. به منظور تشویق خریدهای تکراری، تبلیغات قبل وبعد از فروش مهم هستند. علاوه بر ایجاد آگاهی و ترفیعات مشتریان آغازین، تبلیغات صورت گرفته نگرشهای مشتریان راتقویت می کند تا این نگرشها به صورت اعتقادات مشتری تکامل یابند و سرانجام به وفاداری تبدیل شوند.

به عنوان مثال اکثر خوانندگان آگهی مسافرتی آنهایی هستندکه از سفربرمی گردند. تبلیغات (آگهی ها) رفتار ودرک یک مسافر را قوی می کند. بیاد بیاورید که تقویت رفتارها از تغییر آنها آسانتر است و

فروش زمانی شروع می شود که یک خریدار را به یک وفادار تبدیل کنید.

منبع:وب سایت بانی سایت

برندینگ، روشی برای بازاریابی صادرات جهانی

یک کارشناس اقتصاد گفت: برندینگ به‌عنوان روشی برای بازاریابی صادرات در جهان شناخته شده است.

«سیدمحمد نواب‌صفوی» در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، اظهار کرد: در بند دهم سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ابلاغی از جانب رهبر معظم انقلاب که برای حمایت از صادرات کالاها و خدمات به تناسب ارزش‌افزوده و یا خالص ارزآوری، طرق مختلفی ذکر شده که شامل تسهیل مقررات، گسترش زیرساخت، تشویق سرمایه‌گذاری خارجی، ساز و کار مبادلات تهاتری، برنامه‌ریزی تولید ملی متناسب با نیازهای صادراتی، شکل‌دهی بازارهای جدید، رویه و مقررات در مورد صادرات با هدف گسترش پایدار سهم ایران در بازارهای هدف است.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: انجام و اجرایی کردن هر یک از این سیاست‌ها، تأثیر به‌سزایی در افزایش صادرات دارد و باید بتوانیم در برنامه‌ریزی‌های تولید ملی ایجاد برند ارزشمند را بگنجانیم که این برندها می‌تواند خود تأثیر زیادی در افزایش صادرات داشته باشد.

وی تصریح کرد: هم‌اکنون برندینگ روش بازاریابی مهم در جهان شده است و باید در ابتدا پیش از برنامه‌ریزی برای تولید کالا با برندهای شناخته شده به‌دنبال بهبود وضعیت تولید با کاهش هزینه‌های تولید، بهره‌وری نیروی انسانی و سرمایه، باشیم.

نواب‌صفوی با بیان این‌که برندینگ کردن کالا و تبلیغات هزینه‌های سربار هستند، خاطرنشان کرد: عمده هزینه اصلی در امر تولید که در قیمت نهایی کالا موثر است ناشی از عدم بهره‌وری انرژی و نیروی کار و سرمایه است که باید به موازات برندسازی کالاهای تولید داخل به دنبال بهبود وضعیت بهره‌وری در بخش‌های مختلف تولید باشند.

وی با اشاره به برند حلال، یادآور شد: حلال، برندی است که همه مسلمانان جهان و در برخی موارد غیرمسلمانان نیز آن را می‌شناسند و در کشورهای غیر اسلامی، مسلمانان در صورت وجود این برند بر روی کالاها از آن استفاده می‌کنند که چنین برندی در گذر زمان و حمایت‌هایی که از مصرف‌کننده داشته و متقابلاً حمایت‌هایی که از جانب مصرف‌کننده داشته است، توانسته تا این حد گسترده شود.

این کارشناس اقتصاد، یادآور شد: اگر کالاهای داخل بتوانند با قیمت‌های رقابتی تولید شوند و برند تولید کنند، می‌توانند در سطح بازارهای جهانی با کمپانی‌های بزرگ رقابت کند، چون تولیدات داخلی کشور می‌توانند مزیت‌های خاصی را برای مصرف‌کنندگان داشته باشد.

 

منبع:وب سایت ایسنا

4 استراتژی در ایجاد برند

در ایجاد برندینگ برای تجارت خود باید هوشیار باشید ، تعامل خوب می تواند موفقیتی بزرگ را برای برند شما فراهم آورد ولی تعامل بد نیز ، برند شما را خراب خواهد کرد.در ایجاد برندینگ می توان گفت که کار آسانی نیست ، نیاز به زمان دارد .

در این مقاله استراتژی های کاربردی ذکر شده است که می توانید از آن ها در برند سازی خود استفاده نمائید. به قول دکتر روستا برند یک واژه است ولى«برندینگ» یک فعالیت مدیریتى مستمر و طولانى است که باید آنرا به طور هدفمند دنبال کرد تا بتوان در ایجاد یک هویت و برند، توسعه و حفظ آن به موفقیت رسید.

article_image_one_172.jpg

1. تمایل استفاده از اینترنت داشته باشید.

امروزه یک شرکت تجاری بدون یک وب سایت اینترنتی را اصطلاحا شرکتی بدون صلاح می نامند ، سعی کنید همواره از سایت اینترنتی استفاده کنید و با مشتریان خود تعامل داشته باشید ، حتی اگر شما روابط حضوری را بیشتر ترجیح می دهید سعی کنید حتما یک وب سایت اینترنتی داشته باشید

2. ثبات در تبلیغات

فکر کنید ببینید که شرکت شما چه کاری را می تواند انجام دهد که شرکت های رقیب این کار را نمی توانند انجام دهند ، این کار می تواند فروش ویژه محصولات ، ایجاد فروشگاه اینترنتی و یا دیگر موارد باشد.

3. ارائه خدمات به مشتری

سعی کنید همیشه محصولات خود را پشتیبانی نمائید ، و پاسخ مشتری های خود را بدهید ، این کار باعث جلب اعتماد آنها می شود سعی نکنید که فقط هدف شما فروش باشد ، و این را هم بدانید در صورت ارائه خدماتی نه چندان جالب به غیر از این مشتری مورد نظر ، بد بودن عنوان تجاری شما یا برند شما به صورت دهان به دهان سراسر کشور را خواهد گرفت و این نیز می تواند برعکس نیز باشد ، در صورتی که شما خدمات خوبی را ارائه دهید مشتریان می توانند تبلیغات خوبی برای شما باشند.

4. روابط عمومی

به تعهدهای خود پایبند باشید ، سعی کنید هیچ وقت مشتریان خود را نا امید نکنید و همواره کاری کنید که آن ها پس از کار با شرکت شما ، همیشه لبخند بر لب داشته باشند ، در ضمن اگر شرکت شما نیز از بانک یا مراکز دیگری وام گرفته است حتما قسط های خود را سر وقت پرداخت کنید ، شرکت خود را با انجام کارهای اجتماعی مشغول کنید این کار ممکن است از مطبوعات نامی از شما برده شود.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

علت و نحوه شکست خوردن برند های بزرگ

ساختن شهرت و شخصیت برای یک برند ۲۰ سال طول می کشد اما برای تخریب آن تنها به ۵ دقیقه نیاز است.برند سازی مقوله ای بسیار حساس است و احساسات یک برند در دیگران به راحتی تخریب می شوند.شما اجازه دارید در شروع کار اشتباه داشته باشید اما باید از آنها درس گرفته و سعی کنید دیگر اشتباه های مشابه را تکرار نکنید. اما وقتی برند های بزرگ موقعیت خود را خراب می کنند هزینه ها زیاد بوده و روی پای ایستادن دوباره بسیار سخت تر بوده و به زمان بیشتری نیاز دارد.

مدتی پیش به این نتیجه رسیدم که برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد موفقیت برند ها چه بهتر است که در مورد شکست و اشتباهات برند ها مطالعه کرده و وسعی کنم جلوی تکرار ایشان را بگیرم. متاسفانه در ایران و برندهای ایرانی چنین نمونه های بسیار کم پیدا می شود و چقدر جالب بود که بعد از صحبت با چند نفر از صاحبان برند های ایرانی ایشان از گفتن اشتباهات خود به من و عمومی شدن آن هراس بسیار داشتند!من هم به سراغ برند های بزرگ خارجی رفتم ! ما نگاهی بر علت و نحوه شکست خوردن چند برند بزرگ خواهیم داشت و می بینیم چطور این برندها می توانستند تعهد مشتریان خود را دوباره کسب کردند. این مقاله محصول تجربه و نظر شخصی من در مورد مسایل چنین برندهایی بوده است.

article_image_one_179.jpg

اختلال در خدمات رسانی و عدم پیشرفت در کسب مشتریان جدید

کاربران بلک بری تعهد بسیار زیادی به این برند دارند. البته این تعهد در سال های گذشته در بوته آزمایش قرار گرفته است. در سال های گذشته قدرت خروجی دستگاه های این شرکت دچار اختلال شده و بعضی از کاربران توانایی دسترسی به ایمیل، اینترنت یا سیستم پیام رسانی را نداشته اند. مدیر توسعه برند بیان می کند ” شرکت نتوانسته است انتظارات اعتباری را پاسخ دهد.
آمار موجود نشان دهنده شواهد سقوط این برند بزرگ است. در سال ۲۰۱۲ بلک بری تنها ۵ درصد از بازار تلفن های هوشمند را به خود اختصاص داده بود در حالی که در سال ۲۰۱۱ سهم این شرکت ۱۱ درصد بود. در نیویورک تایمز این شرکت به عنوان برندی یاد شده است که برای بقای خود دست وپا می زند.
با اینکه مشتریان ترجیح می دهند از این برند استفاده کنند، کسب مشتریان جدید از چالش های جدید این شرکت است. بلک بری باید مردم را متقاعد کند که توانایی ارائه خدمات بهتری را دارد برای مثال سیستم عامل یا کیبوردی که دارد بسیار قوی تر از دیگران بوده و نقطه اعتبار آن ها محسوب می شود. آنها باید چیزی را به مردم ارائه کنند که حتی خودشان نمی دانند به دنبال آن هستند،همان چیزی که اپل توانایی بالقوه ای در انجام آن دارد.

راه حل: بلک بری باید مشتریان خود ( و مشتریان احتمالی) را متقاعد می کرد که مشکلات فنی همگی به زودی حل می شوند. آن ها باید بیان می کردند که محصولات جدید چقدر پیشرفت کرده و اعتبار آنها بیشتر شده است. من فکر نمی کنم مشتریان آن قدر تحمل داشته باشند که بدون هیچ امیدی به خرید کردن از شما ادامه دهند. این شرکت امیدوار است بلک بری ۱۰ که در ماه ژانویه تولید می شود جست و جو گری متمایز برای مشتریان به همراه داشته باشد. مسئله این جاست که آیا آن ها می توانند تا آن زمان مشتریان خود را حفظ کرده و مشتریان جدید را با این ترفند به سمت خود جلب کنند.

پیام های ترکیبی باعث گیج شدن مشتریان می شود

در سال گذشته فروشگاه های زنجیره ای JCPenney که ۱۱۱ سال قدمت دارند، طرح JCP را راه اندازی کردند که یکی از برندهای جدید با هویت بلند پروازانه است. به عنوان بخشی از این طرح، سیستم قیمت گذاری جدیدی بکار گرفته شد که اکثر فروش ها را از بین برده و باعث سازمان دهی دوباره فروشگاه ها شد و بوتیک های جدید برای برند برتری ساخته شد.
پیام شرکت هزینه های کم در هر روز بدون نیاز به فروش باعث گیجی شدن افراد شده بود. فعالیت ها به درستی تقسیم نشده بود و کمپین های بسیار زیادی به صورت همزمان در حال اجرا بودند. تغییر مداوم روش ها و پیام های بازاریابی، تنها باعث بی جهت و نا امن جلوه یافتن برند شده بود.
این حرکت در مشتریان بازتابی نداشت. بخش ارتباطات عمومی JCPenney پیام هایی را در واکنش منتقل کردند. و این پیام های جدید نتوانستند افراد را به سمت استراتژی جدید جذب کند. با اینکه گرافیک ها و لوگوها بسیار قوی بود، JCPenney بیش از حد به دنبال تقسیم کردن و توسعه فعالیت های خود بود.

راه حل: ارائه پیام های متفاوت می تواند به ارتقای روشهای تاثیرگذاری بر مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کمک کند اما عدم مدیریت صحیح باعث هدر رفتن ۲۰۳ میلیون دلار در یک سوم نهایی سال ۲۰۱۲ بود. بهترین کار مشخص کردن تعریف واضح و ایجاد DNA برند در ذهن مشتریان است. پیام رسانی مداوم نیز زمانی بیشترین تأثیر را دارد که شما هزینه کافی برای حمایت از آن را داشته باشید. اما اگر برند هزینه کافی نداشته و نتواند توسعه پیام ها را به درستی مدیریت کند، احتمال گیج شدن مشتریان و در نهایت از دست رفتن فرصت برای کسب تعهد و حمایت مشتریان وجود خواهد داشت.

بی اعتمادی مشتری به برند و اعتماد سازی با شبکه های اجتماعی

در سالهای گذشته خطوط هوایی آمریکا با چالش های بسیاری روبرو شده است. بعد از ورشکستگی شرکت های والد در سال ۲۰۱۱ این خطوط هوایی با تبلیغات منفی با محور گزارشاتی از صندلی های شل و خراب روبرو شده بود. بابی زافارینا موسس شرکت برندینگ پراسر اینتراکتیو در واشنگتن بیان می کندواقعا تصور آن نیز سخت است که هنگام پرواز صندلی شما شل بوده و مدام به بالا پرتاب شوید.” ( البته در امریکا نه در شرکت های هواپیمایی ایرانی ) این مسئله با تغییرات سازمان و مشکلات حقوقی خلبانان همراه بود که دست به دست هم داده و باعث تأخیر و لغو پروازهای زیادی شده بودند. او بیان می کند  با رخ دادن تمام این مسایل شما به وضوح علایم ضعف برند را می بینید.
در ادامه این رویدادهای منفی، دو روز بعد نیویورک تایمز داستانی در مورد تجربه سخت یکی از نویسندگانش در پرواز این خطوط هوایی منتشر کرد. در این مقاله نویسنده نوشته بود که در میان راه در لندن توقف کرده و مدت زمان بسیار زیادی را در هترو ( Heathrow) وقت هدر کرده بود. در واکنش مسئول صفحه فیس بوک از کاربران شرکت خواست که در مورد تجربه دوست داشتنی خود از لندن مطالبی به اشتراک بگذارند! زافارنیا می گوید  وقتی شبکه اجتماعی شرکت به نظر افکار عمومی موجود در رسانه ها توجهی نمی کند، تعداد زیادی از کاربران احساس توهین می کنند. کاش حداقل مسئول این شبکه اجتماعی از مشکل به وجود آمده عذر خواهی می کرد.

راه حل: وقتی صندلی ها شل شد، شرکت در اول بهانه ریخته شدن نوشیدنی ها را گرفت. مسئول شرکت گفت که صندلی ها به خاطر ریختن نوشابه، پاپ کورن، قهوه و یا چیزهای دیگر خراب شده بوده که در مکانیزم قفل شدن صندلی اختلال ایجاد کرده است. این مسئله در رسانه ها سوالات بیشتری را برانگیخت.
زافرنیا می گوید  تمرکز اصلی باید بر امنیت بوده و تلاش کنند با مکالمات مرحله به مرحله مشکل قفل شدن صندلی را توضیح داده و تنها به یک توضیح ساده بسنده نکنند. جالب این جاست که سخنگوی شرکت زمانی برای جلسه خبری مشخص نکرده بود. این شرکت باید زمانی را صرف می کرد و به آرامی مشکلات خود را توضیح می داد. توجه داشته باشید که فعالیت های انجام شده باعث القای حس توهین در مشتریان متعهد شده و در نتیجه تعهد به برند را کاهش داده بود.
به نظر من چه خوب بود مدیر عامل یا مدیر روابط عمومی در زمان رخ دادن چنین مشکلی ، با توضیح کامل مورد و در جریان گذاشتن مشتری در مورد رفع عیوب موجود از طریق وب و به خصوص کلوپ مشتریان و نیز شبکه های اجتماعی شرکت در اعتماد سازی بیشتر می کوشید. چند پست فیس بوک هیچ هزینه ای نداشت ولی جلوی بی اعتمادی را در بین مشتریان مرکزی و وفادار به برند را می گرفت.

یک تغییر نام عمدی باعث کاهش اصالت می شود.

شرکت رادیوشک بیش از ۹۰ سال در بازار خرده فروشی تجهیزات الکترونیک بوده است، اما در رقابت با غول های خدمات الکترونیک مانند دل و خرده فروشانی مانند بست بای و بیگ باکس، به نظر می رسد این شرکت شکست خورده باشد. در واقع آخرین تحول جدید این شرکت باعث شد شرکت سطح خود را در بازار پایین آورده و شرکت در وضعیت بدی قرار گیرد.
“رادیو شیک ” در سال ۲۰۰۹ با هدف کسب تعهد بیشتر دست به نوآوری دوباره ای زد که یکی از جنبه های آن تغییر نام بود. طی این تغییرات نام شرکت به The Shack تغییر پیدا کرد. از اول نیز مشخص بود که مشتریان حس خوبی نسبت به این تغییر نداشتند. مدیر برند قبلی می گوید که” رادیو شک” باید مشتریان عجیب و قریب وعشق کامپیوتر خود را نگه می داشت که اطلاعات زیادی در مورد دیودها و ترانزیستورها داشتند.
شرکت بعد از اسپانسر شیپ لانس آرمسترانگ و موسسه Livestrong تا قبل اکتبر ۲۰۱۲ با دو چالش اساسی دیگر در روابط عمومی روبرو شد. این تلاش ها نیز مانند گذشته باعث شکست خوردن شرکت شده بود زیرا برنامه ریزی مناسبی نداشت.

راه حل: رادیوشیک باید به ریشه های خود برگشته و علاقه مندان فن آوری جوان را به سمت خود جلب کند. رادیوشک باید مسابقه با رقبای بزرگ را متوقف کند زیرا این افراد همیشه از نظر قیمت و انواع مدل بسیار متفاوت هستند. آن ها باید بر مشتریان مرکزی خود تمرکز کنند که مشتریان واقعا متعهد آنها محسوب می شوند. مطمئنا بازار تجهیزات الکترونیک تغییر کرده است اما برای حفظ اصالت و همین طور توسعه فعالیت ها شما باید بر گروه هسته ای خود تمرکز کنید. هرچه تنوع بیشتر باشد، خدمات نیز توسعه پیدا کرده و سپس با مدیریت می توان مخاطبین جدید را انتخاب کرده و بر آنها تمرکزشود. بدین روش آنها شانس بیشتری برای جذب افراد دارند.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

10 نکته کلیدی در ساخت برند شخصی

یک برند شخصی آمیزه ای از عوامل درونی فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نیز نمودهای بیرونی او مثل چهره، زبان بدن و شبکه ی ارتباطات است.کشف دوباره ی خویشتن و تعریف برندی شخصی از خود می تواند به افزایش بهره وری ما کمک کند. ویژگی های شخصی ما انگاره ی برند شخصی ما را می سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نیست، و اشخاص می توانند برندی شخصی برای خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال کنید که انتظارتان از زندگی و خودتان چیست

اگر چشم اندازتان را روشن کنید، دستیابی به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نکته ی مهم این است که انتظاراتتان را مبتنی بر واقعیات تعیین کنید و در هدفگذاری منحصر به فرد باشید.

2)تغییر و تحولات تخصص و حرفه، یک سبک زندگی است

تغییر و تحول و تجدیدنظر در راهبردها و روش ها نه یک مقصد بلکه، مسیری ادامه دار است. تغییر و تحول به موقع و انعطاف پذیری را چاشنی زندگی شخصی و حرفه ای خود کنید و از عینک تحول به وقایع اطراف خود نگاه کنید. قدرت فرصت یابی تنها یکی از هزاران ارمغان اندیشه ی متحول گرا است.

3)اول آزمون مسیر بعد حرکت

گاهی با دیدن در باغ سبز به تصور آنکه می توان به دستاوردهایی بزرگتر دست یافت، بی گدار به آب می زنیم و وارد مسیری می شویم که نتیجه ی دلخواه ما را به بار نمی آورد. بدین رو، می بایست قبل از هر اقدام عملی با بهره گیری از تکنیک های اکتشافی مثل کارآموزی، کارورزی و داوطلب به کارشدن، بازارسنجی، و ... و خلاصه ی کلام کمی خاک بازار خوردن ابتدا شرایط را بسنجید و بعد رهسپار مسیر شوید.

article_image_one_369.jpg

4)کشف دوباره ی خویشتن مسیری ممتد و رود به جلو است

باز کشف خود نه یک پروژه ی دارای تاریخ انقضا بلکه، فرایند مستمر است. در مسیر کشف دوباره ی خویشتن فرصت های بسیاری در کمین هستند که می توان با بهره گیری از شم فرصت یابی آن ها را دریافت و در مسیر پیشرفت خویش قرار داد.

5)وجوه تمایز خود را تقویت کنید

تفاوت شما می تواند وجوه تمایزتان باشد. در دنیای سرشار از گزینه های متعدد می بایست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهید که چرا گزینه های متعدد می بایست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهید چرا گزینه برتر هستید.

6)داستان برند خود را خلق کنید

داستان گویی و شنیدن ماجراها فارغ از هر سن و سالی از جذابیت های بسیاری برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصی ما را بدانند چطور؟
دیدگاه عمده آن است که داستانسرایی میزان همدلی مردم (مشتری) را با برند شخصی ما ارتقا می دهد و پیوندهای عاطفی میان آن و برند ما را مستحکم تر می سازد.

7)به صورت متمرکز مهارت آموزی کنید

مهارت هایی را بیاموزید که متناسب با چشم اندازتان هستند و دارای نتایج عملیاتی می باشند، فراموش نکنید که یادگیری گران است، اما گرانتر از آن نیاموختن است. پراکنده آموزی و آموختن مهارت های جسته گریخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمی شما می شود و بر دانش و قابلیت هایتان چیزی نمی افزاید.

8)محتوا تولید کنید

محتوای مناسب در واقع به عنوان تریبون برند شخصی ما به شمار می رود، و انتشار این محتوا و پیام های برند ما را به دنیا مخابره می کند. محتوای مناسب نمودی از شخصیت برند ما است و گفتمان برند شخصی افراد به شمار می رود.

9)حتی قبل از نیاز برای برقراری روابط و مناسبات اقدام کنید

ارتباط سازی را به عنوان یک عادت و نه کاری از سر وظیفه و یا اجبار تبدیل کنید. همواره از قبل شبکه ی ارتباطات خود را گسترش دهید.

10)خود را در جایگاه مطلوب قرار دهید

ساختن برند فرایندی زمان بر است؛ بدین رو، برای رسیدن به نقطه ی مطلوب باید صبر و استقامت پیشه کنید.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

10 نکته کلیدی در ساخت برند شخصی

یک برند شخصی آمیزه ای از عوامل درونی فرد مثل نظام ارزش ها و آرمان ها و اهداف و نیز نمودهای بیرونی او مثل چهره، زبان بدن و شبکه ی ارتباطات است.کشف دوباره ی خویشتن و تعریف برندی شخصی از خود می تواند به افزایش بهره وری ما کمک کند. ویژگی های شخصی ما انگاره ی برند شخصی ما را می سازند. برند تنها در انحصار محصولات و سازمان ها نیست، و اشخاص می توانند برندی شخصی برای خود داشته باشند.

1) در ابتدا از خود سوال کنید که انتظارتان از زندگی و خودتان چیست

اگر چشم اندازتان را روشن کنید، دستیابی به آن به مراتب سهلتر خواهد بود. تنها نکته ی مهم این است که انتظاراتتان را مبتنی بر واقعیات تعیین کنید و در هدفگذاری منحصر به فرد باشید.

2)تغییر و تحولات تخصص و حرفه، یک سبک زندگی است

تغییر و تحول و تجدیدنظر در راهبردها و روش ها نه یک مقصد بلکه، مسیری ادامه دار است. تغییر و تحول به موقع و انعطاف پذیری را چاشنی زندگی شخصی و حرفه ای خود کنید و از عینک تحول به وقایع اطراف خود نگاه کنید. قدرت فرصت یابی تنها یکی از هزاران ارمغان اندیشه ی متحول گرا است.

3)اول آزمون مسیر بعد حرکت

گاهی با دیدن در باغ سبز به تصور آنکه می توان به دستاوردهایی بزرگتر دست یافت، بی گدار به آب می زنیم و وارد مسیری می شویم که نتیجه ی دلخواه ما را به بار نمی آورد. بدین رو، می بایست قبل از هر اقدام عملی با بهره گیری از تکنیک های اکتشافی مثل کارآموزی، کارورزی و داوطلب به کارشدن، بازارسنجی، و ... و خلاصه ی کلام کمی خاک بازار خوردن ابتدا شرایط را بسنجید و بعد رهسپار مسیر شوید.

article_image_one_369.jpg

4)کشف دوباره ی خویشتن مسیری ممتد و رود به جلو است

باز کشف خود نه یک پروژه ی دارای تاریخ انقضا بلکه، فرایند مستمر است. در مسیر کشف دوباره ی خویشتن فرصت های بسیاری در کمین هستند که می توان با بهره گیری از شم فرصت یابی آن ها را دریافت و در مسیر پیشرفت خویش قرار داد.

5)وجوه تمایز خود را تقویت کنید

تفاوت شما می تواند وجوه تمایزتان باشد. در دنیای سرشار از گزینه های متعدد می بایست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهید که چرا گزینه های متعدد می بایست دست به دامان تفاوت ها شد. همواره با نقاط قوت خود نشان دهید چرا گزینه برتر هستید.

6)داستان برند خود را خلق کنید

داستان گویی و شنیدن ماجراها فارغ از هر سن و سالی از جذابیت های بسیاری برخوردار است، حال اگر مردم داستان تجارب شخصی ما را بدانند چطور؟
دیدگاه عمده آن است که داستانسرایی میزان همدلی مردم (مشتری) را با برند شخصی ما ارتقا می دهد و پیوندهای عاطفی میان آن و برند ما را مستحکم تر می سازد.

7)به صورت متمرکز مهارت آموزی کنید

مهارت هایی را بیاموزید که متناسب با چشم اندازتان هستند و دارای نتایج عملیاتی می باشند، فراموش نکنید که یادگیری گران است، اما گرانتر از آن نیاموختن است. پراکنده آموزی و آموختن مهارت های جسته گریخته و نامرتبط، تنها موجب سردرگمی شما می شود و بر دانش و قابلیت هایتان چیزی نمی افزاید.

8)محتوا تولید کنید

محتوای مناسب در واقع به عنوان تریبون برند شخصی ما به شمار می رود، و انتشار این محتوا و پیام های برند ما را به دنیا مخابره می کند. محتوای مناسب نمودی از شخصیت برند ما است و گفتمان برند شخصی افراد به شمار می رود.

9)حتی قبل از نیاز برای برقراری روابط و مناسبات اقدام کنید

ارتباط سازی را به عنوان یک عادت و نه کاری از سر وظیفه و یا اجبار تبدیل کنید. همواره از قبل شبکه ی ارتباطات خود را گسترش دهید.

10)خود را در جایگاه مطلوب قرار دهید

ساختن برند فرایندی زمان بر است؛ بدین رو، برای رسیدن به نقطه ی مطلوب باید صبر و استقامت پیشه کنید.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

3 بعد مهم ارزش ویژه برند در تاثیر تبلیغات

اگر یک برند در ذهن مردم جایگاه مناسبی داشته باشد ممکن است برای خرید آن هزینه ای به مراتب بالاتر را نسبت به محصولاتی که نمی شناسند پرداخت نمایند حتی اگر کیفیت ذاتی آن محصول تفاوت چندانی با محصول بدون برند نداشته باشد. در واقع با افزایش جایگاه برند در زندگی روزمره شاهد آن هستیم که مردم دیگر پول خود را بابت محصول نمی دهند بلکه بابت برندها پرداخت می کنند!

ارزش ویژه برند ارزش افزوده یا پاداش یک محصول به مشتری است که به نام برند نسبت داده می شود در واقع به همان ارزشهای نامشهود برند از جمله تصویر ذهنی ,جایگاه و قدرت نفوذ در بین مخاطب را ارزش ویژه برند می نامیم.بایستی توجه داشته باشیم ارزش ایجاد شده برای مشتری در نهایت موجب ایجاد ارزش برای شرکت می شود از این رو ارزش ویژه برند را می توان یکی از مهمترین دارایی ها در هر کسب و کار به حساب آورد و با درک و شناخت محرک های تاثیرگذار بر آن به توسعه برند کمک نمود. سوال بسیاری از صاحبان برند این است که چگونه می توان ارزش ویژه برای برند ایجاد نمود؟

article_image_one_470.jpg

تبلیغات همواره به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی در فعالیت های بازاریابی به شمار رفته است .مطالعات بسیاری در زمینه ی ارزش ویژه برند نشان داده است استفاده از یک استراتژی تبلیغاتی خلاق و متناسب با برند توانسته با افزایش آگاهی مخاطب نسبت به برند و ایجاد حس مثبت در مخاطب به توسعه برند کمک شایانی نماید .تبلیغات می تواند با ایجاد آگاهی از برند و ایجاد تصویر مناسب ذهنی در ایجاد ارزش ویژه برند تاثیر قابل توجهی داشته باشدو حتی می تواند با ایجاد ویژگی های انسانی و تشدید احساسات مثبت به ساختن شخصیت و ارزش ویژه برند کمک نماید.

وقتی مشتریان بطور مستمر در معرض تبلیغات قرار می گیرند به صورت ناخودآگاه احساس اعتماد بیشتری نسبت به برند تبلیغ شده پیدا می کنند همچنین تبلیغات می تواند شخصیت برند را شکل دهد و سپس با تصویر سازی احساسی از برند به ایجاد علاقه نسبت به برند اقدام نماید. با این اوصاف تبلیغات می تواند کمک زیادی به ایجاد ارزش ویژه ی برند نماید زیرا بر ابعاد ارزش برند تاثیر می گذارد . 3 بعد ارزش برند عبارتند از:

  • آگاهی برند
  • تداعی برند
  • وفاداری به برند

منبع:وب سایت بانی سایت

شخصیت سازی برند با طرح چند سوال

ما در این مقاله میخواهیم از تصویر و دیگاه مردم ، از مشاهده تصویر برند خود بدون هیچگونه توضیحی مطلع شویم ،و از نتیجه این مشاهده در پیش برد اهداف خود که به فروش ختم می شود بهره ببریم .یک شیوه ی مؤثر در شناخت دیدگاه مردم، درخواست از آنها برای ایجاد ترکیبی از تصاویر وکلمات برای بیان ایده های خود در مورد برند مورد بحث است. هدف، بیان ادراکات و دیدگاه های مردم درباره برند موردنظر بدون لزوم استفاده از واژگان عاریتی از سمت انسان شناس یا روانکاو می باشد.

البته نام های تجاری می توانند با اصطلاحاتی از سوی این افراد توصیف شوند و محتملاً این کار توسط آژانس تبلیغاتی خواهد بود، اما از سوی اکثر مشتریان غیر متحمل می باشد یا آنها به انجام این کار عاجز و بی میل هستند و مهم در اینجا ادراکات و دیدگاه های مشتریان است که می خواهیم درک کنیم نه آژانس.یک گروه شش یا هشت نفری از بازار هدف خود شامل مشتریان و مشتریان احتمالی را مشخص کنید و آنها را جلوی بسته ای از روزنامه ها و مجلات- هرچیزی از اسب و سگ تا سلام!- بنشانید. به آنها قیچی و چسب بدهید و از هرکدام از آنها درخواست کنید تا یک برگه A1 را با کلمات و تصاویری که احساس می کنند بیشتر برای برند شما برازنده و مناسب است، بپوشانند.شما در اینجا با مهارت هنری آنها کاری ندارید، فقط تداعی هایی که برند شما در ذهن آنها ایجاد می کند اهمیت دارد. این تداعی ها ممکن است بد یا خوب باشند و از همه مهمتر، آیا آنها تداعی هایی بودند که شما قصد ایجاد آن را داشتید؟ ابداعات افراد اغلب اوقات شما را به تعجب وشگفتی وا می دارد، گاهی اوقات شما را ناامید می کند و تنها بعضی اوقات ممکن است شما را پریشان و افسرده می کند.

article_image_one_178.jpg

فرض کنیم محصول شما یک نوشیدنی کوکتل غیرالکی برای طبقه سطح بالا و مرفه اجتماعی باشد. زمانی که برند موردنظر برای موقعیت گذاری خود به عنوان یک “تجربه طعم” وجدآور دارای اشاره هایی به صحت مزاج و سلامتی در کنار تصاویری از حریره ی نخودفرنگی یا “جوانک هایی” شکم گنده مزین و همراه شود، این اقدام شما می تواند نگران کننده و مشوش کننده باشد. موضوع مهمی که شما نیاز دارید بدانید این است که آیا برند همان گونه که موردنظر شماست با مشتری ارتباط برقرار می کند و پیام موردنظر شما را به مشتری منتقل می کند؟

گروه شرکت کننده در این برنامه ممکن است از تصاویر و کلمات دیگر نام های تجاری در ترکیب تصاویر خود استفاده کنند که اشاره بر توازن و همسویی ارزش ها و عقاید نام های تجاری دارد که می تواند برای مدیر برند سودمند باشد. اگر دیگر نام های تجاری استفاده شده در ترکیب تصاویر و کلمات، رقبای نزدیک شما هستند، پس شاید موقعیت گذاری شما هنوز به حد کافی دقیق نیست؟ اگر نام های تجاری بکاررفته توسط آنها از برند شما بسیار فاصله داشته و متفاوت باشند، آنوقت این قضیه بسادگی می تواند فرصتی برای مقداری سرقت خلاقانه باشد- متخصصان و افراد حرفه ای آن را تحقیق و پژوهش می نامند.
عرفاً، تصاویر استفاده شده توسط گروه، پیوندی قوی بین ظاهر و خصوصیت یک برند و آن شخص را بیان می کند. توصیف برند به عنوان یک شخصیت از اهمیت زیادی برخودار است: افراد در کنار یکدیگر هویت پیدا می کنند. آنها می توانند مردم را دوست داشته باشند، یا از آنها متنفر باشند…

در توسعه ماهیت برند خود یعنی جاذبه و هویت آن، شخصیت یک معیار ارزشمند است. شما یک شخصیت خاص در ذهن خواهید داشت، شاید یک شخص واقعی، و این روش ترکیب تصاویر و کلمات در به نمایش آوردن میزان نزدیکی شما به هدف موردنظر خود کمک خواهد کرد.

برند شما کیست؟
این سوال ما را به تمرین دیگری می کشاند. از گروهی از مردم، به طور مطلوب یک گروه هدف شامل مشتریان و مشتریان احتمالی درخواست کنید تا بگویند چه کسی” برند شما از میان گزینه های زیر خواهد بود:

  • یک ستاره سینما
  • یک هنرپیشه کمدی
  • یک سیاستمدار
  • یک گوینده خبر
  • یک ورزشکار
  • یک نویسنده
  • “یک شخصیت” تلویزیونی
  • یک مجری برنامه تلویزیونی

شما حتی می توانید سوال کنید:

  • مونث اند یا مذکر ؟
  • چند سال دارند؟
  • اصول و عقاید سیاسی آنها چیست؟
  • از چه مذهبی پیروی می کنند؟
  • مجرد یا متأهلند؟
  • وضعیت سلامتی آنها چگونه است؟
  • واکنش آنها به بحران واسترس چگونه است؟

یافتن پاسخ این سوالات و تفصیر شیوه ی ترکیب تصاویر وجملات کار ساده ای نیست و به بهترین نحو می تواند توسط افراد حرفه ای انجام شود. ناظران آماتور و غیرحرفه ای، مخصوصاً آنهایی که از نزدیک درگیر قضیه بودند، مهارت مشاهده هر آنچه که احتمالاً افراد حرفه ای در جستجوی آن هستند را دارند.

کمک از محقق حرفه ای بازار (مجرب در موقعیت گذاری برند) در طرح سوالات و ارزیابی نتایج، شیوه هایی مشابه روش مذکور به شما در ساخت نیمرخ شخصیت برند تان کمک خواهد کرد. از همه مهم تر، با توجه به اینکه این شخصیت توسط مشتریان شما درک شده یک شخصیت اصیل و واقعی خواهد بود، نه لیستی از آرزو که در طرح بازاریابی شما تعریف شده است.

سپس سوالات مشکل متعاقب آن مطرح می شود:

  • آیا این همان چیزی است که شما هدف قرار دادید؟
  • اگر نه، آیا به اندازه کافی به هدف مورد نظر نزدیک است؟
  • اگر نه، چطور ما می توانیم این شکاف را کاهش دهیم؟
  • اگر نه، شخصیت توصیف شده واقعاً می تواند برتر و مرجح باشد؟

رویهم رفته، این شخصیت قبلاً در ذهن مشتری تثبیت شده است…
چرا مشاهده برند به عنوان یک شخصیت کمک کننده است
مشاهده برند به عنوان شخصیت، مزایای بسیاری برای مدیر برند دارد. نام های تجاری پاسخ های خاصی را از سوی مشتری خواستارند و افراد تقریباً بهتر از هر محرک دیگری به یکدیگر پاسخ می دهند. در زیر نام های تجاری را به عنوان بیان کننده سطوح مختلف روابط شخصی در نظر می گیرد.

  • یک چهره خودی
  • یک آشنا یا رفیق
  • یک دوست قابل اطمینان
  • یک عاشق یا محبوب
  • یک همراه مادام العمر

نکته چنین الگویی چیست؟

خوب، ما مشاهده می کنیم که مردم از یک عاشق یا یک همراه مادام العمر زندگی بیش از شخصی که به عنوان یک چهره خودی و آشنا درنظر می گیرند، انتظار دارند. همچنین مشاهده می کنیم وفاداریی که این ها در عوض به یکدیگر ابراز می کننند، بسیار متفاوت خواهد بود. برند که به عنوان یک رفیق خوب در نظر گرفته می شود، اما نه بیشتر، می تواند تخمین هایی واقعی از ارزش و انعطاف پذیری خود در عرصه رقابت ارائه کند و می تواند طرح هایی برای مرحله بعدی که چگونه یک دوست قابل اطمینان شود، فراهم کند.

منبع:وب سایت بانی سایت

9 نکته مهم در رابطه با برند در دنیای مجازی

نامی که برای شرکت خود انتخاب کرده اید، شعار تبلیغاتی، رنگ هایی که در لوگو و طراحی های خود بکار برده اید و محتوایی که منتشر می کنید، جنبه های بصری و پیام برند شما را انتقال می دهند.در واقع برند شما نشان دهنده و در بر گیرنده تمامی فعالیت های تجاری شما است. برای معرفی برندتان درفضای مجازی باید از قبل فکر و برنامه ریزی کنید چون تصویری که از همان ابتدا در ذهن مشتریان شکل می گیرد به سختی قابل تغییر است.

با توجه به نکات زیر می توانید برند خود را به صورت حرفه ای به مخاطبانتان معرفی کنید.

نکات زیر را بهتر است انجام دهید

1. جذابیت های بصری.

اگر قصد دارید برای سازمان خود یک پروفایل آنلاین ایجاد کنید، بهتر است از همان ابتدا حرفه ای ظاهر شوید چرا که تصویر سازمان از همان ابتدا در ذهن کاربران شکل می گیرد. وب سایت شما معرف سازمان شماست و هرچه حضور شما در اینترنت حرفه ای تر و جذاب تر باشد، تصویر بهتری از سازمان شما در ذهن کاربران ایجاد می شود. باید خود را طوری معرفی کنید که مشتریان بدانند حرفه ای هستید و کیفیت و خدمات اولویت های شما هستند. اما چگونه ثابت کنیم که در دنیای مجازی هم به اندازه دنیای واقعی حرفه ای هستیم؟ ممکن است کمی ظاهربینانه به نظر برسد اما تجربه نشان داده است که کاربران اینترنت به جنبه های بصری توجه ویژه ای دارند. به همین منظور بهتر است وب سایت یا لوگوی سازمان را به نوعی طراحی کنید که توجه کاربران را جلب کند. می توانید از طراحان وب سایت کمک بگیرید یا از ابزارهای طراحی وب سایت استفاده کنید. من Wix را پیشنهاد می کنم.

article_image_one_473.jpg

2. حضور فعال و ارتباط با مخاطبان.

برای اینکه کسب وکار شما معنا پیدا کند، باید با کاربران در ارتباط باشید. به این منظور باید پیش از انتخاب محتوای سایت، یک استراتژی بازاریابی اتخاذ کنید. این استراتژی باید با نیازها و خواسته های مخاطبان شما همسو باشد. بنابراین، ایجاد یک پروفایل آنلاین تنها طراحی یک وب سایت یا صفحه در شبکه های اجتماعی نیست بلکه انتشار محتوا و مطالبی است که برای مخاطبان شما جالب و حائز اهمیت باشد. به این منظور باید از عبارات و کلیدواژه های خاص بارها و بارها استفاده کنید تا اگر مثلا کاربری مطلبی را در گوگل جست وجو کرد، در صفحه نتایج جست وجو، سایت شما بالاتر از بقیه سایت ها قرار بگیرد (در حوزه بازاریابی اینترنتی به این عمل بهینه سازی موتور جست وجو یا SEO می گویند).

3. ارسال یک پیام منسجم.

از آنجا که در عصر دیجیتال میان مشتریان و سازمان ها کانال های ارتباطی بسیاری وجود دارد (مجلات، وب سایت ها، شبکه های اجتماعی، بیلبوردها و...) گاهی مشتریان و مخاطبان از دیدن ده ها پیام متفاوت از سوی یک برند دچار سردرگمی می شوند. به همین منظور باید تلاش کنید تا یک پیام واحد و منسجم را به مخاطبان خود منتقل کنید. اگر پیامی که به مخاطبان خود منتقل می کنید واحد و منسجم باشد، تصویری محکم و به یاد ماندنی از سازمان شما در ذهن مخاطبان شکل خواهد گرفت و هر کجا نشانه ای از شما ببینند (لوگو، شعار یا نقاشی) فورا به یاد شما خواهند افتاد. همین امر موجب می شود که مشتریان بارها و بارها به شما رجوع کنند و به شما وفادار باشند. پیام شما باید معرف ارزش های سازمان باشد و با تصویری که از سازمان خود ارائه کرده اید، همخوانی داشته باشد.

4. رهبری افکار مخاطبان.

تمام بازاریابان، بازاریابی و تبلیغات را خوب بلدند اما کمتر کسی می تواند افکار را رهبری کند. رهبری افکار، کار آسانی نیست و نیازمند زمان و تلاش بسیار است اما اگر به جای تبلیغات به روش های سنتی بتوانید افکار را رهبری کنید، از تمام رقیبان خود یک قدم جلوتر خواهید بود. اگر رهبری افکار را فرابگیرید، دیگر تنها یک بازاریاب نیستید، بلکه یک رهبر هستید و این یعنی نفوذ بیشتر. اما چگونه رهبر افکار شویم؟ هیچ کس رهبر به دنیا نیامده و این مهارتی است که باید به مرور زمان کسب کنید. وظیفه رهبر افکار، تنها ارائه محتوا نیست. او مسائل و گرایشات را از زوایای مختلفی بررسی می کند، راه حل های جایگزین را در نظر دارد و می تواند گرایش های مردم را پیش بینی کند.

نکات زیر را بهتر است انجام ندهید

1. تظاهر کردن.

هرگز به آنچه که نیستید تظاهر نکنید چرا که اگر تظاهر کنید، مشتریان شما احساس می کنند در معامله با شما فریب خورده اند، اعتماد خود را از دست داده و وجهه سازمان و تصویری که از شما در ذهن مشتریان نقش بسته، مخدوش خواهد شد. بهتر است سازمان خود را همان گونه که هست، بر اساس فرهنگ، اصول و ارزش هایش معرفی کنید. اگر هنگام معرفی سازمان شفاف عمل کنید، میان آنچه مشتریان درباره شما می خوانند با آنچه در عمل می بینند تفاوتی نخواهد بود و این یعنی تصویر یک برند قابل اعتماد.

2. استفاده از شبکه های اجتماعی به عنوان یک خیابان یک طرفه.

شبکه های اجتماعی با رسانه های سنتی متفاوتند از این جهت که شما از رسانه های سنتی تنها برای معرفی برند خود به عموم مردم استفاده می کنید. اما شبکه های اجتماعی مانند یک خیابان دوطرفه اند. ایجاد یک پروفایل آنلاین تنها به معنای ایجاد یک صفحه در فیس بوک یا یک حساب کاربری در توییتر نیست. شما در شبکه های اجتماعی باید با مشتریان گفت وگو کنید، از آنها نظرسنجی کنید و به سوالات و مشکلات آنها پاسخ دهید. از این طریق شما به مشتریان اعلام می کنید که به نظرات آنها اهمیت می دهید و آنها نیز در امور مربوط به برند شما سهم دارند.

3. کپی برداری و تقلید از برندهای دیگر.

کپی برداری عملی است که نه به مذاق مشتریان خوش می آید و نه به مذاق کسب وکارهای دیگر. به جای تقلید از برندی که مدت ها است جای خود را میان مشتریان باز کرده، بهتر است تحقیق کنید و ببینید که نیازهای بازار کدامند و چگونه با استفاده از تاکتیک های مختلف می توانید محصول یا خدمات متفاوت عرضه کنید. آنچه شما را از سایرین متمایز می کند در واقع نقطه قوت شما است. با نوآوری و فرهنگ سازمانی منحصربه فرد می توانید تصویری متفاوت از برند خود ارائه کنید.

4. فراموش کردن دنیای واقعی.

هرچند نقش دنیای مجازی در حفظ و بالا بردن وجهه یک برند غیرقابل انکار است اما نباید دنیای واقعی را فراموش کنیم. می توانید با سازمان های محلی، اتاق های بازرگانی یا موسسات خیریه همکاری کنید. فراموش نکنید که امکان ایجاد ارتباطات حضوری و عاطفی از طریق دنیای واقعی بیشتر از دنیای مجازی است. با مشتریان و رهبران سایر برندها ارتباط حضوری برقرار کنید و برند خود را در دنیای واقعی نیز معرفی کنید. هر یک از این افراد می توانند دوستان یا مربیان آینده شما باشند.

5. نادیده گرفتن عوامل برون سازمانی.

هرچند عواملی چون فرهنگ و فلسفه سازمانی در شکل گیری یک برند نقش مهمی ایفا می کنند اما هنگام معرفی سازمان، نباید عوامل خارجی و عرصه های دیگر را نادیده بگیریم. باید گرایشات سهامداران و عوامل اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی را همواره در نظر داشته باشیم و ببینیم که هر یک از این عوامل چگونه برند ما و وجهه آن را نزد مشتریان تحت تاثیر قرار می دهند. اگر این عوامل را در نظر داشته باشید، برند شما برای مشتریان معنا می یابد و آن را به خاطر خواهند سپرد.

منبع:وب سایت بانی سایت

7 گام برای جایگاه سازی برند

جایگاه سازی یک برند، تمام ویژگی هایی است که شما برای نام تجاری خود تعریف و طراحی کرده اید و این ویژگیها همانند یک نقاشی در ذهن مخاطبان شما جای گرفته است. هنگامی که برند (نام تجاری) خود را تعریف می کنید، گام مسلم بعدی، تثبیت موقعیت آن برند (جایگاه سازی برند) است، اما چگونه و طی چه فرایندی می توانیم جایگاه مناسبی را ذهن مشتری بدست آوریم!

همه ی ما اهداف را دوست داریم و به دنبال خلق برند به عنوان یک هدف هستیم اما فرایند کارآمد و مفید برای تدوین برنامه ای مدون دستیابی به برند را مورد توجه قرار نمی دهیم پس در ادامه در نظر داریم مراحل 7 گانه برای برنامه ریزی و دستیابی به جایگاه مناسب برند را با یکدیگر مرور نماییم.

گام اول در جایگاه یابی برند: شناسایی مجموعه ای از محصولات رقابتی

در سطوح مختلف و بسیاری می توان از تجزیه و تحلیل های موضع یابی استفاده کرد: سطح شرکت ، سطح واحد فعالیت ، سطح طبقه محصول ، سطح خانواده خاصی از محصولات یا سطح نام تجاری خاص. در سطح شرکت یا واحد فعالیت ، از چنین تجزیه و تحلیل هایی می توان برای تعیین نحوه جا افتادن یک شرکت یا یک واحد فعالیت در بازار در مقایسه با رقبایشان استفاده نمود. در سطح طبقه محصول ، این تجزیه و تحلیل به بررسی نظرات مشتریان درباره انواع محصولاتی می پردازد که از نظر آنها جایگزین یکدیگرند و می توانند نیاز اساسی یکسانی را برآورده سازند. مثلا فرض کنید که یک شرکت دارد معرفی و عرضه یک نوشیدنی جدید مناسب صبحانه را بررسی می کند. این محصول جدید باید با دیگر غذاهای صبحانه مثل تخم مرغ ، سوپ جو ، پنیر و حتی لقمه های نان و پنیر رقابت کند. برای درک موقعیت این محصول جدید در بازار ، مدیر بازاریابی بر اساس ویژگی های تعیین کننده کلیدی مختلف می تواند نظرات مصرف کننده را در خصوص این محصول جدید و در مقایسه با دیگر محصولات جایگزین موجود جویا شود و به دست آورد.
وقتی که رقبا نام های تجاری مختلف و متعددی را به یک طبقه محصول می افزایند؛ از تجزیه و تحلیل موضع یابی در سطح محصول یا سطح نام تجاری می توان برای درک بهتر دلیل جذاب بودن برخی نام های تجاری نزد مشتریان، برای موضع یابی محصولات یا نام های تجاری جدید یا ارتقای جایگاه محصولات یا نام های تجاری موجود ، و برای شناسایی فرصت های رقابتی جدید استفاده نمود. در هر سطحی که تجزیه و تحلیل موضع یابی انجام بشود ؛ نحوه انتخاب محصولات (یا طبقه محصولات یا شرکت ها) توسط فرد تحلیلگر ، بسیار مهم و حیاتی است. آن دسته از تحلیلگرانی که محصولات جایگزین مهم یا رقبای بالقوه را نادیده می گیرند ممکن است شرکت را در معرض خطر مواجهه با رقابت های پیش بینی نشده قرار بدهند.

article_image_one_504.jpg

گام دوم در جایگاه یابی برند : شناسایی ویژگی های تعیین کننده

موضع یابی را می توان بر اساس انواعی از ویژگی ها انجام داد، برخی از آنها که دارای ویژگی ها یا منافع مطلوب و مناسب به عنوان یک معیار موضع یابی برخوردارند به جای دیگر ویژگی ها استفاده می شوند. انواع متداول مبانی موضع یابی عبارتند از:

  • جذابیت فیزیکی: جذابیت های فیزیکی اغلب در موضع یابی فیزیکی محصول و بنابراین در رابطه با محصولات صنعتی استفاده می شوند.
  • منافع: مثل جذابیت ها، مستقیما به یک محصول مرتبط می باشند.
  • کاربرد: که شامل استفاده نهایی، جمعیت شناختی، روانی یا رفتاری و محبوبیت است.
  • انتساب(اصل و نسب): شامل کسی که آن را می سازد.
  • فرآیند تولید: اغلب سوژه تلاش های موضع یابی یک شرکت است.
  • اجرا: به عنوان یک مبنای موضع یابی به وسیله برخی از تولید کنندگان پوشاک که می گویند لباس های ورزشی شان تنها از پشم خالص است استفاده می شود.
  • ظهرنویسی ها: ظهرنویسی ها دو نوع اند، ظهر نویسی های صورت گرفته توسط متخصصین و ظهرنویسی هایی که به منظور ترغیب حسن تقلید مشتری صورت می گیرد.
  • مقایسه: مقایسه با یک محصول رقیب کار رایجی است.
  • موضع یابی زیست محیط دوست: به دنبال آن است که از شرکت تصویر یک شهروند خوب را جا بیندازد.
  • کلاس محصول: مثل وقتی که قهوه خشک شده به عنوان یک نوع محصول جدید و متفاوت در مقابل قهوه عادی یا فوری معرفی شد.
  • قیمت/کیفیت: قیمت ارزان به همراه کیفیت خوب.
  • کشور یا حوزه جغرافیایی: پسته ایران ، خاویار ایران.

مصرف کنندگان می توانند از ویژگی های زیادی برای ارزیابی محصولات یا نام های تجاری استفاده کنند اما تعداد کمی از این ویژگی ها بر انتخاب مشتری تاثیر می گذارند، زیرا مصرف کنندگان تنها از آن ویژگی هایی که می شناسند برای ارزیابی استفاده می کنند. هر قدر متغیر بیشتری در ارزیابی یک محصول استفاده شود، احتمال سردرگمی و حتی بی اعتمادی مصرف کننده بیشتر می شود. فعالیت موضع یابی باید تا حد امکان به شکلی ساده انجام شود و به هر قیمتی از پیچیده شدن این فرآیند باید جلوگیری نمود. هنگام استفاده از یک یا چند ویژگی به عنوان مبنایی برای موضع یابی باید به خاطر داشت که اهمیت قائل شده برای هر ویژگی اغلب متفاوت از اهمیت داده شده برای ویژگی های دیگر است. حتی یک ویژگی مهم نیز ممکن است تاثیر زیادی روی انتخاب مشتری نداشته باشد، اگر از نظر او همه نام های تجاری موجود در بازار از حیث آن ویژگی تقریبا یکسان باشند.

گام سوم در جایگاه یابی برند : جمع آوری اطلاعات مربوط به نظرات مشتریان درباره محصولات موجود در محیط رقابتی

مدیر بازاریابی پس از انتخاب یک سری محصولات رقابتی ، می باید بداند کدام ویژگی ها برای بازار هدف تعیین کننده اند و همچنین طبقه محصول در دست بررسی را نیز می باید بشناسد. او همچنین می باید نظر مشتریان درباره محصولات مختلف در محیط رقابتی را با توجه به این ویژگی ها بداند. این اطلاعات بازار را باید در وهله نخست از طریق انجام تحقیقات کیفی، مصاحبه یا گروه های کانونی ، به دست آورد تا مشخص شود که کدام ویژگی ها، تعیین کننده اند. سپس به منظور جمع آوری اطلاعات مربوط به امتیاز محصولات رقابتی از حیث این ویژگی ها ، می باید تحقیقات کمی – شاید نظر سنجی از مصرف کنندگان- صورت پذیرد.

گام چهارم در جایگاه یابی برند: تجزیه و تحلیل موقعیت فعلی محصولات در محیط رقابتی

فارغ از اینکه فرایند موضع یابی درباره یک محصول جدید هنوز معرفی و عرضه نشده صورت می گیرد یا درباره موضع یابی مجدد محصولی که موجود است ، مهم آن است که درکی روشن از موضع یابی محصولات رقابتی انتخاب شده صورت بگیرد. یک ابزار مفید برای انجام چنین کاری استفاده از شبکه موضع یابی یا نقشه ادراکی است. شبکه موضع یابی نمایش و ارائه بصری از موقعیت های محصولات یا نام های تجاری مختلف در محیط رقابت با توجه به دو ویژگی تعیین کننده، فرآهم می آورد. بنابر تعریف، نام تجاری ای که مصرف کننده آن را نمی شناسد، نمی تواند جایی را در ذهن آن مصرف کننده اشغال کند. اغلب مشتری سه یا تعداد کمتری از نام های تجاری موجود در یک طبقه محصول را خوب می شناسند، با وجود اینکه تعداد نام های تجاری موجود بیش از ۲۰ تا می باشد.بنابراین بسیاری از نام های تجاری جایی در ذهن و خاطر بسیاری از مصرف کنندگان ندارند. بنابراین اولین قدم در کسب جایگاهی متمایز و بارز برای یک نام تجاری ، آگاه کردن بازار و معرفی آن نام تجاری است. به این منظور باید نام تجاری را دائما و موکدا همراه یک یا چند مفهوم موثر بر تصمیم خرید مصرف کننده تبلیغ نمود. با ایجاد رابطه قوی بین یک نام تجاری و تعداد محدودی از ویژگی ها می توان جایگاهی برجسته برای یک نام تجاری ایجاد کرد. تعیین ویژگی هایی که بر اساس آنها جایگاه محصول مشخص می شود ، دستاورد اصلی فرآیند موضع یابی بازار و محرک اساسی استراتژی ارتباطات بازاریابی و همچنن استراتژی کلی شرکت است که نهایتا طراحی و اجرا می شوند. بدون داشتن اطلاعات شفاف درباره موقعیت مورد نظر محصول ، آژانس های تبلیغاتی ، کارکنان فروش و دیگر افراد دست اندرکار در آگاه کردن مردم و شناساندن محصول به بازار؛ انجام این کار مهم به دشواری صورت خواهد گرفت.

گام پنجم در جایگاه یابی برند : تعیین برترین ترکیب ویژگی ها از نظر مشتریان

تحلیلگران می توانند به روش های مختلف برتری های مشتری را ارزیابی و از آنها در یک تجزیه و تحلیل موضع یابی استفاده کنند. مثلا می توان از پاسخ دهندگان به نظرسنجی پرسید که محصول یا نام تجاری ایده آل آنها در یک طبقه محصول چیست؟ و چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ سپس پاسخ دهندگان به پیمایش می توانند محصول ایده آل خود و محصولات موجود را بر اساس چند ویژگی رتبه بندی کنند. یک روش دیگر آن است که از پاسخ دهندگان به پیمایش خواسته شود که نه تنها نظر خود را درباره میزان شباهت میان هر جفت نام تجاری موجود بیان کند بلکه نشان دهند و بگویند که برای هر یک از آنها چقدر اهمیت و برتری قائل اند. در هر صورت، تحلیلگر با استفاده از تکنیک های آماری مناسب می تواند محل امتیازهای ایده آل داده شده توسط مشتریان را، در رابطه با موقعیت های نام تجاری مختلف موجود در بازار، بر روی نقشه فضای محصول مشخص سازد.
روش دیگر ارزیابی برتری ها و انتخاب ها و مصالحه های مشتریان، استفاده از یک تکنیک آماری است به نام تجزیه و تحلیل ترکیبی(Cojoint analyzing) از مشتریان نظرسنجی می شود و از آنها می خواهند که بگویند از میان ترکیبات فرضی یا واقعی مختلف(ترکیبات محصول) کدام یک را بیشتر می پسندند و ترجیح می دهند. ترکیباتی که ویژگی هایشان متفاوت از یکدیگر است با تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از این نظر سنجی، مدیر بازاریابی می تواند بفهمد که کدامیک از آن چند ویژگی از بقیه ویژگی ها مهمترند. سپس از این نتایج می توان در تجزیه و تحلیل های موضع یابی استفاده نمود. از هر روشی که استفاده شود، نتایج یکسان خواهد بود و مجموعه یا خوشه ای فرضی از نقاط ایده آل را برای یک بخش از مصرف کنندگان به دست می دهد.

گام ششم در جایگاه سازی برند : بررسی ارتباط میان برتری های بخش های بازار با موقعیت فعلی محصولات

یک معیار مهم برای تعریف بخش های بازار، تفاوت در منافع مورد نظر و مورد جست و جوی مشتریان است. از آنجا که تفاوت های میان نقطه ایده آل مشتریان گویا و بیانگر تنوع و تفاوت در منافع مورد نظر آنهاست، اما یک تجزیه و تحلیل موضع یابی بازار می تواند به سرعت بخش های برجسته بازار و همچنین نظرات مشتریان درباره تجاری مختلف را شناسایی کند و آشکار سازد. وقتی که نقطه ایده آل مشتریان در دو یا چند محل روی نقشه فضای محصول متمرکز می شوند و کنار یکدیگر قرار می گیرند تحلیلگر می تواند هر مجموعه را یک بخش بازار برجسته و مشخص قلمداد کند. جهت استفاده در تجزیه و تحلیل ها، هر خوشه یا مجموعه توسط دایره ای که بیشتر نقاط ایده آل آن بخش را دربر می گیرد مشخص می گردد؛ اندازه این دایره نشان دهنده اندازه و تعداد مشتریان موجود در یک بخش خاص می باشد. قدم ششم نه تنها بخش فرآیند موضع یابی تجزیه و تحلیل را به پایان می رساند و تکمیل می کند بلکه فرصت های جدید برای تولید محصولات جدیدی که بتوانند نیازهای کم تامین شده یا تامین نشده مشتریان کنونی را برآورده سازند، مشخص می سازد.

گام هفتم در جایگاه سازی برند : تهیه گزارش جامع به منظور کمک به فرایند طراحی استراتژی بازاریابی

تصمیم نهایی درباره محل مناسب عرضه یک محصول جدید یا موضع یابی مجدد یک محصول موجود، می باید بر پایه تجزیه و تحلیل هدفگیری بازار مبتنی باشد. موقعیت انتخاب شده باید با برتری های یک بخش بازار خاص هم خوانی داشته باشد و موقعیت های فعلی نام های تجاری در حال رقابت با یکدیگر را نیز مورد توجه قرار داده باشد. همچنین می باید جذابیت فعلی و آتی بازار هدف (اندازه آن، رشد مورد انتظار و محدودیت های محیطی) و نقاط قوت و ضعف نسبی رقبا را نشان بدهد و مشخص سازد. چنین اطلاعاتی، به همراه تجزیه و تحلیلی از هزینه های لازم برای کسب و حفظ این موقعیت ها؛ ارزیابی آثار اقتصادی استراتژی های مختلف موضع یابی بازار را ممکن و میسر می سازد.
وقتی که تفاوت چندانی میان محصولات وجود ندارد، که این دسته از محصولات را محصولات مشابه می نامند، یا وقتی که منفعت خاص و متمایزی عاید مصرف کننده نمی شود؛ نه تنها موفق نشدن دشوار است، بلکه مسایل اخلاقی هم قد علم می کنند. پس از اینکه ویژگی های مطلوب برای موضع یابی محصول تعیین شد، باید آنها را مکتوب کرد تا آنهایی که دست اندرکار طراحی و اجرای استراتژی بازاریابی اند درک مشخصی از آنچه که برای آن محصول در نظر گرفته شده داشته باشند و بدانند که آن محصول کجا می تواند موفق تر باشد. برای این کار دو روش متداول وجود دارد. در روش کلاسیک، یک گزارش موضع یابی(Positioning statement) تهیه می شود. در روشی جدیدتر، که روز به روز مورد استقبال تعداد بیشتری از شرکت ها قرار می گیرد، یک گزاره ارزش(Value proposition) برای آن محصول نوشته می شود.
گزارش موضع یابی گزارشی است موجز و مختصر که بازار هدف تعیین شده برای یک محصول و طبقه محصولی را که عرصه رقابت آن محصول می باشد شناسایی و معرفی می کند و منافع منحصر به فردی را که این محصول عرضه می دارد بیان می کند. یک گزاره ارزش نیز آشکارا و به صراحت مشخص می سازد که محصول برای مشتری چه کاری انجام می دهد (و گاهی چه کاری انجام نمی دهد) و همچنین حاوی اطلاعاتی است درباره قیمت محصولات شرکت در مقایسه با محصولات رقبا. هم گزارش موضع یابی و هم گزاره ارزش می باید گزاره فروش بی نظیر(Unique selling proposition) محصول مورد بررسی را منعکس کنند. در این حالت، آنها مبنایی را نشان می دهند که شرکت به اتکای آن قصد دارد به مزیت رقابتی پایدار از طریق متمایز کردن محصول خود از محصولات رقبا دست یابد.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

مفاهیم کلیدی در بازاریابی و برندینگ خدمات درمانی: (مشتری مداری؛ بخش اول)

خدمت چیست ؟

خدمت (service)، فرایندی است شامل یک سری فعالیت های کم و بیش نامحسوس است که در تعاملات بین مشتریان و کارکنان و یا سیستم های ارائه کننده خدمت، روی داده تا راه حلی برای مسائل مشتریان پیدا کند.

اهمیت خدمات در اقتصاد عصر حاضر

در عصر حاضر بسیاری از مردم در مشاغل خدماتی کار می کنند (برخلاف قرون پیشین که اغلب در فعالیت های مستقیم تولیدی کار می کردند). این وضعیت، به دلیل تکامل و تحول جامعه و ارتقاء نیازهای مصرف کنندگان است، پیشرفت های بشری قسمت عمده ای از نیازهای اولیه را که شامل غذا، مسکن، پوشاک، بهداشت، امنیت و……. بود را پوشش داده و اینک مشتریان در پی ارضای نیازهای پیچیده تری هستند، نظیر: خرید کردن، مسافرت، سرگرمی ها، خدمات درمانی، خدمات بانکی و بیمه ای، مشاوره های حقوقی، و………….

مشتریان، متخصصان استفاده از خدمات خوب هستند و خدمت خوب را از خدمت بد کاملا تشخیص می دهند. مراکز خدمات درمانی بایستی به این مسئله توجهی ویژه داشته باشند و بتوانند فرایندهایی را برای مشتریان نکته سنج خود تدارک ببینند که در پی بدست آوردن چیزی بیش از خرید خدمات هستند. مراکز خدمات درمانی پیشرفته در دنیا برای دستیابی به این عوامل از ابزارهایی در بازاریابی (مارکتینگ) خدمات درمانی استفاده می کنند که نتیجه آن ایجاد رضایت در مشتریان می باشد.

امروزه خدمات سهم بزرگی از اقتصاد به شمار میروند، حتی اغلب محصولات تولیدی که خریداری می کنیم عناصری از خدمات را هم شامل می شوند، مثلا کالاهایی چون تلویزیون و ماشین لباسشویی معمولا همراه با خدماتی چون تحویل کالا در محل، تامین مالی (مثل لیزینگ و تسهیلات خرید )، بیمه تعمیرات و خدمات پس از فروش، ارایه خدمات درمانی در منزل و… ارائه می شوند.

با یک بررسی ساده در میابیم که ارزش بخش خدمات در کشور آمریکا از ۵۳% تولید ناخالص داخلی در سال ۱۹۶۰ به ۶۴% در سال ۱۹۹۵ رسیده است و در اتحادیه اروپا از ۴۷%به ۶۸% در مدت مشابه رسیده و این روند هم چنان ادامه دارد .در ایران سهم بخش خدمات در کل اشتغال که در سال ۱۳۳۵ معادل ۶/۲۰ درصد بوده است،در سال ۱۳۷۵به ۴۵% افزایش یافته است. یکی از فعالیت های مهم در بخش خدماتی مربوط به بازاریابی(مارکتینگ) خدمات درمانی در دنیا می باشد، بخشی ویژه با پتانسیل های بسیار بالا که اگر مدیران این مراکز روی آن تمرکز دقیق تری داشته باشند بی شک انقلابی در صنعت بهداشت و درمان کشور بوجود خواهد آمد.

طبق یک برآورد ،۸۰درصد هزینه های یک کالای تولیدی مربوط به خدمات است که عبارت اند از خدمات :

  • قبل از تولید: نظیر تحقیق و توسعه، طراحی، تامین مالی و……….
  • حین تولید: نظیر کنترل کیفیت و نگهداری و انبارداری
  • فروش: تدارکات، شبکه توزیع، اطلاعات و…..
  • حین کاربرد و مصرف: تعمیر و نگهداری، آموزش مشتری، به روز کردن کالا، گارانتی و …
  • پس از مصرف: نظیر مدیریت ضایعات و بازیافت

نکته قابل توجه اینست که در بازاریابی خدمات درمانی، نیز بسیاری از موارد ذکر شده وجود دارند و این موارد نه تنها صرفا به کالا تعلق ندارند بلکه در ارایه مشاغل خدماتی دیگر مانند: مراکز خدمات درمانی هم قابلیت اجرایی دارند. البته باید هم خدمات خود را به خوبی بشناسیم و هم بر اساس قواعد مشتری مداری، نیازهای مشتریان خود را بدانیم.

 

تعریف بازاریابی در حوزه خدمات درمانی

بازاریابی خدمات درمانی، از دیدگاه مشتری مداری، فرایندی مدیریتی است که الزامات مشتریان و الگوهای کارآمد و سود آور را شناسایی کرده و آن ها را پیش بینی و فراهم می کند.

برای دستیابی به این مقصود، یک بازاریابی موفق از سه جنبه زیر تشکیل می یابد:

– مشتری مداری: شناخت مشتریان مورد نظر، درک ارزش ها و نیازهای روز مشتری همراه با درک ارزش های مورد نظر مشتری در آینده

– رقابت گرایی: شناخت نقاط ضعف و قدرت، استعدادها و استراتژی های بلند مدت رقبای فعلی و آینده

– هماهنگی درون سازمانی: استفاده از منابع و نیروی انسانی سازمان در جهت خلق ارزش بیشتر برای مشتریان هدف

 

مشتری کیست ؟

مشتری مهم ترین فرد یک سازمان محسوب می شود. مشتری هیچ گاه به ما وابسته نیست بلکه ما به او وابسته ایم . مشتری هدف کار ماست و ما با خدمت به او، در حق او لطف نکرده ایم بلکه او با در اختیار قرار دادن این فرصت به ما لطف می کند. نباید با مشتری بحث کرد یا با او به مسابقه عقلی پرداخت. هیچکس در بحث با مشتری برنده نمی شود . مشتری کسی است که خواسته های خود را برای ما به ارمغان می آورد و وظیفه ما است که این خواسته ها را سودمندانه پاسخ دهیم، سودمندی برای مشتری و در نتیجه برای ما تنها از طریق گوش دادن به صدای او ایجاد خواهد شد.

 

مفهوم رضایت و کیفیت در بازاریابی خدمات درمانی

سوالی که اغلب پیش می آید این است که آیا رضایت ناشی از همان کیفیت است؟ یعنی اگر ما کیفیت مطلوب را عرضه کنیم، به رضایت مشتری خواهیم رسید؟ باید دانست که برای ارزیابی کیفیت، نیازی به تجربه کردن آن نیست و مشتری می تواند بر اساس دانش، اطلاعات تبلیغات و یا تجربه مشابه قبلی در مورد کیفیت خدمات درمانی، آن را ارزیابی کند. در حالی که رضایت یک دیدگاه درونی است و حاصل تجربه شخصی مشتری از خدمات ارائه شده است.

مثلا ممکن است یک مشتری اظهار کند که خدمات درمانی یک مرکز با کیفیت است اما این به معنی رضایت او از آن مرکز نیست چون پایین بودن سرعت ارایه خدمات باعث نارضایتی او شده است.

با این حال فراموش نکنیم که کیفیت خدمات و بهره وری در یک سازمان را، حتی اگر معادل رضایت بخشی در نظر نگیریم باز هم نمی توانیم تاثیرات آن را به عنوان یک عامل اساسی برای بهره وری بهتر سازمان و در نتیجه جلب رضایت مشتری نادیده بگیریم.

اندازه گیری رضایت (رضایت سنجی) در مراکز خدمات درمانی به عنوان یک شاخص، می تواند نحوه عملکرد و نیز خطوط و چشم انداز های آینده آن مرکز را در رابطه با برآوردن انتظارات مشتریان مشخص کند.

به طور مثال؛ یکی از اشتباهات رایج متداول در بازاریابی(مارکتینگ) آزمایشگاه پزشکی، در کشور ما اینست که مدیران آزمایشگاه معتقدند که تنها انجام کار با کیفیت به جذب مشتری می پردازد، در حالی که تجربه و دانش روز دنیا در حوزه بازاریابی خدمات درمانی می گوید: با اینکه کیفیت، شاخصه اصلی یک مرکز ارایه دهنده خدمت است اما رضایتمندی مشتری تاثیر بسیاری بر حفظ او خواهد داشت. به طور خلاصه باید بگویم؛ مرکزی که به دنبال ایجاد رضایت مشتری خود باشد بی شک اصل کیفیت را هم در نظر خواهد گرفت.

واحد نظارت بر مشتری مداری در مجموعه نگاه آرمانی معتقد است که رضایت مشتری باید متضمن شناخت واقعیت های زیر باشد :

۱- اولویت مشتری ها، انتظارات و آستانه تحمل آنها

۲- عملکرد سازمان

۳- عملکرد سازمان در رابطه با اولویت های مشتریان

۴- عملکرد سازمان در مقایسه با رقبایش

۵- تعیین اولویت هایی برای بهبود

 

 اصلا چرا باید  به مشتری خدمات با کیفیت ارایه کنیم؟

مدیریت ارائه خدمت با کیفیت به مشتری و ترویج فرهنگ مشتری مداری، یکی از مباحث نسبتا جدید مدیریتی است. در این عصر پرتنش و با رقابت فشرده، این امر یکی از مهم ترین عناصر جلب رضایت مشتریان به شمار می رود. دغدغه جذب و حفظ مشتری امروزه از پایه ای ترین مسایل یک مرکز خدمات درمانی می باشد، مهمترین دلایلی که مدیران مراکز خدمات درمانی را به سمت بازاریابی خدمات درمانی مدرن بر اساس اصول مشتری مداری سوق می دهد شامل:

  • بازگشت به سرمایه در بازاریابی برای مشتریان موجود ، می تواند سه تا هفت برابر بیش از سرمایه گذاری مشتریان آینده باشد.
  • هزینه به دست آوردن مشتری جدید، تا پنج برابر بیش از هزینه نگهداری مشتری فعلی است.

بر اساس همین دو اصل مهم، در میابیم که در بازاریابی خدمات درمانی، پیاده سازی فرایندهای مشتری مداری و مدیریت ارتباط مشتری(CRM) نقش بسیار کلیدی در پیشبرد اهداف سازمانهای خدمات درمانی دارد.

مهدی صنم پور

مشاور بازاریابی خدمات درمانی

فارما برندینگ امکان پذیر است اما آسان نیست

سمینار یکروزه برندینگ در صنعت داروسازی با حضور و سخنرانی دکتر بابک بهبودی، دکتر فرید عابدین درکوش و دکتر امیرحسین معینی زند صبح یکشنبه برگزار و تاکید شد: در حالی که این روزها صنعت داروسازی کشور در پسابرجام، به آمادگي روزافزون برای پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و رقابت با شرکت های چندمليتي نیاز دارد. بنابراین ایجاد و گسترش برند دارو آثار اقتصادی متعددی به ارمغان خواهد آورد. ‎
 
 
به گزارش فانا، دکتر بابک بهبودی، کارشناس برندینگ ضمن بیان این موضوع که در حال حاضر در ایران برند وجود ندارد، افزود: اعتقاد دارم که در ایران برند نداریم. کشور ایران از نظر حوزه دارویی چه جایگاهی دارد؟ سالی چند نوآوری انجام می‌شود؟ چقدر تولید دارویی ژنریک خود را داریم؟ امروز که درباره برندسازی دارو صحبت می‌کنیم، یک‌سری اساس‌های مهم را در کشور نداریم در حالی که در دنیا شرکت‌های دارویی هستند که تنها برای یک داروی ام‌اس خود 23 میلیارد دلار فروش دارند.

بهبودی معتقد است که کمتر شرکت داروسازی در ایران پیدا می‌شود که تحقیقات بنیادین انجام دهد. این کارشناس برندینگ با تاکید بر اینکه در نهایت برندسازی شرکت‌های داروسازی می‌خواهند که داروهایشان به دست بیمار برسد، توضیح داد: «باید توجه داشت که این بیمار کیست؟ امروزه دنیا 4 نسل در دنیا وجود دارد. صنعت داروسازی کشور اکنون دارد برای نسلی دارو می‌سازد که از کودکی تبلت به دست دارد و می‌داند که چگونه باید خود را درمان کند. پزشکی در حال پیشرفت است و تا سال 2050 بسیاری از شرکت‌های دارویی که به شکل امروز کار می‌کنند، دیگر وجود نخواهند داشت. بازار هم فراموش می‌کند اما نمی‌بخشد و با ورشکست کردن شرکت‌ها انتقام خود را می‌گیرد.»

او با اشاره به اینکه بیماری‌های گوارشی و تنفسی در کشور افزایش یافته، توضیح داد: « در حال حاضر ما پایتخت بیماری‌های گوارشی و تنفسی در دنیا هستیم. پس بازار آتی صنعت داروسازی کشور باید داروهای گوارشی و تنفسی باشد.

همچنین بهبودی معتقد است که تحقیق و توسعه در صنعت داروسازی دنیا تغییر کرده واز فرمول بیرون آمده است. او توضیح می‌دهد: « پایداری، سود و رشد سه هدف اصلی هر شرکت و کسب‌و‌کاری است. انسان‌ها زمانی که نیازهایشان برآورده شود، دیگر به سراغ شما نمی‌آیند. بیمار بعد از بهبودی نیازی به مصرف دارو ندارند، در نتیجه برای تحقق این سه هدف، وفاداری بیمار نمی‌تواند پاسخ مناسبی باشد. در دنیا شرکت‌های داروسازی می‌توانند کوچک باشند و بالاترین رشد و توسعه را در صنعت داروسازی هم داشته باشند. پس برای ماندگاری نیاز به برندسازی است که امکان‌پذیر است ولی آسان نیست. وقتی یک شرکت داروسازی برند قوی داشته باشد، به عنوان یک برند شروع بسیار قوی خواهد داشت. همه شرکت‌ها می‌خواهند با آن رقابت کنند، فکر می‌کنند که چند ثانیه از آن عقب هستند. در حالی که اگر برندی وجود نداشته باشد و رقبا همدیگر را نمی‌شناسند، همه می‌توانند موفق باشند.

همچنین دکتر امیرحسین معینی زندی، متخصص مارکتینگ استراتژی و برندینگ شرکت‌های دارویی در سمینار یک‌روزه برندینگ در صنعت داروسازی گفت: برندینگ یک هدف نیست بلکه یک استراتژی است. یک شرکت دارویی را در نظر بگیرید که هدفش فروش 100 میلیارد تومان از 120 محصول خود در یک سال است. برای رسیدن به این هدف باید یک‌سری استراتژی انجام و هزینه‌هایی صرف شود.»

وی تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های برندسازی، اقتصادی بودن آن است و بسیاری از شرکت‌های داروسازی بزرگ کشور، می‌توانند با استفاده از برندسازی دوباره به اوج خود بازگردند.

معینی زندی توضیح داد: امروزه هزینه‌های مارکتینگ یک برند ژنریک بیش از200 میلیون بسته به زمان است. به عنوان مثال ممکن است یک شرکت دارویی برای تولید یک تیزر حدود 17 میلیارد هزینه کند در حالی که امکان دارد کل درآمد آن این مقدار باشد.این هزینه‌های زیاد و سنگین است اما باید برند سازمان را تقویت کنند و از لحاظ هزینه‌ای این ارجحیت وجود دارد که این برندسازی انجام شود.

این متخصص مارکتینگ استراتژی و برندینگ شرکت‌های دارویی گفت: در حال حاضر تبلیغ از طریق رسانه ملی و رادیو بسیار گران است. اما می‌توان از رسانه‌های ارزانتر و موثری مانند تلگرام و اینستاگرام برای کورپوریت برندینگ استفاده کرد. خوب نیست تعداد فالوئرهای اینستاگرام شرکت‌های دارویی مطرح ایران اینقدر پایین است.» او افزود: «برخی دلقک‌های اینستاگرام 2 تا 3 میلیون فالوئر دارند اما تاسف‌بار است که شرکت‌های ایرانی از چنین ظرفیتی استفاده نمی‌کنند.»

این متخصص مارکتینگ استراتژی و برندینگ شرکت‌های دارویی معتقد است که زمانی که یک شرکت دارویی برندسازی سازمانی را انجام دهد، محصولات بعدی خود را راحت‌تر در جامعه پذیرفته می‌شود. معینی زندی توضیح داد: «زمانی من داروخانه داشتم. دارویی یک برند را با اکراه خریداری می‌کردیم و تاریخ آنها می‌گذشت. اما با گذر زمان این برند خواسته یا ناخواسته پذیرفته شده و با برندی که تازه به بازار آمده متفاوت است.

دکتر درکوش  دیگر سخنران این نشست تخصصی و استاد  دانشگاه در این نشست تخصصی تاکید کرد: برند ثبت شده باعث خواهد شد تا هزینه‌های صرف شده مجدد بازگردد.

به گفته او هزینه‌های برندینگ بالاست اما در عین حال یک سرمایه‌گذاری بلند مدت است و در سال‌های بعد به نتیجه می‌رسد.
 

منصفانه برند شوید

 

تبدیل شدن به برند به دغدغه اصلی شرکت های داخلی تبدیل شده.اما حقیقت این است که برند شدن به علت نبود مشاوره کارآمد حتی برای بسیاری از کمپانی های قدرتمند رویایی دست نیافتنی بوده است.

منصفانه برند شوید

به گزارش روابط عمومی گروه مشاوره نیکان، نحوه درست تبلیغات و تبدیل کردن یک شرکت به برندی بزرگ، سال ها در دنیا به عنوان الگویی مطرح شناخته شده است. ایده های مربوط به برندینگ و تبلیغات آنچنان در موفقیت و برند شدن شرکت ها نقش داشته که حتی باعث احیای دوباره شرکتی همچون جنرال موتورز، پس از مشکلات بزرگ این غول خودرو سازی جهان در سال 2008 شده است به طوری که به گفته ” تیم سولسو” یکی از مردان قدرتمند جنرال موتورز، مشاوره های علمی و دقیق از طرف کمپانی های برندینگ و تبلیغات، باعث اوج گیری دوباره این کمپانی در مقابل رقیب قدرتمندش یعنی تویوتا بوده است.

اما اخیرا یک گروه تخصصی تبلیغات و برندینگ در داخل کشور با ایده های جدید این کار را به صورت تخصصی انجام می دهد. درهمین زمینه گروه مشاوره برند سازی نیکان اخیرا در کشور به صورت حرفه ای و با هزینه معقول علم برندینگ را میان بسیاری ازکلینک ها و بیمارستان ها در حوضه سلامت و پزشکی توسعه داده است.

تمام کارشناسان معتبر بازاریابی در دنیا، جهانی شدن را مهم ترین عامل در دنیای امروز برای برند شدن یک نام کمپانی قلمداد کرده اند. برندینگ نه تنها از نظر اقتصادی یک کمپانی را تبدیل به قطب می کند، بلکه ارتباط آن را نیز جهانی می کند. البته به دلیل نبود ساختار تبلیغات و نبود تخصص علم برندینگ در داخل کشورمان، همواره بسیاری از کمپانی های مستعد داخلی شانس برند شدن را از دست داده اند.
نیکان با روش هایی جدید این روزها پروسه جالبی از تبدیل شدن یک شرکت به برندی بزرگ را ارائه می دهد. در شرایطی که بسیاری از مدیران شرکت ها با نارضایتی از عملکرد مشاوران تبلیغات و برندینگ سخن می گویند، این گروه تخصصی تبلیغات با هزینه مناسب و با استفاده از چند الگو و سبک از ایده های برندینگ در دنیا، این روند را با روش جدیدی برای یک مراجعه کننده رقم می زند.

تیم مشاوران این کمپانی با در نظر گرفتن الگوهای تبلیغات و برندینگ از کشورهایی همچون آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان، روش های متفاوتی را پیش روی مراجعه کنندگان قرار می دهند تا در نهایت یک مراجعه کننده بتواند با هزینه مورد نظرش، پروسه تبدیل شدن شرکتش به یک برند را طی کند.
حمید رضا فریادرس ریاست گروه مشاوران نیکان، با اشاره به نقش علمی تبلیغات در پیشرفت کمپانی های داخلی در این دوران می گوید: در دنیای امروز، دست کم از یک دهه پیش تا به امروز تبدیل شدن به یک برند، دیگر مسئله ای نیست که در یک جلسه مشاوره ای حل شود. تبلیغات در دنیای امروز یک “علم” است که باید به صورت علمی و بر پایه داشته ها و واقعیت ها پیش برود. در نتیجه شرکتی که می خواهد تبدیل به برند شود، کمپانی را انتخاب می کند که به واقع بینانه ترین شکل ممکن و با هزینه مناسب آنها را تبدیل به برند کند.

 

منبع:وب سایت نیکان

5 نکته برای ماندگاری یک برند

از راه اندازی تا بلوغ مراحلی هستند که شرکت ها در مسیر خود طی می کنند؛ و هر فاز دارای پویایی متفاوتی است. آنها با تجسم اهداف از روز اول، با اطمینان کسب وکار و برندشان را توسعه می دهند. این رویکرد منجر به رشد شان می شود که به عنوان یک راهنما برای مشتریان، مدیریت، کارکنان و سرمایه گذاران به صورت مضاعف عمل می کند. مانند یک کارآفرین موفق، یکی از بزرگ ترین نقاط قوت شما این است که می توانید رویا ببینید و برند شما باید منعکس کننده رویاهای شما باشد.

و نشانگر آینده دوردست باشد. بنابراین، برندی که شما می سازید باید مسیری به سوی نقطه موفقیت داشته باشد و تصویری دقیق که شما از موفقیت ترسیم کرده اید، دارا باشد. با توسعه یک برند متمرکز بر نقطه موفقیت، شما یک برند را ایجاد کرده اید تا در آن رشد کنید، نه اینکه شما به موازات رشد نیاز به تغییر مداوم آن داشته باشید. برند عبارت است از نقطه موفقیت شما. بسیاری از برندها در همان لحظه برند هستند، نه فراتر از آن. آنها به مرور از اعتبار می افتند. بنابراین، آنها اغلب به خودشان یک نام و یک برند اختصاص می دهند که متناسب با دیگر بخش ها نیست. این مدتی کوتاه کارآیی دارد، اما همان طور که آنها رشد می کنند و با افزایش رقابت مواجه می شوند، آن دسته از عوامل مشابه کسب وکار آنها را در خود محصور می کند. مورد توجه قرارگرفتن سخت تر و سخت تر می شود، فقط به این دلیل که افزایش رقابت، تمایز را حیاتی می سازد.

بنابراین، آنها برند جدیدی را تعریف می کنند. همچنین اگر آنها بعدا نیاز به وجوه سرمایه گذاران برای توسعه سرمایه خود را داشته باشند، ابتدا باید اهداف برندشان مورد توجه سرمایه گذاران قرار گیرد. یک برند که بر محصول متمرکز شده احتمالا به اندازه کافی بزرگ یا بلند پروازانه برای این ذی نفعان نیست. عنوان کاری آنها با سرمایه در گردش شان همتراز نیست. بنابراین، آنها مجددا برند جدیدی تعریف می کنند. این روند در صورتی که آنها نیاز به ورود به بخش های جدید یا گسترش بازارشان، به منظور رویارویی با اهداف رو به رشد خود را داشته باشند، ادامه می یابد و دوباره به یک برند جدید نیاز دارند که قادر به انجام آن باشد. و هر زمان که آنها وارد فرآیند تغییر برند می شوند، متحمل هزینه و زمان شده و مجبور به آموزش و شناساندن مجدد خود به بازار می شوند.

article_image_one_648.jpg

اما ایجاد صحیح یک برند از همان آغاز، که نزدیک به چشم انداز شما از موفقیت باشد و خصوصیات برندتان به طریقی سازگار با نیت و هدف شما در طول پیشرفتش باشد، نشانگر آن است که شما اقدام به تصمیم گیری بهتری کرده اید و به همه کسانی که با شما در ارتباط هستند اطمینان می دهید که آنها در حال کار با یک شرکت هدفمند هستند. بنابراین، دقیقا شما چگونه این کار را انجام می دهید؟ چگونه یک برند بسازیم که گواهی برای آینده باشد؟

1- با یک فرض قدرتمند شروع کنید:

یک دلیل برای راه اندازی کسب وکار براساس آنچه که برای مصرف کنندگان مورد توجه است. ببینید که برای چه نیازی می خواهید یک راه چاره ارائه دهید. چرا شما موفق خواهید شد؟ برای این نیاز چه تدبیری اندیشیده اید؟ و چرا آن بسیار متفاوت از چیزی است که امروز افراد می توانند آن را انجام دهند؟ در مرحله بعد، نقطه موفقیت خود را تعیین کنید از لحاظ آنچه که کسب وکار شما در آینده چگونه به نظر می رسد.

2- تا چه حد بزرگ خواهد بود؟

برای پاسخ به این سوال، از خود بپرسید: نقطه بیشترین سودآوری کجاست؟ آیا شما در مقیاس خود سود آورترین یا به عنوان یک متخصص خواهید بود؟ در رده محلی، ملی یا جهانی؟ درحالی که برای بسیاری از کارآفرینان عامل وسوسه کننده این است که به بزرگی برسند که به معنای رسیدن به سودآوری است.

3- پویایی های احتمالی این بخش چیست؟

اوضاع در این فضا در طول سال های پیش رو به چه صورت می گذرد و چه تعداد کار برای انجام وجود دارد؟ بخش های شلوغ تر احتمالا به معنی رقبای بیشتر خواهد بود. نیاز است که چقدر متفاوت باشید تا در آینده ایستادگی کنید؟

4- چقدر فضا در اختیار دارید قبل از اینکه شما نیاز به تنوع بیشتری داشته باشید؟

به عبارت دیگر، آیا برای بازار شما رشد اساسی و کافی وجود دارد که به برنامه هایتان بپردازید؟چه مدت می توانید در این بخش بمانید، قبل از اینکه نیاز به گسترش در حوزه های دیگر داشته باشید؟ این باعث این تصمیم خواهد شد که برند شما باید چه اندازه مصمم یا در بخش خود تک باشد.

5- چگونه می خواهید رشد کنید؟

از طریق جریان نقدی یا از طریق سرمایه گذاری؟ این کمک خواهد کرد که شما تصمیم بگیرید که باید بیشتر از همه به چه کسانی رجوع کنید.

با این پاسخ ها، شما خواهید دانست که چرا قصد موفقیت دارید، تا چه وسعتی نیاز به رشد دارید، تا چه شدتی شما نیاز به رقابت دارید، شما برای رسیدن به آنجا با چه چیزی قصد مبارزه دارید، تا چه وسعتی نیاز به تنوع دارید و چه میزان نیاز دارید که افراد در حوزه شما یا یک کسب وکار سرمایه گذاری کنند که بر اساس خرید و فروش رشد می کند.این رمز موفقیت است. برند خود و یک طرح کسب وکار برای آن را ایجاد کنید، سپس از چالش های اولیه خارج شده و آن رویا را تعقیب کنید.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

توصیه های عملی برای برندینگ اینترنتی

 

 
زمان انتشار: چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۵

تعاریف مختلفی از برند ارائه شده است. جان میلر و دیوید مور برند را اینگونه تعریف کرده اند« برند نمادی است که سازمان برای ارزش آفرینی برای محصولات خود به کار میگیرد» برند یا همان نشان تجاری در برگیرنده هدف شرکت، اعتبار شرکت، جایگاه خود در میان رقبا،تخصص کاری استراتژی شرکت و.. می باشد. ایجاد یک برند مناسب و ماندگار در دنیای امروز کاری سخت می باشد بنابریان برای داشتن یک برند مناسب باید الزاماتی را در پیش گرفته و رعایت کنید.  از این اقدامات می توان به این موارد اشاره کرد:

تعریف و تعیین اهداف برندینگ

 شما باید هدف و استراتژی کسب و کار خود را آماده نمائید:

  • چشم انداز شرکت خود را تهیه کنید
  • تعیین مسیر رسیدن به چشم انداز
  • تهیه نقشه بازاریابی marketing plan

طراحی وب سایت
در دنیای امروز برای شروع هر کسب و کاری داشتن یک وب سایت الزامی می باشد. شما برای این کار می توانید از متخصصین طراحی وب سایت کمک بگیرید و پروژه طراحی سایت خود را به آنها واگذار نمائید. تا کارهای مدیریت سایت شما را بر عهده بگیرند.

از شبکه های اجتماعی استفاده کنید
بسیاری از مردم عضو شبکه های اجتماعی هستند و در هر روز بارها این شبکه ها را چک میکنند. برای برندینگ سعی کنید در  این شبکه ها به تبلیغات محصول خود بپردازید و مطمئن باشید که می توانید برند خود را به افراد بسیاری معرفی کنید و جایگاه خوبی را بدست آورید.

برای کسب و کار خود یک ست اداری تهیه کنید
برای کسب و کار خود یک ست اداری تهیه کنید. که شامل پاکت نامه، سربرگ، پیش فاکتور و... باشد. بر روی هر کدام آدرس، شماره تماس و ایمیل خود را یادداشت کنید. این کار باعث افزایش اعتبار شما به مشتریان میگردد.

برند سازی
 بازاریابی ایمیلی
شما از طریق ایمیل می توانید خبرنامه محصولات خود و اطلاعاتی در مورد محصولات خود ارائه دهید.
در انجمن های تخصصی خود عضو شوید
هر صنفی برای خود یک انجمن دارد. برای برندینگ سعی کنید در انجمن های تخصصی کسب و کار خود عضو شده و از اطلاعات به روز در زمینه کاری خود اطلاع حاصل کنید.
در نشریات تبلیغ کنید

شما برای برندینگ می توانید با استفاده از انتشار مقالات از عملکرد و محصولات به تبلیغ پرداخته و در ضمن اطلاعاتی در اختیار مشتری قرار می دهید. این روش یک نوع بازاریابی غیر مستقیم است.
رقبای خود را تحلیل کنید. به رفتار رقبا در بازار دقت کنید و ببینید آنها چه کاری برای برندسازی محصولات خود انجام می دهند. و از طریق چه کانال هایی به تبلیغ محصولات خود می پردازند.
مشتریان خود را تحلیل کنید. رفتار مشتریان و خریدهای و سلایق آن ها را بررسی کنید. آنچه را که منجر به خرید مشتریان میگردد کشف کنید.
و سعی کنید مشتریان خود را از حالت بالقوه به مشتریان وفادار تبدیل کنید.
از درس های برندهای گذشته استفاده کنید

 برای انجام برندینگ برندهای موفق را بررسی کنید و راهی که آنها رفته اند را مطالعه کنید. سعی کنید از درس های آنها درس گرفته و حتی راه های بهتری را در پیش بگیرید.
بازار را مورد مطالعه قرار دهید

شما باید راه هایی که در برندسازی شرکت موثر را از همین بازار دریابید. نتایج حاصل از تحقیق بازار به شما کمک میکنند تا بدانید چه چیزی برای برندسازی شرکت شما موثر خواهد بود.
مدیریت درست مسیر
مدیر اجرایی نقش موثری را در برندینگ دارد. تصمیمات مهم توسط مدیریت گرفته می شود و تیم مدیریت باید به مدیر در انتخاب درست برند مناسب حمایت کنند و کمک فکری لازم واطلاعات مناسب را در اختیار مدیر قرار دهند. 
ایجاد مدل مناسب
برند مناسب شما باید متناسب نیازهای شرکت و دارای ارزش تجاری باشد. بنابریان باید جامع ترین برندی را انتخاب کنید که نمایانگر هدف شرکت باشد. حتما نیاز نیست که برند خود را طراحی کنید. شما حتی می توانید با الگوبرداری از برندهای حاضر و کمی تغییر در آنها به برند مطلوب خود برسید.
از همه کمک بگیرید
شما برای ایجاد یک برند مناسب حتی میتوانید از افرادی که در اطراف شما هستند کمک بگیرید. این افراد ممکن است کارمندان شما و مشتریانتان باشند. از تفاوت و اشتراکات نظرات دیگر سعی کنید به یک برند مناسب دست پیدا کنید.
به افراد قدرت و اختیار بدهید
از افراد شرکت خود به عنوان مبلغان محصولات خود بهره ببرید. در واقع کارمندان شما هستند که با افراد مختلف در ارتباط هستند. این کارمندان هستند که با تعریف کردن از محصولات شما به بهتر شناخته شدن محصولات شما کمک می کنند. آنها همچنین به عنوان نماینده شرکت هستند و افراد دیگر راحت تر به آنها اعتماد کرده و حرف شان برای افراد دیگر معتبرتر محسوب می شود. 
ایجاد ارتباط
شما باید برای برند خود همواره تبلیغات داشته باشید. در ضمن باید این موضوع را همواره در نظر داشته باشید که پیام های شما باید مختصر و بیان کننده هدف شرکت و به سرعت قابل درک باشند.
بررسی عملکرد برند
شما باید بعد از طراحی و تبلیغ برند عملکرد برند را بررسی کرده  و این موضوع را بررسی کنید که برند شما چقدر برای شرکت ارزش افزایی کرده و تا چه حد در بازار رقابت تاثیرگذار بوده است.

انواع برندینگ

دسته بندی های مختلفی از برندسازی ارائه شده است اما مهمترین آنها را میتوان:

  • برندسازی مشرکتی: همکاری با برندی دیگر جهت دستیابی به هدفی مشترک
  • برندسازی دیجیتال: وب سایت، رسانه های اجتماعی، و کلا به هر ابزار دیجتالی که برای برندسازی استفاده میگردد.
  • برندسازی شخصی: برندی که فرد برای اعتبار و شهرت خودش ایجاد میکند.
  • برندسازی کشوری: یک برند ملی برای جذب توزیست و یا سرمایه گذار و کسب و کار

امیدواریم که با مطالعه این مقاله گام های موثری در جهت برندینگ اینترنتی بردارید و بتوانید استفاده مناسبی از برندینگ اینترنتی برای توسعه کسب و کار خود داشته باشید.

 

منبع:وب سایتweb24.ir

10 اشتباه در برندینگ

هر روز بر تعداد مدیرانی که بر ضرورت سرمایه گذاری در حوزه خلق و توسعه برند کسب و کارشان پی برده اند، افزوده می شود.این خبر خوبی است که امروزه از دنیای کسب و کار ایران به گوش می رسد، همین موضوع، تولید محتوا و پرداخت علمی به مقوله برندینگ را بیش از پیش لازم کرده است.

آن چه در این یادداشت می خوانید، خطاهای احتمالی و البته رایج در برندینگ است که نگارنده، آنها را به تجربه در پروژه های مشاوره مختلف کسب کرده است.

1- عجله نداشته باشید

اگر فکر می کنید آنان که امروز برندهایی موفق هستند، ره صدساله را یک شبه پیموده اند، سخت در اشتباهید. نه با عجله و نه به صورت اتفاقی، نمی توان مسیر برندینگ را پیمود. از این رو هرگز عجله نداشته باشید. برنامه ریزی درستی انجام دهید و اجازه دهید تک تک برنامه های تان، مسیر خود را بپیمایند و به نتایج مطلوب برسند.

2- بزرگنمایی نکنید

برداشت مخاطبان از رفتارهای مختلف شما که با دید بزرگنمایی انجام می دهید، الزاما آنی نیست که شما انتظارش را دارید. این تلاش که خود و مجموعه تان را بزرگ تر،مهم تر، تواناتر و باصلاحیت تر از آن چه هست جلوه دهید، برخلاف تصور شما، بیش از آن که به نفع شما تمام شود، منجر به متضرر شدن و از دست دادن جایگاه ذهنی تان در ذهن مخاطبان خواهدشد.

article_image_one_367.jpg

3- هرگز کپی نکنید

هیچ برندی نمی تواند با کپی کاری، مسیر را کوتاه تر کند. این یک تصور باطل است که با کپی برداری از بزرگان، شما نیز خواهید توانست جایگاه ذهنی معادل با جایگاه آنان در ذهن مخاطبان تان بیابید. هرگز کپی نکنید، حتی اگر آن چه اصالتا از آن شماست، در قیاس با دیگران، شما را راضی نمی کند. البته بررسی مسیرهای موفقیت دیگران به هیچ عنوان شامل این مقوله نیست.

4- شعارهای بیهوده نسازید

ادعاهایی که بسیاری از کسب و کارهای در حال رشد در غالب شعارهای تبلیغاتی و تک لاین ها و... بیان می کنند، بیشتر خنده دار است تا اثربخش. گاهی حتی می شنویم که مجموعه ای برای رسیدن به همان شعار خنده دار ناکارآمد، ساعت ها جلسه برگزار کرده و مبالغ هنگفتی هزینه داده است. اگر در مسیر برندینگ قرار دارید، هوشمندی و نگاه کارشناسانه را در شعارهایی که می سازید در اولویت قرار دهید

5- بی مهابا تبلیغ نکنید

اگر فکر می کنید هرچه بیشتر سرمایه گذاری تبلیغاتی داشته باشید به همان اندازه برندتان با سرعت بیشتری رشد خواهدکرد، سخت در اشتباهید. گاهی اوقات، اصرار کورکورانه به بمباران تبلیغاتی مخاطبان، نه تنها منجر به ارتقای برندتان در ذهن آنان نخواهدشد، بلکه در ناخودآگاه مخاطب، گونه ای از پس زدگی برندتان را به همراه خواهدداشت

6- از تغییرات ناگهانی پرهیز کنید.

تغییر همیشه بد نیست. اما تغییر ناگهانی از دیدگاه برندینگ، اغلب آسیب رسان است. اگر در حال مدیریت و توسعه برند خود هستید، حواس تان باشد که باید تصمیمات تان در زمینه تغییرات ضروری درون و برون سازمانی که می تواند نمودی میان مخاطبان تان بیابد و بر برداشت آن ها از برندتان اثر بگذارد، کاملا هوشمندانه اتخاذ شود و به گونه ای مدیرانه نشان داده شود.

7- براساس قیمت پایین، رقابت نکنید

اگر در ورطه رقابت قیمتی گرفتار شده اید و همواره مجبورید برای حفظ سهم بازار خود، ارزان تر از رقبا بفروشید، فاصله زیادی تا بدل شدن به یک برند خوب دارید. توانایی مدیریت قیمت در مقایسه با رقبا در بازارهای رقابتی، پارامتری بسیار مهم است، اما در مسیر برندینگ، هرگز فقط بر مبنای قیمت رقابت نکنید.

8- نظارت تان را بر هیچ حوزه ای قطع نکنید

مدیریت یک برند همانند صدابرداری از یک ارکستر سمفونیک است. یک صدابردار حرفه ای، می داند که این اجازه را ندارد که چشم از میز کنترل میکسر برچیند. احساس مخاطب از برند شما، همان لذتی ست که او از شنیدن صدای بی نقص ایفای ارکستر سمفونیک تجربه خواهد کرد و شما همان صدابردار خبره ای هستید که نباید هیچ حوزه ای را از کنترل خود خارج کنید. اگر دوست دارید تمام جوانب، به نفع برندتان مدیریت شود، هرگز نظارت تان را بر هیچ حوزه ای قطع نکنید

9- آن چه را که دارید، یک جا رو نکنید

این یک تصور غلط است که برخی می پندارند برای جلب نظر مخاطب، باید تمام داشته های خود را حتی به گونه ای بی برنامه در معرض دید او قرار دهند. این گونه با وجود داشتن توانایی برای انجام صحیح و کامل تمای آن چه ادعا کرده اید، مخاطب آن را به گونه ای، سنگ بزرگی خواهدشناخت که علامت نزدن است. برای معرفی توانایی های خود به مرور زمان،برنامه داشته باشید. این گونه همیشه شما یک قدم از انتظارات مخاطب پیش هستید.

10- از نگرش های رفع تکلیفی خودداری کنید

شاید در نگاه اول به این جمله، چنین مفهومی را بسیار با فاصله از حقایق مدیریت برند حال حاضر خود بدانید، اما اغلب اوقات، بخش بزرگی از مدیران تصمیم ساز، خواسته یا ناخواسته تصمیماتی می گیرند که از جنس رفع تکلیف است. به عنوان مثال تعداد برندهایی که در حوزه بسته بندی خود تحقیق و برنامه ریزی اصولی انجام می دهند زیاد نیست. این موضوع به بسیاری از جنبه های مختلف کسب و کارتان که می تواند برندتان را تحت تاثیر خود داشته باشد، قابل تعمیم خواهدبود.

 

منبع:وب سایت بانی سایت

3 بخش تقسیم بندی بازار در کسب و کار

بخش بندی بازار تبدیل به ابزاری می شود که هر کسب و کاری جهت به دست آوردن مزیت رقابتی به آن نیاز دارد. تعریف درست بازار به چندین دلیل ضروری است. اندازه گیری سهم و رشد بازار ، تعیین مشتریان هدف، تشخیص رقبای موجود و در حال شکل گیری و از همه مهمتر شکل گیری راهبرد بازاریابی ست که باعث ایجاد تمایز می شود. بازارها معمولا به بخش های طبیعی تقسیم می شوند که که شامل مشتریانی با سطح علاقه مشابه و همچنین قرارگیری در یک طبقه خاص هستند.

بخش های بازار باید ویژگیهای خاصی داشته باشند:

  • بخشها باید از اندازه مطلوبی برخوردار باشند تا شرکت برگشت خوبی از تلاشهای خود داشته باشد.

  • معیارهای بخشها باید این توانمندی را به شرکت بدهند تا شرکت بتواند ارتباط موثری با آنها برقرار کند.

در عمل بخش بندی بازار یکی از دشوارترین مفهوم های بازاریابی جهت تبدیل شدن به واقعیت است. در صورت عدم تبدیل این مفهوم به واقعیت، تبدیل به یکی از صدها شرکتی می شویم که محصولات معمولی می فروشند. بدین مفهوم که ، چیزی که ما به مشتری ارائه می دهیم بسیار شبیه به چیزی است که دیگر شرکتها ارائه می دهند و در چنین شرایطی، ارزانترین محصول به فروش می رسد.

article_image_one_381.jpg

بخش بندی بازار به سه مرحله تقسیم می شود:

مرحله 1: نیاز بازار

در ابتدای این مرحله باید مناطق جغرافیایی مربوطه را با درک کامل بازاری که محصولات و خدمات شما در حال رقابت با رقبا می باشد را تعیین کنید. وقتی که بخشها مشخص شدند، امکان تعیین اهداف مناسب بازاریابی و راهبردهای خاص هر محدوده را به شما می دهد. طراحی نقشه بازار، روش مناسبی جهت تشخیص این موضوع است که تصمیم ها در مورد محصولات و یا خدمات در حال رقابت در کجا گرفته می شوند و چه کسانی مرحله بعدی را آغاز می کنند. شما همچنین باید روشهای خاص توزیع محصول در بازار را در نظر بگیرید،چون همه آنها الزاما در همه مراحل وجود ندارند.

مرحله 2: درک این موضوع که چه کسی، چه چیزی را، کجا، چه وقت، و چگونه می خرد؟

این مرحله انجام کارهایی به قرار زیر است:

  • تشکیل یک نمونه کلی برای تصمیم گیرندگان مختلف

  • تعیین شرایط و ویژگیهای خریدی که تصمیمات خرید در آن گرفته می شوند.

  • توجه به صنایعی که مشتری برای توصیف تصمیم گیرندگان به کار می برد.

هر جزء از موارد فوق تعیین می کند که کدامیک از محصولات جایگزین باید فروخته شود، تصمیم گیرندگان را مشخص می کند و همچنین سطح مشابهی از علاقه به مجموعه ی خاصی از ویژگیها را بیان می کند.که این ویژگیها شامل چیزی که فروخته شده، مکان فروش، زمان فروش و نحوه فروش هستند.

مرحله 3: به چرایی رفتارهای مشتریان می پردازد

آخرین و دشوارترین موضوع این است که هر ترکیب خرید باید توضیحی مختصر در مورد رفتار خاص خریدار داشته باشد. به عبارت دیگر، باید منافع به دست آمده را بررسی کرد. ساختار بازار و بخش بندی بازار ارکان بازاریابی هستند. اگر یک سازمان وقت و انرژی لازم را جهت این چالش صرف نکند، غیرممکن است با بازار پیش برود. همین موضوع باعث می شود که در چنین سازمانی، بازاریابی بی تاثیر بوده و یا در بهترین حالت، سازمان وقت خود را صرف بهبود و فروش محصول یا خدمتی می کند که با بازار متناسب نیست.

فرآیند بخش بندی بازار شامل 7 گام است.

  1. طراحی نقشه برای بازار: ساختار و تصمیم گیرندگان بازار

  2. چه کسی خرید می کند: تعیین مشتریان

  3. چه چیزی فروخته می شود: گزینه های خرید

  4. چه کسی چه چیزی می خرد: مشتریان و خریدهای آن ها

  5. چرا خریده می شود: نیازهای مشتریان

  6. شکل دهی بخش ها: ترکیب مشتریان مشابه

  7. فهرست بررسی بخش: بررسی واقعی

در کل، اهداف بخش بندی بازار شامل موارد زیر است:

  • کمک به تعیین جهت بازار با تحلیل و کمک به درک تمایلات و رفتارهای خریداران

  • کمک به انجام بازاریابی واقع گرایانه و تعیین اهداف فروش

  • کمک به بهبود تصمیم گیری با اجبار مدیران به بررسی دقیق گزینه ها

منبع:وب سایت بانی سایت

5 ارزش اعتباری برند

بهترین روش شناخت یک برند، تشریح نحوه عملکرد برند در تعامل با مشتریان برای افزایش سطح آگاهی از برند و ایجاد اعتماد است. برای ارائه این مقاله از نتایج تحقیقات موسسه The Values Institute در خصوص ارتباط مشتری با برند، بهره گرفته شده است. ارزش ویژه برند یا همان CBBE بسیار مهم است. در ادامه به تشریح نحوه قرارگیری برندهای معتبر در بالاترین جایگاه در ذهن مخاطب خواهیم پرداخت.

ابتدا باید این موضوع را شفاف نماییم :
امروزه باارزش ترین برندها بر ایجاد ارتباط با مصرف کنندگان از طریق خلق یک تجربه خوشایند در ذهن وی، تمرکز دارند.شرکت های معتبر بر برندینگ احساسی (برندسازی احساسی) Emotional Branding برای ایجاد یک رابطه قوی با مشتری متمرکز هستند.به قول جیم استنجل(مدیر بازاریابی بین الملل P&G)، هنگامی که مدیریت برند و عملیات برندینگ بر تحریک عواطف و احساسات و درگیر نمودن مصرف کنندگان، برنامه ریزی شده باشد، شما یک میل بسیار قوی تر، کسب وکار بسیار قوی تر، رشد بسیار قوی تر و نتایج بسیار مناسب تری خواهید داشت. وقتی به برندهای P&G نگاه می نماییم، احساسات بسیاری قوی تری بین مصرف کننده و این نمانام ها در مقابل برندهای رقیب وجود دارد، رشد سهم بازار برندهای پی.اند.جی خیلی بیشتر از سایر رقبایی است که تنها بر برتری عملکردی تمرکز نموده اند.

راز برندهای معتبر Secrets of Brands
در اینجا به بررسی تاکتیک های بکار گرفته شده توسط این شرکت های به عنوان معتبرترین برندها در ارتباط با مشتری می پردازیم.

article_image_one_422.jpg

شخصی سازی در آمازون Amazon

برند خرده فروشی ای است که به دنبال ارائه محصولات با دسته بندی و الویت دهی بر اساس امتیاز افراد است. امتیازی که بر اساس تجربه مشتریان موجب خلق ارزش اعتباری برای آن محصول می گردد. آمازون دسترسی به محصولات استثنایی، نحوه عملکرد آن محصول و تجربه سایر مشتریان را در اختیار مشتریان خود قرار می دهد. این امر موجب ایجاد اعتماد مصرف کنندگان و خلق یک نام تجاری قوی شده است. باوجود میلیون ها محصول، دسترسی ۲۴/۷، جستجوی پیش رفته، اعلام نظر کاربران و سایر امکانات موجود در سایت، Amazon.com ارائه دهنده تجربه شگفت انگیزه خرید آنلاین به مشتریان خویش است.

ارائه محصولات جدید (باقیمت بسیار نازل و با ارسال رایگان) همراه با کاهش مدت زمان خرید است که به عنوان ارزش پیشنهادی اصلی آمازون برای مشتری است. محصولی که با یک کلیک سفارش و در کمترین زمان ممکن دریافت خواهد شد. با توجه همکارهای آمازون با سایر تامین کنندگان، تنوع بالای محصولات موجب اتکای هرچه بیشتر مشتریان به خرید همه چیز در این سایت است و به قول معروف: هر آنچه بخواهی اینجا است و جای دیگر خبری نیست. باوجوداین میزان امکانات در سایت آمازون، شاید بکار بردن کلمه "شخصی سازی" خدمات ارائه شده به نظر غیرواقع بینانه به نظر برسد، اما باوجود کمک های فکری خریداران پیشین به مشتری جدید در فرایند تصمیم گیری وی، امتیازدهی به محصولات و توصیه ها و پیشنهاد ها تکمیلی، آیا انتخاب یک محصول در این سایت در شرایطی متفاوت از سایر رقبا نیست ؟ البته آمازون پروفایل های ساخته شده توسط کاربران را برای شناخت پروفایل های جعلی را بر اساس اعلام نظرها، امتیازها، توصیه ها و فهرست های شخصی از محصولات مدنظر و .... موردبررسی قرار داده می دهد.

فروش شادی در کوکاکولا Coca-Cola

عناوین تبلیغاتی کوکاکولا : آفتاب سرد . بر خط تازگی بمان . طمع زندگی خوب. از زمانی که این برند به جهان نوشیدنی ها معرفی شد به دنبال تحقق یک قول است : شادی مصرف کننده. در واقع کوکاکولا به دنبال ایده ای برای القای حمایت خود از "ایجاد شادی" در مصرف کننده است. کوکاکولا در تمام نقاط تماس خود با مشتری ، از فیس-بوک تا ماشین فروش خودکار به دنبال اعلام حمایت خود از شادی مشتریان خویش است. اگر ماجرای مفتضحانه تغییر مزه کوکاکولا در دهه ۸۰ با کمپینی تحت عنوان New Cook را کنار بگذاریم، تمام تلاش کوکاکولا بر ساخت یک هویت برند شرکتی برای ایجاد یک تصویر مانا و قابل انتقال به نسل های آتی جهت ارائه تعریفی کوکاکولایی از شادی است. این برند کاملا شفاف بیان می دارد که جایگاه کنونی خود را مدیون مشتریان گذشته و حال خود است. این اعتبار موجب شده است که در تمام تحقیقات انجام شده پیرامون این برند، یک تداعی منفی و ثابت از این برند در بین مصرف کنندگان وجود ندارد.

به قولتان، زندگی می بخشیم در فدکس FedEx

با شور و اشتیاقی بسیار در انجام وظایف محوله، FedEx یک هویت شرکتی بسیار قوی ایجاد نموده است. جای تعجب نیست که این شرکت به میزان بالایی از کارایی برای دستیابی به چیزی که خود قول داده، دست پیدا نموده است که موجب شده دستیابی به اثربخشی خارق العاده ای در نتایج عملیاتی آن سازمان شده است. فدکس برای آنکه قابل اعتماد بودن خدمات خود را نشان دهد با برپایی کمپین برندینگ تحت عنوان "We Understand" از درک کمبودهای مشتریان خود صحبت نمود. به منظور ایجاد ارتباط مستقیم با مشتریان، فدکس برنامه ارائه جوایز شخصی سازی شده و همچنین ارتباط با مشتریان از طریق شبکه های اجتماعی را اجرا می نماید. فدکس به مشتریان خود به صورت یک انسان و نه یک عدد می نگرد.

باحال بمان در اپل Apple

کدام شرکت است که افراد عادی جامعه و مطبوعات نفس نفس زنان منتظر ارائه محصولات جدید آن هستند ؟ نکته اساسی محصولات اپل که سبب ایجاد اعتماد مشتری می گردد آن است که محصول بعدی باهوش تر و هیجان انگیزتر خواهد بود و موجب بهبود کیفیت ارتباط ، کار و تفریح می گردد. مشتریان از تجربه خرید محصولات اپل لذت می برند.درحالی که اپل را با خلاقیت و سیمای زیبا یاد می نماید، اما نکته اصلی در نمایندگی های فروش اپل است. نمایندگی فروش اپل نقش بسیار مهمی در تهییج، همکاری و شفافیت بین مشتریان و کارکنان فروش ایفا می نمایند. اپل یک رویکرد در خصوص شعب فروش دارد : ما برترین خرده فروشی در تاریخ هستیم. افراد وقتی وارد نمایندگی فروش می شود باید میزان امید و اعتمادبه نفسشان با توجه به تجربه شگفت آور خود در زمان خرید محصولات اپل، بالاتر رفته و حس خیلی خوبی داشته باشند. اپل از شعبه فروش برای نمایش و نه گفتن فلسفه خود استفاده می نمایند. این فلسفه با میزهای بسیار بزرگت ، فضای آزاد درون شعبه، دیوارهای شیشه ای و کارکنانی مسلح به اسکنرهای بارکد خوان برای حذف صف پرداخت، به مشتری انتقال می یابد.(apple store فروشگاه اپل)

طراحی یک تجربه در تارگت Target

این موضوع که Target یک فروشگاه زنجیره ای ارزان فروشی است، غالبا به راحتی فراموش می گردد. زیرا با حرکتی نرم، شیک و زیبا با همکاری با طراحان حرفه ای در کمپین های تبلیغاتی خود، کاتالوگ هایی در نسخه های محدود برای دیوانگان فشن ارسال و با استفاده از چهره های محبوب هنری، خط بطلانی برای تصویر ذهنی از این برند به عنوان یک فروشگاه عرضه کننده انبوه محصولات تجاری، می کشد. فروشگاه تارگت به دنبال ایجاد یک تجربه منحصربه فرد از خرید برای مشتریان است ، از طراحی فروشگاه تا انتخاب محصولات، قیمت و نوع خدمت به مشتری. فرانکل، مشاور برندینگ تارگت می گوید: تمام تلاش تارگت بر ارائه محصولاتی باکیفیت در قیمت هایی بسیار نازل اما باتجربه خرید متفاوت است. گرم و انسانی بودن تداعیات شخصیت این برند است. سیستم خدمت به مشتری در این فروشگاه ها بسیار دوست داشتنی و استاندار شده است. برای مثال، صندوق داران به سراغ افراد حاضر در صف رفته تا صف کوتاه گردد. مشتری برای این فروشگاه یک میهمان است. با میهمان چگونه باید رفتار نمود ؟ مشتری به صرف قیمت های پایین به این فروشگاه نمی رود.

ثابت قدم ماندن در فورد Ford

در عصری که همه چیز در حال تغییر است، Ford یک برنامه برندینگ عملیاتی ثابت و پایدار را به صورت یک فانوس هدایت گر تعریف نموده است.نام تجاری تک سیلابی و ساده ای که هم لوگوی آن را شکل داده و هم یادآور پایه گذار این شرکت هنری فورد است. هویت بصری تجاری این شرکت در مقابل آزمون زمان همچنان پابرجاست. داستان برند فورد هر فردی را به تحسین وامی دارد. در بین ماشین های تولیدی در منطقه دیترویت، فورد دارای بهترین ثبات برند، استراتژی محصول و اجرا است. فورد به مشتری گوش داده و بر اساس نیاز وی، محصولی را تولید می نمایند تا جایی که مدیرعامل این شرکت از طریق شبکه های اجتماعی با مشتریان در تعامل است.

فرهنگ می تونی انجام دهی در نایک Nike

بر اساس بیانیه مأموریت مندرج در سایت Nike : هدف نایک، الهام بخشی و نوآوری برای هر ورزشکار در جهان است. و می افزاید : اگر بدن داری، ورزشکار هستی. این یک پیام بسیار الهام بخش برای برقرار ارتباط بین یک شرکت و تمام مصرف کنندگان در سراسر جهان است. به گفته پروفسور کلر ( استاد بازاریابی دانشگاه دارت موس) ، نایک بر مشتری بسیار متمرکز است. با نقاط تماس بسیار زیادی که در سراسر جهان دارد، میزان ارتباط و استحکاک خود را با ورزشکاران نخبه و مصرف کنندگان عادی را در بالاترین سطح نگه داشته است. نایک به دنبال خود توانمندسازی افراد در رسیدن به بهترین شرایط فیزیکی و روانی است و این برند هر فرد را به "Just Do It" معروف خود دعوت می نمایند. نایک همواره درحال توسعه پایدار محصول است. این برند با به کارگیری آخرین تکنولوژی ها مانند بالشتک های هوایی و پارچه های ضد رطوبت( یکی از برترین توانمندی های این برند) به مصرف کننده خود این اجازه را می دهد که مانند یک ورزشکار حرفه ای از یک محصول بسیار خاص استفاده نماید.نوآوری از دید مصرف کننده به معنای اهمیت به بهبود کیفیت سلامت است.

ایجاد ارتباطات دراستارباکس Starbucks

غول دنیای کافی شاپ های زنجیره ای، یک قول اجتماعی به مشتریان خود داده است : ما مردمان را به یکدیگر نزدیک می نماییم. استار باکس با داشتن تعداد بسیار زیاد شعبه و دسترسی بالایی که مشتریان به این برند دارند، به ایجاد این ارتباط بین افراد کمک نموده است. از Wi-Fi رایگان تا پخش موسیقی، میزهای بزرگ و اتاق های برگزاری جلسات تجاری، همه و همه برای تعامل سازنده با مشتری طراحی شده است. مدیرعامل استارباکس می گوید : همه چیز این برای ارتباط، اکتشاف، الهام و خلاقیت فراهم آورده شده است. استارباکس یک رویکرد خلاقیت محور دارد و حرف های جدید خود را بلافاصله در شعب خود پیدا سازی می نمایند. استارباکس با درک صحیح هنجارها و استراتژی رقبای منطقه ای، استراتژی رقابتی منطقه ای خود را برای رقابت با رقبای محلی تعریف می نمایند.

پس 5 ارزش اعتباری برند عبارتند از :

  1. توانایی ( توانایی اجرایی و عملکردی)

  2. اهمیت ( اهمیت به مشتری و کارکنان

  3. ارتباط ( تسهیم ارزش ها با مشتری)

  4. ثبات ( قابلیت اعتماد و اتکا بر محصول/ خدمت)

  5. صمیمیت ( گشاده رویی و صداقت)

منبع:وب سایت بانی سایت

4 نکته برای برندینگ از نگاه مدیران BMW

شرکت BMW با ایجاد تغییرات ساختاری در خودش توانست به یکی از برندهای محبوب خودرو در دنیا تبدیل شود. بازار اتومبیل ها در حال حاضر رو به پیشرفت است و به همین دلیل شرکت های مختلف باید به روش های متفاوت، میزان موفقیت خودشان را افزایش دهند. اینکه بدانید به چه شکل و در چه زمانی دست به ایجاد تغییرات در شرکت خودتان بزنید، شما را به یک رهبر خوب و مدیری موفق تبدیل خواهد کرد.

تاحالا شده فکر کنید شرکت یا برندی که در اختیار دارید در حال درجا زدن است و پیشرفت زیادی ندارد؟ اگر چنین حسی دارید، چند راه حل را به شما پیشنهاد می کنیم که می توانند روند فعالیت شرکت و برندتان را دگرگون کنند.دیوید دونکان (David Duncan) معاون شرکت BMW در آمریکا به 4 نکته برای معرفی بهتر یک برند و شرکت اشاره می کند که در ادامه آن ها را بیان می کنیم.

1. همیشه گوش کنید

اولین قدم برای ایجاد تغییرات در شرکت، گوش دادن به درخواست مخاطب های مختلف است. مردم بازخوردهای مثبت و منفی زیادی دارند و باید به تمام آن ها گوش کنید. باید سعی کنید که فعالیت های شرکت را با توجه به تغییر نیاز کاربران عوض کنید. این موضوع در تمام حوزه ها و صنعت های مختلف کاربرد دارد.

article_image_one_530.jpg

2. خودتان را محک بزنید

در قدم دوم باید شرکت خودتان را محک بزنید. به طور مثال خود را جای مشتری قرار دهید و فعالیت های شرکت را از دید او نگاه کنید. شرکت BMW با انجام دادن این کار فهمید که تبلیغات اش هیجان انگیز نیست و مردم زیاد آن ها را دوست ندارند. مردم می خواستند که این شرکت محصولاتی خلاقانه و با کیفیت را تولید کند. برای جذب کردن مشتریان سطح بالا، باید محصولی با کیفیت و سطح بالا هم تولید کنید. همچنین باید به شکل معرفی محصولات خود به مشتریان هم فکر کنید. تبلیغات باید به شکلی باشند که مشتری به خوبی متوجه نقاط قوت محصولی که تولید کرده اید، بشود. همچنین در تبلیغات نباید زیاده روی کرد. با این کار می توانید شرکت خودتان را از دیدگاه مشتریان محک بزنید.

3. از خود راضی نباشید

یکی از چیزهایی که باعث می شود به شرکت خودتان آسیب بزنید این است که فکر کنید روند شرکت همیشه خوب است و توانسته اید نظر مردم را به سمت خودتان جلب کنید. به طور مثال ممکن است بخواهید همیشه یک شرکت دوست داشتنی از دید مردم باشید و سعی کرده اید که فعالیت های شرکت هم در این راستا باشد. اینجاست که باید بدانید هیچ روش و دلیل خاصی برای این که یک شرکت خوب باشید وجود ندارد و باید کارهای مختلفی انجام دهید. همیشه دست به کارهای جدید بزنید تا بتوانید به روند موفقیت های خودتان ادامه دهید. هیچ کس نمی تواند تمام مشکلات را حل کند و به همین دلیل باید جایگاه افراد را تغییر دهید. تغییر دادن جایگاه افراد باعث می شود که تجربه های جدید به وجود بیاید تا افراد مختلف بتوانند برای کاری که می خواهند انجام دهند، راه حل های جدید خلق کنند. برای اینکه بتوانید تجربه های کاری خوب به وجود بیاورید باید نقش افراد را بارها و بارها تغییر دهید تا آن ها بتوانند در جایگاه درست کار کنند.

4.همه چیز تبلیغات و بازاریابی نیست

بازاریابی و تبلیغات تنها روش برای تغییر برند یا معرفی فعالیت های آن نیست. شما باید به تمام روش هایی که فعالیت شرکت تان را به مشتری مربوط می کند، آگاهی داشته باشید. باید با مشتریان خود در ارتباط باشید و همیشه با آن ها به خوبی برخورد کنید. باید به مشتریان خود گوش کنید و ببینید آن ها از چه چیزهایی خوششان می آید و چه چیزهایی باعث می شوند که شرکت های دیگر از نظر آن ها موفق باشند. اگر بتوانید این کار را رعایت کنید، قطعا می توانید خودتان را در ذهن مشتری نگه دارید.

منبع:وب سایت بانی سایت